تاريخ و انقلاب

شاه از فرار تا مرگ در آغوش فرعون مصر
سه شنبه 19 بهمن 1389 - 11:03:50 AM
  بزرگنمایی:

از 26 دي 1357 که محمدرضا پهلوي در بحبوحه انقلاب اسلامي از ايران گريخت تا 5 مرداد 1359 که در بيمارستان رمادي قاهره درگذشت، در سرگرداني و آوارگي بود.
 مقامات امريکايي با پايان مهلت اقامت شاه در امريکا به وي اطلاع دادند که به دليل عواقب ناشي از تصرف سفارت امريکا در تهران امکان تمديد رواديد وي وجود ندارد و به همين دليل در پاناما جايي مناسب براي اقامت وي و همسرش در نظر گرفته شده است. شاه که غير از پذيرفتن، چاره ديگري نداشت به اتفاق همسرش در 24 آذر 1358 با هواپيماي نيروي هوايي امريکا از فرودگاه تگزاس به پاناما در امريکايي مرکزي برده شدند.
از 26 دي 1357 که محمدرضا پهلوي در بحبوحه انقلاب اسلامي از ايران گريخت تا 5 مرداد 1359 که در بيمارستان رمادي قاهره درگذشت، در سرگرداني و آوارگي بود.
او در اولين مرحله از سفر بدون بازگشت خود وارد آسوان مصر شد و به هنگام ورود به مصر مورد استقبال رسمي و تشريفاتي انورسادات رئيس جمهور اين کشور قرار گرفت.
سادات، ميهمانان را به هتلي در يک جزيره مصنوعي در وسط رود نيل انتقال داد. شاه يک هفته در اين هتل اقامت کرد. سپس در دوم بهمن 1357 با بدرقه رسمي سادات، مصر را به قصد مراکش ترک کرد. گرچه شاه به دعوت پادشاه مراکش به آن کشور رفت ولي در «رباط» از آن تشريفات رسمي که در مصر به عمل آمد خبري نبود.
ملک حسن پس از ديداري کوتاه و رسمي با شاه، ترتيب انتقال وي و همراهانش را به کاخ «جنانالکبير» در حومه پايتخت داد. شاه 67 روز در اين کاخ که در وسط باغ بزرگي بنا شده بود، ماند. در طول اين مدت از يکسو امام خميني از نوفل لوشاتو به تهران آمد و 10 روز بعد انقلاب اسلامي در 22 بهمن 1357 به پيروزي رسيد و از سوي ديگر در مدت زمان دو ماهه اقامت شاه در مراکش، اکثر درباريان و اطرافيان شاه که وي را در خروج از ايران به مصر و از آنجا تا مراکش همراهي کرده بودند، به تدريج او را رها کرده و رهسپار اروپا و امريکا شدند. تنها جمعي از خدمه بودند که شاه را هنگام ترک مراکش همراهي کردند. از سوي ديگر دولت مراکش نيز به دليل آن‌که تصميم گرفته بود روابط سياسي با جمهوري اسلامي ايران را حفظ کند مايل نبود اقامت شاه طولاني شود. اين موضوع را خود شاه و اطرافيانش نيز از فحواي مقالات مطبوعات مراکش فهميده بودند.
شاه تصميم داشت رهسپار امريکا شود اما مقامات امريکايي به دليل اوجگيري بحران سياسي در روابط تهران و واشنگتن، مايل به پذيرايي از وي نبودند. اردشير زاهدي از جمله کساني بود که در آن روزها دائماً در تلاش براي يافتن جايي جهت اقامت شاه بود. او که در «سنموريتس» سوئيس و همچنين در کنار درياچه ژنو، دو خانه ويلايي داشت، تصميم گرفته بود شاه را به آنجا انتقال دهد اما دولتمردان سوئيس مايل نبودند روابط شان با دولت جديد ايران به خاطر وفاداري به رئيس يک دولت سرنگون شده به خطر بيفتد.
