تاريخ و انقلاب

قيام خونين
يکشنبه 19 دي 1389 - 7:51:35 AM
  بزرگنمایی:

نويسنده: عليرضا تاجريان
اشاره: 19 ديماه سالروز قيام شجاعانه مردم مسلمان قم است؛ قيام خونيني که برگ زريني در تاريخ حماسي پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي به ثبت رساند و نشان داد که قلب ملت ايران براي خميني کبير که فرسنگها دور از وطن در تبعيد به سر مي برد، مي تپد و آنها اجازه هيچ توهيني را نسبت به ساحت اين مرجع عاليقدر عالم تشيع نمي دهند.
قيام خونين مردم قم، يادآور اعتراض به عمل ضد ولايتي و ضد ديني رژيم خائن پهلوي است که با به شهادت رسيدن جمع کثيري از طلاب ، روحانيون و مردم قم، فريادهاي حق طلبانه و قيام انقلابي مردم قم به خاک و خون کشيده شد تا معادلات رژيم طاغوت، نتيجه معکوس دهد و جريان انقلاب را براي وارد کردن ضربات نهايي بر پيکره حکومت استبدادي شاه آماده سازد تا يک سال بعد طليعه پيروزي انقلاب اسلامي در سراسر ايران طنين انداز شود.

