تاريخ و انقلاب

نگاهي گذرا بر زندگي دکتر مصدق
چهارشنبه 26 اسفند 1388 - 9:06:17 AM
  بزرگنمایی:

نويسنده: عليرضا تاجريان
ملي شدن صنعت نفت ايران با نام دکتر مصدق پيوند خورده است و هرگاه سخن از ملي شدن صنعت نفت و اين ثروت ملي به ميان مي آيد، نام نيک دکتر مصدق نيز بر زبان جاري مي شود.
زندگي دکتر مصدق در يک نگاه
محمد مصدق، در سال 1261 هجري شمسي در تهران، در يک خانواده اشرافي به دنيا آمد، پدرش ميرزا هدايت الله معروف به «وزير دفتر» و مادرش ملک تاج خانم بود. محمد هنگام مرگ پدرش، که ده سال بيشتر نداشت، از سوي ناصرالدين شاه «مصدق السطنه» ناميده شد. محمد تحصيلات مقدماتي اش را در تبريز گذراند و سپس راهي تهران شد و به مستوفي گري خراسان گمارده شد. مصدق در اولين انتخابات دوره مجلس مشروطيت به نمايندگي از طبقه اعيان و اشراف اصفهان انتخاب شد ولي اعتبارنامه او به دليل سن او که به سي سال تمام نرسيده بود، رد شد. مصدق در سال 1287 شمسي براي ادامه تحصيلات خود ابتدا به فرانسه و سپس به سويس رفت و به اخذ درجه دکتراي حقوق نائل آمد.
با آغاز جنگ جهاني اول، مصدق به ايران مراجعت نمود و مدتي در سمت والي گري (استانداري) و وزارت خدمت کرد؛ در حکومت صمصام السلطنه، عنوان معاونت وزارت ماليه را دارا بود که به علت اختلاف با وزير وقت ماليه (مشارالملک) از اين سمت استعفا داد. در زماني که وثوق الدوله قرارداد 1919 را امضا کرد، مصدق در اروپا با انتشار نامه و مقاله هايي در مخالفت با اين قرارداد اقدام کرد.
مصدق در مراجعت دوباره به ايران، به والي گري (استانداري) فارس منصوب شد و تا کودتاي 1299 در اين مقام ماند و پس از کودتاي سيد ضياء و رضاخان، دکتر مصدق دولت کودتا را به رسميت نشناخت و از مقام خود استعفا داد. اما با سقوط کابينه سيد ضياء، قوام السطنه که به نخست وزيري رسيده بود، دکتر مصدق را به وزارت ماليه (دارايي) انتخاب کرد. اما دولت قوام السلطنه نيز دوام نياورد و سقوط کرد. در خردادماه 1302 ، مشيرالدوله که دوباره روي کار آمده بود، دکتر مصدق را به عنوان وزير خارجه در کابينه اش پذيرا شد. دکتر مصدق در اين دوره با خواسته انگليسها براي دو ميليون ليره که مدعي بودند براي ايجاد پليس جنوب خرج کرده اند بشدت مخالفت کرد. پس از آن که رضاخان به نخست وزيري رسيد، مصدق از همکاري با او امتناع کرد. دکتر مصدق در دوره پنجم و ششم مجلس شوراي ملي به وکالت مردم تهران انتخاب شد و زماني که سلسله قاجار با روي کار آمدن رضاخان، منقرض شد، دکتر مصدق با انتخاب رضاخان، به پادشاهي مخالفت کرد. اين مخالفت ها به جايي رسيد که  با پايان مجلس ششم و آغاز ديکتاتوري رضاشاه، دکتر مصدق خانه نشين شد و در اواخر سلطنت رضاشاه پهلوي به زندان افتاد. دکتر مصدق پس از سقوط رضاشاه، در انتخابات دوره چهاردهم مجلس بار ديگر در مقام وکيل اول تهران به نمايندگي مجلس انتخاب شد، مصدق در اين زمان طرح قانوني را به تصويب رساند که دولت را از مذاکره در مورد امتياز نفت تا زماني که نيروهاي خارجي در ايران بودند، منع مي کرد.