محمدرضا پهلوي در شرايطي که نتوانسته بود کشوري را به عنوان پناهگاه بيابد، به پيشنهاد مشترک راکفلر و کيسينجر مجبور شد به «باهاما» در امريکاي مرکزي برود. اين سفر با هواپيماي اختصاصي شاه‌حسن مراکشي صورت گرفت زيرا خلبان معزي چند روز پس از آن‌که شاه و همراهانش را به رباط رساند، با موافقت شاه، مراکش را به مقصد تهران ترک کرد.
هواپيما صبح روز 10 فروردين 1358 فرودگاه رباط را به مقصد جزاير باهاما ترک کرد. در فرودگاه باهاما هيچ يک از مقامات دولتي براي پذيرايي از شاه حضور نيافتند و شاه و همراهان توسط «رابرت آرمائو» عضو ارشد «سيا» و دوست اشرف پهلوي به مقصد از پيش برنامه‌ريزي شده هدايت شدند. شاه، همسرش و يک پيشخدمت به يکي از جزاير و بقيه همراهان به جزيره ديگر برده شدند. به شاه و فرح اجازه خروج از جزيره داده نشد. شاه 70 روز در اين جزيره به سر برد. انتشار خبرهاي مربوط به برقراري نظام جمهوري اسلامي در 12 فروردين 1358، شناسايي جهاني جمهوري اسلامي ايران، اعدام هويدا و امراي ارتش شاه در ايران، ورود عرفات به تهران، تبديل سفارت اسرائيل به سفارت فلسطين، تعقيب بين‌المللي شاه و تشديد بي‌سابقه مراقبت‌هاي امنيتي براي حفظ جان شاه و ممانعت از ربوده شدن وي، بدترين خبرها و رويدادهايي بود که شاه طي 7 هفته اقامت خود در باهاما با آنها مواجه شده بود. علاوه بر اين، در همين مجمع‌الجزاير بود که شاه توسط پزشکان اعزامي از فرانسه، از بيماري سرطان لنفاويش مطلع شد.
شاه و باقيمانده همراهان روز 20 خرداد 1358 با يک هواپيماي کرايه‌اي از باهاما راهي مکزيک شدند و در يک خانه ويلايي که قبلاً براي اقامت آنان در نظر گرفته شده بود، مستقر شدند.
گفته مي‌شود وزارت خارجه مکزيک مايل به ورود شاه نبود اما «خوزه لوپز پورتيلو» رئيس‌جمهور آن کشور تحت فشار امريکا مجبور شده بود وي را در حومه مکزيکوسيتي براي مدتي اقامت دهد. شاه و معدود همراهان وي مدت چهار ماه در اين اقامتگاه ماندند.
در دوازدهمين روز اقامت آنان در مکزيک ـ دوم تير 1358 ـ انورسادات از پارلمان مصر تقاضا کرد قطعنامه‌اي تصويب کند و به شاه اجازه دهد تا به عنوان «پناهنده سياسي» براي هميشه در مصر بماند. در پارلمان مصر از اين پيشنهاد با کف‌زدن‌هاي بسيار، استقبال شد.
چهار هفته پس از ورود شاه به مکزيک بيماري وي تشديد شد. او يک تومور سرطاني بدخيم در ناحيه گردن داشت و از يرقان شديد نيز رنج مي‌برد. پس از چهار ماه اقامت در مکزيک وي مطلع شد که دولت کارتر با سفر او به امريکا صرفاً با هدف معالجه بيماري‌اش موافقت کرده است. از اين رو در 30 مهر، مکزيکوسيتي را به مقصد بيمارستان نيويورک ـ همان بيمارستاني که 17ماه پيش اميراسدالله علم وزير پيشين دربار به بيماري مشابهي در آن درگذشت ـ ترک کرد و به مدت 54 روز در آنجا بستري شد. در اين مدت دو بار تحت عمل جراحي طحال و کيسه صفرا قرار گرفت. کمتر از دو هفته پس از ورود شاه به اين بيمارستان، سفارت امريکا در تهران به تصرف دانشجويان مسلمان پيرو خط امام درآمد و اين امر بيش از پيش کارتر را به صحت ديدگاه‌هايش که مايل نبود شاه به امريکا بيايد، متقاعد کرد. دستور مسدود ساختن دارايي‌هاي ايران در بانک‌هاي امريکايي ـ 22 آبان 1358 ـ واقعه ديگري بود که اوضاع را پيچيده‌تر کرد.