نگاهي به قيام 19 دي مردم قم
روز هفدهم دي ماه سال 56 در روزنامه اطلاعات مقاله توهين آميزي نسبت به ساحت مرجع عاليقدر جهان تشيع حضرت امام خميني(ره) چاپ شد که در اين مقاله با ستايش از انقلاب سفيد، ترور شخصيت حضرت امام خميني (ره) و اهانت به مقدسات مورد هدف قرار گرفته شده بود؛ اين مقاله توهين‌آميز که با عنوان «ايران و استعمار سرخ و سياه» به قلم فردي مجهول‌الهويه با نام مستعار «احمد رشيدي‌مطلق» چاپ و منتشر شد، اولاً در نظر داشت با  تعريف و تمجيد از «انقلاب سفيد» يا «انقلاب شاه و ملت»، اين برنامه را مترقي‌ترين برنامه در ايران كه راه را براي پيشرفت و اجراي اصول عدالت اجتماعي هموار كرده است معرفي نمايد.
هدف دوم اين مقاله، تلاش براي نشان‌دادن پيوند ميان استعمار سرخ و سياه بود و در قسمتي از اين مقاله، روز ششم بهمن 1341.ش (2520 شاهنشاهي) كه سرآغاز انقلاب شاه و ملت معرفي مي‌شد، نويسنده اين تاريخ را روز اتحاد استعمار سرخ و سياه كه هركدام در ايران برنامه خاصي داشتند، ناميده بود  و قيام پانزدهم خرداد 1342 و حوادث پيرامون آن را تبلور همكاري و اتحاد صميمانه اين دو نوع استعمار قلمداد کرده بود.
هدف سوم اين مقاله ، تلاش براي ايجاد اختلاف بين روحانيون بود که اين مقاله روحانيون را به دو دسته متمايز تقسيم مي کرد؛ 1ـ روحانيون هوشيار در خدمت انقلاب شاه و مردم 2ـ روضه‌خوانان جاه‌طلب در خدمت مالكان. اين مقاله، شأن روحانيت را به‌حدي تنزل داده بود كه آن را ابزاري در دست يكي از دو قشر دربار و مالكان دانسته و معتقد است كه مالكان و ورشكستگان سياسي سرخ، باور داشتند كه مي‌توانند چرخ انقلاب را از حركت باز دارند و اراضي واگذار شده به دهقانان را از دست آنان خارج سازند و بنابراين به روحانيت متوسل شدند، زيرا مي‌پنداشتند كه مخالفت روحانيت مي‌تواند برنامه اصلاحي انقلاب را دچار مشكل سازد. اين مقاله درصدد القاي اين مطلب بود كه روحانيون طرفدار انقلاب سفيد بسيارند و در مقابل، روضه‌خوانان در خدمت مالكان، معدودي بيش نيستند.
هدف اصلي اين مقاله، اهانت به امام‌خميني و تلاش براي نشان‌دادن پيوند وي با استعمار سرخ و سياه و رهبري او در قيام پانزدهم خرداد 1342 بود.
 درج اين مقاله توهين آميز موجي از انزجار را در ميان مردم برانگيخت و آنها را مصمم به دفاع از رهبر نهضت اسلامي و انقلاب کرد و چون  هنوز واقعه  شهادت آيت الله سيدمصطفي خميني، فرزند ارشد و مبارز امام در آبان ماه همان سال - امام اين واقعه را از «الطاف خفيه الهي» ناميده بودند- فراموش نشده بود و مجالس عزاداري بسياري به ويژه در تهران و قم براي فرزند بزرگوار امام برپا مي شد، درج اين مقاله توهين آميز، جرقه حمله مردم به رژيم را زد و در اين ميان مردم قم که هنوز عزادار بودند دست به قيامي زدند که يوم الله ديگري در تقويم تاريخ انقلاب اسلامي ثبت شد.
با انتشار اين مطالب اهانت آميز، اولين واكنش ها در شهر قم آغاز شد. مدرسين حوزه علميه قم دروس حوزه را در روز 18 دي تعطيل اعلام كردند و در اين روز، طلاب با تشكيل اجتماع بزرگي تظاهرات خود را به سوي منازل مراجع آغاز كردند و تعدادي از علما و مراجع قم در سخنراني هاي خود، به حمايت از امام و محكوميت اهانت به ساحت ايشان پرداختند و بازاريان قم نيز با مشاهده حركت حوزه علميه، تصميم به تعطيلي مغازه هاي خود گرفتند و به جمع اجتماع بزرگ تظاهر کنندگان پيوستند. 
صبح روز هجدهم جمعي حدود 50،60 نفر از طلاب براي دفاع از امام خميني(ره) ، مقابل مدرسه خان تجمع کردند. اين گروه از آنجا به خدمت آيت ‌الله گلپايگاني رسيدند در منزل ايشان به اجتماع آنان افزوده شد و  وقتي از منزل آيت ‌الله گلپايگاني به سمت بيرون حرکت  کردند ،  با مأموران ساواک روبرو شدند و مورد  حمله و ضرب و شتم آنها قرار گرفتند.
صبح روز 19 دي مردم قم به سمت منزل منزل آيت‌ا الله شيخ هاشم آملي، حرکت کردند و در آنجا تجمع نمودند. عصر همان روز جمعيت گسترده اي از مردم و طلاب قم در منزل آيت الله نوري همداني حاضر شدند و قرار بر اين شد که مردم به سمت مسجد اعظم حرکت کنند و نماز مغرب و عشا در حرم مطهر باشند. زماني که اجتماع گسترده مردم و طلاب قم در حال حرکت به سمت مسجد اعظم بود، يکي از مأموران رژيم سنگي به کرکره بانک صادرات زد و بلافاصله کماندوهاي رژيم به سمت جمعيت حمله ور شدند و شروع به تيراندازي به سمت مردم بي‌ دفاع کردند و يکي از طلاب مدرسه حجتيه که از حجره خود، بيرون را نگاه مي ‌کرد، به شهادت رساندند. با شروع تيراندازي و پرتاب گاز اشک آور، مردم نيز به حمله متقابل پرداختند، اما نيروهاي امنيتي با گلوله و باتوم و گازاشک آور آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده بودند. هر لحظه بر تعداد کشته شدگان و مجروحين که اکثر آنها طلاب و روحانيون بودند افزوده مي شد و آنها در گوشه و کنار خيابانها مي افتادند. درگيري ها تا شامگاه همان روز ادامه داشت تا اينکه بعد از به شهادت رسيدن عده زيادي از مردم بي گناه قم و طلاب و روحانيون انقلابي سکوت مرگباري بر شهر قم حاکم شد و بعد از آن ناله و زاري از خانه هاي شهر قم بلند شد.