در انتخابات دوره پانزدهم مجلس، دست هايي در کار بود تا مانع انتخاب دکتر مصدق شود، و مداخلات قوام السطنه (نخست وزير) و شاه و ارتش، نتيجه داد و مصدق نتوانست به مجلس راه يابد اما مصدق بيکار ننشت و در بيرون از مجلس جنبش «نهضت ملي شدن نفت» را هدايت کرد. در انتخابات مجلس شانزدهم مصدق دوباره قدم به مجلس گذاشت و اين بار توانست طرح ملي شدن صنعت نفت را تصويب کند. مصدق سپس به نخست وزيري رسيد.
بعد از تصويب قانون ملي شدن صنعت نفت در مجلس، دولت انگليس شکايتي از ايران در شوراي امنيت سازمان ملل، مطرح کرد. دکتر مصدق براي احقاق حق ملت ايران عازم نيويورک شد و به دفاع از حقوق ايران پرداخت و سپس به دادگاه لاهه رفت و در آنجا توانست از حق ملت ايران دفاع کرده و دادگاه بين المللي لاهه را متقاعد کند که به شکايت بريتانيا رسيدگي نکند و به يک پيروزي بزرگ دست يابد.
انتخابات دوره هفدهم مجلس با دخالتهاي دربار و ارتشيان به تشنج کشيده شد، دکتر مصدق براي جلوگيري از کارشکني ارتش و دربار ابتدا دستور توقف انتخابات در حوزه هاي انتخاباتي را صادر و سپس درخواست انتقال وزارت جنگ به دولت را از شاه نمود. اين درخواست از طرف شاه رد شد و مصدق در 25 تيرماه 1331 از مقام نخست وزيري استعفا داد و مجلس قوام السلطنه را به نخست وزيري انتخاب کرد. اما مردم ايران که خواستار بازگشت مصدق بودند و از برکناري دکتر مصدق خشمگين بودند، در پي چهار روز، تظاهراتي در حمايت  از دکتر مصدق به راه انداختند و موفق شدند به خواسته خود برسند و در 30 تير 1331 دکتر مصدق را بار ديگر به نخست وزير ايران برسانند. اما مجلس اين دوره به دنبال استعفاي بسياري از نمايندگان طرفدار مصدق، و با همه پرسي (رفراندم) در کشور در 23 مرداد 1332 منحل شد.
در روز 25 مرداد 1332 کودتاي ننگين عليه دولت مصدق صورت گرفت، اين کودتاي را سازمان هاي جاسوسي آمريکا و انگليس هدايت مي کردند، و اين کودتا از آنجا شروع شد که طبق نقشه شاه فرمان عزل دکتر مصدق را امضا کرد و رئيس گارد سلطنتي، سرهنگ نصيري را موظف کرد تا اين فرمان را به دکتر مصدق ابلاغ کند. اما نيروهاي محافظ نخست وزيري، رئيس گارد سلطنتي و نيروهايش را خلع سلاح و بازداشت کردند و اين کودتا موقتاً به شکست انجاميد و محمدرضا شاه پهلوي را وادار کرد تا به رم بگريزد.
 اما دست هاي پنهان دولت هاي آمريکا و بريتانيا بيکار نماند و در پشت پرده طرح کودتاي ديگري را به رهبري سرلشکر زاهدي به راه انداخت؛ در روز 28 مردادماه 1332، سازمان سيا با دادن پول به ارتشيان، اراذل و اوباش تهران، آنها را به خيابان کشانيد، کودتاچيان به سمت خانه دکتر مصدق هجوم بردند و پس از چندين ساعت نبرد خونين، گارد محافظ نخست وزيري را نابود کرده و خانه را پس از غارت کردن به آتش کشاندند. آمريکا و انگليس با اجراي کودتاي 28 مرداد 1332 توانستند دکتر مصدق را برکنار کرده و محمدرضا شاه پهلوي را دوباره به قدرت رسانند.