مشاهده خشم ضد امريکايي مردم ايران و اصرار آنان براي تحويل گرفتن شاه، از تلويزيون اتاق بيمارستان نيويورک از جمله مهمترين نگراني‌هاي شاه بود. علاوه بر اين خبر آزاردهنده ديگر اين بود که به شاه اطلاع داده شد به محض بهبودي نسبي بايد خاک امريکا را ترک کند.
در همين حال سفير مکزيک نيز به همراهان شاه اطلاع داد که بعد از تصرف سفارت امريکا در تهران، دولت مکزيکوسيتي به خاطر حفظ روابط سياسي خود با حکومت تهران مايل به ميزباني مجدد شاه نمي‌باشد. بدترين لحظه شاه و همسرش زماني بود که در 11 آذر 58 از بيمارستان نيويورک مرخص شدند ولي هنوز مقصدي براي سفر نداشتند. در نتيجه آنان با يک هواپيماي نيروي هوايي امريکا به مقصد تگزاس پرواز کردند تا دو هفته باقي مانده از رواديد خود را در آنجا در داخل آپارتماني کوچک بگذرانند. اما در حين راه به همراهان امريکايي خبر رسيد که آپارتمان مزبور هنور آماده نيست. در نتيجه شاه و همسرش به مکاني که بعداً معلوم شد، تيمارستاني براي نگهداري بيماران رواني است برده شدند. با ورود به اين مکان همسر شاه براي نخستين بار با داد و فرياد به همراهان امريکايي خود اعتراض کرد و گفت: «آيا ما در اينجا زنداني هستيم؟ آيا کارتر ما را زنداني کرده است؟ ما در اينجا ديوانه خواهيم شد؟ بايد بيرون برويم و...»
براي فرونشاندن اعتراضات همسر شاه تلفن در اختيار وي گذاردند و او توانست بستگان خود را در جريان قرار دهد. پس از چند ساعت آنان به آپارتمان مورد نظر در پايگاه‌هاي نظامي «لک لند» تگزاس برده شدند.
مقامات امريکايي با پايان مهلت اقامت شاه در امريکا به وي اطلاع دادند که به دليل عواقب ناشي از تصرف سفارت امريکا در تهران امکان تمديد رواديد وي وجود ندارد و به همين دليل در پاناما جايي مناسب براي اقامت وي و همسرش در نظر گرفته شده است. شاه که غير از پذيرفتن، چاره ديگري نداشت به اتفاق همسرش در 24 آذر 1358 با هواپيماي نيروي هوايي امريکا از فرودگاه تگزاس به پاناما در امريکاي مرکزي برده شدند.
وقتي شاه و همسرش در فرودگاه پايگاه هوايي «هوارد» در پاناماسيتي از هواپيما خارج مي‌شدند جز جمعي از سربازان گارد ملي پاناما، افسران امنيتي، دستياران «عمر توريخوس» و سفير امريکا کسي در فرودگاه نبود. شاه، همسرش و پزشک مخصوص آنها با هليکوپتر از فرودگاه به يک پايگاه در جزيره‌اي به نام «کونتا دورا» متعلق به پاناما انتقال داده شدند.
توريخوس روز 25 آذر به ملاقات شاه آمد. او در پايان اين ملاقات به يکي از مشاورينش گفت: «شاه مانند پرتقالي است که تا آخرين قطره آبش را گرفته‌اند و تفاله‌اش حتي به درد غذاي خوک‌ها هم نمي‌خورد. اين سرانجام کسي است که کشورهاي بزرگ او را چلانده‌اند، شيره‌اش را کشيده‌اند و تفاله‌اش را دور انداخته‌اند.»
شاه و همسرش در پاناما با دو دردسر عمده مواجه شدند. نخست شدت گرفتن بيماري شاه که وي مايل نبود پزشکان پانامايي بدون اطلاع از ماهيت و عمق بيماري‌اش معالجات را از صفر شروع کنند؛ او بويژه از نگراني پزشکان پانامايي از عواقب جراحي خبر داشت.