قسمتي از بيانات امام خميني (ره) پس از فاجعه کشتار 19 دي
حضرت امام خميني (ره) روز بيستم دي، نسبت به فاجعه کشتار 19 دي، واکنش نشان داد و پيامي به همين مناسبت صادر کرد. 
«من متحيرم که اين فاجعه را، اين فاجعه بزرگ را به کي بايد تسليت بگويم؟… به کي بايد تسليت گفت و از کي بايد تشکر کرد، در اين قضايا که بر اسلام پيش مي آيد و اين ملت بيدار ايران در مقابل اين مصيبتها استقامت مي کند، کشته مي دهد، هتک مي شود، بي جهت و بدون هيچ مجوزي مردم را به مسلسل بستند و تاکنون آنچه به ما اطلاع دادند، گرچه مختلف است، لکن بعضي از خبرگزاري ها هفتاد و بعضي صد و غالباً که به ما تذکر داده اند صد تا دويست و پنجاه نفر و از بعضي تلگرافاتي که از اروپا آمده است يا از آمريکا، عدد را سيصد نوشتند و باز هم معلوم نيست. عدد مجروحين الان معلوم نيست. بعد احصائيه لابد پيدا مي کند، اگر بتواند. اگر مثل پانزده خرداد به درچه حوض سلطان مردم را نريخته باشند …
مي گويند که همه علما موافق با اصلاحاتي است که ما کرديم و با انقلاب سفيد. در تمام ايران اگر يک عالم تو پيدا کردي که موافق با انقلاب خونين تو باشد، حق داري بگويي که همه علما؛ اين معممي که خودت درست کردي را بگذار کنار؛ اين که عالم نيست. معممي که خودت عمامه سرش گذاشتي و مي رقصاني اش هر جوري دلت مي خواهد، خوب، البته در هر جا يک همچو چيزي يکي دو تا هم هست. اما، تو در ائمه جماعات تهران يک امام جماعت پيدا کن که موافق با تو باشد. که بگويد من موافقم، در تمام ائمه جماعت ولايات يک امام جماعت پيدا کن که موافق با تو باشد. که بگويد من موافقم، در قم تو يک ملا پيدا کن که بگويد من با تو موافقم. حيا در کار نيست، همه مفسده ها را انجام مي دهند، همه کارهاي خلاف را انجام مي دهند و بعد براي اينکه مردم را بازي بدهند، مي گويند که با من همه علما موافقتند، يکي هم که اهل اينجا نيست مخالف است.
اسلحه دست بي اصل و دست غيرصالح است. همه اسلحه ها را ملاحظه کنيد. يک نظر عمومي بکنيد. قلم خودش يکي از اسلحه هاست. اين قلم بايد دست اشخاص صالح و دست افاضل باشد. وقتي که قلم دست اراذل افتاد، مفسده ها زياد خواهد شد. الان قلم دست اراذل است. در يک محيطهايي و در جنبه هايي و اين اراذل هر چه آن رذل فروشان انجام مي دهد، به يک صورت زيبايي، با يک قلم شيوايي، اينها خوب بزک کرده نشان مي دهند. اين جنايتي است که از قلم به اين ملت مي خورد. مفسده هايي که آنها مي کنند، جناياتي که آنها مي کنند، خونريزي هايي که آنها مي کنند، اين اهل قلم غيرصالح که اين حربه در دستش است. اين با قلمفرسايي خودش و مي نشيند توي خانه اش و قلمفرسايي مي کند و همه چيزها را وارونه نشان مي دهد. هر مطلبي شده باشد، عکسش مي کند. اين هم يک رشته است که قلم بايد در دست اشخاص صالح باشد.
اگر دانشگاه ما يک دانشگاه صحيح استقلالي بود، مستقل بود و اشخاصي که در آنجا –اگر صالحي هم در آنجا باشد- مي توانستند که کاري که مي خواهند و صلاح است انجام بدهند، روزگار مملکت ما به اينجا نمي رسيد و به بدتر از اين.… اگر دانشگاه ما يک دانشگاه صحيحي بود، اين جوانهاي ما که در دانشگاه مي خواهند يک حرف حقي را بزنند، با پليس خفه شان نمي کردند. دخترها را مي زنند؛ پسر را مي زنند؛ جوان را مي زنند؛ حبس مي کنند؛ چه مي کنند؛ اين براي اين است که دانشگاه ما استقلالي ندارد. دانشگاه ما نداريم، دانشگاهي که يک نفر آدم بر آن حکومت کند، اين دانشگاه نمي شود. محيط علم بايد محيط آزاد باشد.
اگر مجلس ما يک مجلس صالحي بود و اين ابزار دست صلحا بود، اين قوانين را مي گذاشتند بگذرد؟ مصونيت مستشارهاي آمريکايي که ذلت ايران و ننگ ايران است و بود اينها مي گذاشتند تصويب شود؟ مجلس ما نداريم، يک عده اشخاص را که مامور هستند، هم مامور سازمان امنيت، اسمش را گذاشتند مجلس …
اگر ما يک ارتش انگلي نداشتيم و يک ارتش مستقلي داشتيم، اجازه نمي داد که مستثارها بيايند همه چيزها در تحت دستور آنها باشد و اينها صاحب منصب هايشان جز آلت هيچ چيز نباشند. براي اينکه ارتش ما هم يک ارتشي نيست. همه اش در تحت نظر يک آدم است. يک آدم فاسد همه چيز را فاسد کرده است …
ما اميدواريم که همه طبقات علما و مجتهدين و چه طبقات محصلين علوم دينيه و چه بازاري ها، بازرگانان و چه لشکري ها و کشوري ها که همه خون دل مي خورند از دست اين حبيث، ما اميدواريم که تمام اينها دست اتحاد به هم بدهند. احزاب سياسي ما مستقلاً کار نکنند. همه با هم روابط داشته باشند. همان طوري که اخيراً در اين قضيه هم اظهار تنفر کردند و هم بعضي احزاب سياسي اظهار تنفر کردند و هم علما و اهل بازار و هم دانشگاهها و هم داخلي ها و هم خارجي ها براي ما تلگراف کردند و اظهار تنفر خودشان را از دستگاه کردند از آمريکا، از اروپا و آنها بعضي شان نوشتند سيصد نفر در اين قضيه از بين رفته اند. من اميدوارم که همه جبهه ها، همه جبهه ها با هم همدست بشوند و اگر ملت به همه ابعادش همدست شود، اين اسلحه از دست اين ناصالح ها خلع مي شود… بيدار شوند مردم که شده اند، ان شاء الله و با هم بشوند. مجتمع باشند تمامشان. با هم دست به هم بدهند و ان شاء الله به حول و قوه خدا با دست هم دادن شما به هم و تفاهم همه جبهه ها با هم به زودي قطع مي شود اين ريشه … »(1)