در دادگاه نظامي که پس از کودتاي 28 مرداد براي دکتر مصدق تشکيل شد، مصدق به سه سال زندان محکوم شد. مصدق در اين دادگاه گفت:« تنها گناه من و گناه بزرگ و بزرگ تر من اين است که صنعت نفت ايران را ملي کردم و بساط استعمار عظيم ترين امپراطوري جهان را از اين مملکت برچيدم.»
مصدق پس از گذراندن اين سه سال در زندان، به ملک خود در احمدآباد تبعيد شد و تا آخر عمر تحت نظارت شديد بود.
در 14 اسفند ماه 1345، خورشيد اين آزادمرد ايراني نيز غروب کرد و دکتر مصدق به دليل بيماري سرطان در سن 84 سالگي درگذشت. وصيت مصدق اين بود که در کنار شهداي 30 تير در ابن بابويه دفن شود، اما با مخالفت شاه اين خواسته وي اجابت نشد و مصدق در يکي از اتاقهاي خانه اش در احمدآباد به خاک سپرده شد.

پاره اي از اظهار نظرها درباره ي دکتر مصدق:
- ما دکتر مصدق را از کار مي اندازيم و بعد با جانشين او مسئله نفت را حل مي کنيم.(وينستون چرچيل)
- خبر سقوط دکتر مصدق زماني به من رسيد که با همسر و پسرم در کشتي اي در ميان جزاير يونان و در درياي مديترانه مشغول استراحت بوديم. پس از مدتها آن شب خواب بسيار خوشي کردم. (آنتوني ايدن نخست وزير اسبق انگليس)
- دکتر مصدق تمام اوقات خود را با وجود کسالت مزاج براي تجديد عظمت و عزت ايران و سعادت ملت مصروف مي دارد. (آيت الله کاشاني 29/2/1330)
- هنگامي که مصدق در ايران به اصلاحات اساسي دست زد, ما به وحشت افتاديم. اين مرد که من به خود مي بالم که او را دوست خود بنامم مردي دموکرات بود. ما با انگليسي ها همدست شديم تا او را از ميان برداريم. در اين راه توفيق يافتيم ولي از آن روز ديگر در خاور ميانه از ما به نيکنامي ياد نشد. (ويليام داگلاس قاضي ديوان عالي ايالات متحده)
- با کمال صراحت مي گويم، افزايش عايدات نفت عراق مرهون تلاش و همت دکتر مصدق است. (صالح جبر, ليدر حزب ملي عراق 16 مه 1953)
- در کشوري که تهمت سياسي رواج کامل دارد اين مرد شرافت و عزت نفس خود را حفظ کرده است. دکتر مصدق مخالف هر گونه نفوذ بيگانه است. (مجله تايم, 18/2/1330)
- مصدق بزرگ ترين مرد سياسي دنيا، نقطه تحولي در تاريخ ملل مسلمان خاورميانه به وجود آورده است. مخالفين او را انگليسي خواندند. روس ها او را نوکر امپرياليسم آمريکا لقب دادند. انگليس ها او را کمونيست خواندند. ولي بالاخره معلوم شد که مصدق يک قهرمان ملي است و بدون پشتيباني هيچ دولت بيگانه اي براي استقلال و آزادي وطن خود مي کوشد. (ريوارول پاريس)
- دکتر مصدق پدر ملت ايران يکي از چهره هاي وطن پرستي است که منافع ملي کشور خود را بر همه چيز ترجيح مي دهد. (روزنامه ي ابزرور 2/3/1330)
- وجود نحيف دکتر مصدق از کوه البرز استوارتر و از نفت آبادان آتشي تر و سوزان تر است. (مجله تايم 1951)
- دکتر مصدق استاد فن ملي شدن در شرق است. تمام رهبران نهضت هاي خاورميانه در مکتب او درس خوانده اند. (موسسه مطبوعاتي دار الهلال مصر 17/7/1330)
- من شاگرد مکتب ضد استعماري مصدقم. در مکتب دکتر مصدق درس آموختم. (جمال عبدالناصر)

استفاده از این مطلب با درج نام نویسنده و ذکر منبع بلامانع است.
  سایر مطالب