ديگري اطلاعاتي بود که براساس آن مقامات وزارت خارجه دولت ايران در تماس مداوم با مقامات پانامايي بودند تا بتوانند راهي براي استرداد شاه بيابند. راه رهايي از اين دو دردسر، خروج شاه و همسرش از پاناما بود.
با همه اين مشکلات، شاه و همسرش 100 روز در پاناما ماندند و سپس به اصرار رئيس جمهور مصر و همسرش، روز سوم فروردين 1359 با يک هواپيماي پانامايي رهسپار قاهره شدند. اين بار نيز در فرودگاه مصر انورسادات و همسرش استقبال رسمي از شاه به عمل آوردند. شاه روز 8 فروردين در بيمارستان معادي قاهره تحت عمل جراحي طحال و کبد قرار گرفت. آزمايش‌هاي انجام شده بر روي بافت‌ها نشان مي‌داد سرطان بدخيم تمامي سيستم خون و کبد وي را فرا گرفته است.
با ورود شاه به مصر، مجلس نمايندگان اين کشور نيز دستور رئيس‌جمهور در مورد تصويب طرح اعطاي پناهندگي به شاه را به اجرا درآورد. ورود شاه همچنين از يکسو خشم مردم ايران عليه امريکا و حکومت مصر را برانگيخت و از جانب ديگر سبب رنجش خاطر گروه‌هاي اسلامي مصر گرديد و تظاهراتي را در قاهره و چند شهر ديگر با هدف واداشتن دولت به اخراج شاه به‌راه‌انداخت. تشخيص‌هاي گروه‌هاي مختلف پزشکي راجع به درمان شاه و تجويز راه‌حل‌هاي مختلف، خود يکي از عوامل نگران کننده براي شاه بود. شاه در مصر دو بار مورد عمل جراحي قرار گرفت و بهبود نيافت. او در کاخ قبه که معمولاً در اختيار سران کشورهاي بازديدکننده از مصر قرار مي‌گيرد، برده شد.
آخرين مصاحبه شاه قبل از مرگش، در خرداد 1359 در همين کاخ صورت گرفت. وي در اين مصاحبه که با «کاترين گراهام» مدير مؤسسه مطبوعاتي واشنگتن پست انجام داد، از بي‌مهري رهبران دولت‌ها که مايل به پذيرفتن وي نبودند، از فرصت‌طلبي دولتمردان امريکايي و انگليسي و از اين‌که در برابر انقلاب ايران دست به کشتار بيشتر و بيرحمانه‌تر نزد، اظهار تأسف کرده است.
حال عمومي شاه در اقامت دومش در مصر هفته به هفته و ماه به ماه وخيم‌تر شد. آزمايشات انجام شده در ماه‌هاي خرداد و تير 1359 نشان مي‌داد که عفونت تمامي بدن وي را احاطه کرده است. در اولين روزهاي مرداد تيم پزشکي اعزامي از فرانسه نسبت به نجات جان شاه اظهار نااميدي کرد و محمدرضا پهلوي 4ماه پس از سفر دوم خود به مصر در 5 مرداد 1359 درگذشت.جسد شاه در مسجد زيدالرفاعي، جايي که معمولاً اجساد پادشاهان مصر در آن دفن مي‌شد، به خاک سپرده شد. جنازه رضاخان پدر شاه نيز که در 1323 در آفريقاي جنوبي درگذشت براي مدت 6 سال در مصر و در همين مسجد نگهداري مي‌شد.
شاه در حالي درگذشت که 9 ماه از گروگانگيري ديپلمات‌هاي امريکايي در تهران مي‌گذشت و استرداد شاه به ايران از جمله شرايط آزاد کردن ديپلمات‌ها اعلام شده بود. از اين رو هيچ يک از کشورها حاضر به پذيرفتن شاه نبود.

 

گردآوري: گروه اينترنتي تاجريان
منبع: شبکه ايران

استفاده از این مطلب با درج نام نویسنده و ذکر منبع بلامانع است.
  سایر مطالب