پيامدهاي قيام خونين مردم قم
 قيام خونين مردم قم در درجه اول، به پيروزي انقلاب اسلامي سرعت بخشيد چرا که حضرت امام خميني (ره) رهبر انقلاب، پس از فاجعه کشتار 19 دي، سرنگوني قريب الوقوع رژيم شاه را پيش بيني کرد و از تمام اقشار مردم ايران خواست تا با اتحاد و همدستي ريشه طاغوت را براي هميشه قطع کنند.
بعد از قيام 19 دي، برگزاري مراسم بزرگداشت شهيدان قم، جلسات سخنراني  و تظاهرات خياباني نه تنها در شهر قم بلکه در شهرهاي ديگري چون تبريز و يزد نيز برگزار شد تا موج مهارناشدني را در سراسر کشور براي پيروزي انقلاب اسلامي دامن زند.
پيامد ديگر قيام خونين مردم قم، اين بود که مردم را بيشتر با حضرت امام خميني (ره) آشنا کرد و از ماهيت رژيم پرده برداشت و به جريان سياسي انقلاب جهت داد، تا در مسير خود به روزهاي پيروزي نزديک گردد. در واقع قيام 19 دي، نهضت امام خميني (ره) را مردمي تر ساخت، اعتراض ها را علني کرد و مبارزان را به خيابان ها کشاند و با برنامه ريزي و ساماندهي جديد، قيام مردم در قالب پديده چهلمي بعد از چهلم ديگر، نمود عيني تر پيدا کرد و اين زنجيره تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت.
همچنين قيام خونين مردم قم، ماهيت دروغين شعار حقوق بشر جيمي کارتر، رئيس جمهور وقت آمريکا را نيز افشا کرد و به او فهماند که ايران، «جزيره ثبات»ي که او گمان مي کند، نيست.
براي آنکه بهتر با اهميت قيام 19 دي در نهضت و انقلاب اسلامي واقف شويم، به قسمتي از بيانات مقام معظم رهبري در اين خصوص اشاره مي کنيم. ايشان در ديداري که با اقشار مختلف مردم قم‏ - در تاريخ 18/10/82- داشتند، درباره قيام 19 دي فرمودند: «روز نوزدهم دى بدون شك يكى از ايام‏الله است. اين روز در تاريخِ بعد از خود و مسير حركت در طول انقلاب و نهضت، تأثير اساسى داشت. اگر قيام مردم قم در طليعه اين نهضت و در پيشانى انقلاب ثبت نمى‏شد، به گمان زياد بدخواهان ملتِ ايران و دشمنان انقلاب حتّى هويت اسلامى نهضت را هم ممكن بود انكار كنند. با اين كار، قم مظهر قيام مؤمنانه مردم، مظهر اعتصام به حبل‏الله و مظهر «تقوموا لله مثنى و فرادى»  شد. بنابراين روز نوزدهم دى نقطه عزيمت در نهضت و انقلاب اسلامى ايران است.»
پاورقي:
1- صحيفه نور، جلد اول

 

استفاده از این مطلب با درج نام نویسنده و ذکر منبع بلامانع است.
  سایر مطالب