امام و رهبري

خاطرات ديگران از حضرت امام خميني (ره)/ امام و کمک به ديگران
پنجشنبه 6 اسفند 1388 - 11:19:15 PM
  بزرگنمایی:

نويسنده: عليرضا تاجريان
اشاره: در اين نوشتار خاطرات درباره کمک حضرت امام خميني (ره) به ديگران را روايت مي کنيم

امام و کمک به ديگران
 
تقاضاى آب

توى قم، زمانى كه تازه به سپاه آمده بودم، روى پشت‏بام منزل نگهبانى مى‏دادم. وقتى كه پاس بخش براى تعويض بعضى نگهبانها آمد، يكى از برادران نگهبان آن طرف پشت‏بام برادرى را كه نوبت نگهبانيش تمام شده و داشت‏به پايين مى‏رفت، صدا زد و گفت پايين كه مى‏روى، مقدارى آب براى ما بياور كه تشنه ايم. ساعت‏يك يا 5/1 بعداز نصف شب بود، طرف مى‏خواست‏برود بخوابد، خوابش مى‏آمد و حالش را نداشت تا برود و از آسايشگاه آب بياورد. لذا در جواب گفت; يك ساعت ديگر كه پستت تمام شد، خودت مى‏روى پايين و آب مى‏خورى. خلاصه نيمه شب بود و دير وقت ولى چند دقيقه‏اى نگذشته بود كه ديدم حضرت امام يك پارچ آب و يك پيش دستى خرما دستشان است و دارند مى‏آيند بالا. از پله‏هاى پشت‏بام آمدند بالا، من هم سر در پشت‏بام نگهبانى مى‏دادم، حضرت امام آمدند جلو، من دست پاچه شدم، پريدم پايين و گفتم آقاجان چكار داريد؟ گفتند مثل اينكه يكى از برادرها تشنه بود، اين آب را به او بدهيد، خرما را هم دادند كه ما بخوريم. من اصلا زبانم بندآمده بود كه چه بگويم. آخر اين موقع شب آقا خودشان را به زحمت انداخته بودند و گويا صداى برادرى را كه تقاضاى آب مى‏كردند، شنيده بودند.

آمدم كمكتان كنم
روزى بر حسب اتفاق كه تعداد ميهمانان منزل امام زياد شده بود، پس از صرف غذا و جمع كردن ظروف ديدم آقا به آشپزخانه آمدند.چون وقت وضو گرفتنشان نبود پرسيدم: «چرا امام به آشپزخانه آمده‏اند؟» آقا فرمودند: «چون امروز ظروف زياد است آمده‏ام كمكتان كنم.» ايشان اين قدر رعايت‏حال و حقوق ديگران را مى‏كردند.

خدمت به همسفران
يك سال آقا با گروهي از دوستان به زيارت امام رضا (ع) رفته بود، وقتي كه با همراهان به زيارت مي رفت زودتر به خانه اي كه كرايه كرده بودند برمي گشت و مشغول جارو كردن و آماده كردن چاي مي شد تا دوستانش از حرم برگردند. از امام پرسيدند: چرا شما زيارت را مختصر كرديد و زود برگشتيد؟ فرمودند: ثواب اين كارها كمتر از ثواب زيارت نيست.

استفاده از این مطلب با درج نام نویسنده و ذکر منبع بلامانع است.
  سایر مطالب