تاريخ و انقلاب

نگاهي تاريخي به سعادت ملت ايران در سال 29 و سال 89
چهارشنبه 26 اسفند 1388 - 9:30:12 AM
  بزرگنمایی:

نويسنده: عليرضا تاجريان
بيش از نيم قرن از ملي شدن صنعت نفت ايران مي گذرد، اتفاق مهمي که مردم ايران با اراده سياسي و استقلال خويش رقم زدند و دست بيگانگان را از اين ثروت ملي قطع کردند. تاريخ و داستان ملي شدن صنعت نفت ايران، بسيار حکمت آميز و غرور آفرين است، روزي که نشان استقلال از استثمار و اثبات اراده مردم در مقابله با خواست حاکم و نماد استعمارگريزي و استبدادستيزي مردم ايران بود.
 اگر پنجاه و نه سال پيش، سعادت ملت ايران در گروه ملي شدن صنعت نفت بود، حال نيز سعادت ملت جمهوري اسلامي ايران در گروه برخورداري از فناوري صلح آميز هسته اي است. اگر آن روز دکتر مصدق، به نام سعادت ملت ايران پيشنهاد ملي شدن صنعت نفت ايران را مطرح مي کرد، امروز رئيس جمهوري کشورمان برخورداري از انرژي هسته اي را حق مسلم ملت ايران مي داند؛« انرژى هسته‌اى را حق مسلم مردم ايران مى‌دانيم و تا احقاق كامل اين حق خواهيم ايستاد.»(1) و اگر آن روز ملت ايران خواستار ملي شدن صنعت نفت بود، امروز ملت ايران خواستار برخورداري از حق مسلم خود؛ برخورداري از انرژي صلح آميز هسته اي است.
بايد توجه داشت که پس از تصويب طرح ملي شدن صنعت نفت در مجلس ايران و   قانوني شدن آن در تاريخ 29 اسفند ماه 1329 و خلع يد انگليس از اين ثروت ملي، دولت انگليس ساکت ننشست و نخست اصل ملي شدن صنعت نفت ايران را بر طبق قرار داد 1933 باطل دانسته وسپس به شوراي امنيت سازمان ملل متحد شکايت برد و امروز نيز همان اتفاق به شکلي ديگر روي داده است؛ کشورهاي غربي با حق طبيعي و مسلم ملت ايران در خصوص برخورداري از دانش و فناوري صلح آميز هسته اي مخالفت مي کنند، لذا در اين نوشتار برآنيم ضمن بررسي تحولات پس از ملي شدن صنعت نفت ايران، مواردي را در خصوص پرونده هسته اي ايران يادآور شويم.

ملي شدن صنعت نفت ايران و تحولات بعد از آن
با ملي شدن صنعت نفت ايران، يک باره به سلطه بيگانگان خاتمه داده مي شود و انگليس دست خود را از اين ثروت ملي کوتاه مي بيند. بنابراين به يک سلطه عمليات تهديد و ارعاب متوسل مي شود؛ چتربازان خود را به مجاورت سرحدات ايران و ناوهاي جنگي را به نزديکي آب هاي ساحلي ايران مي فرستد، دست به محاصره اقتصادي مي زند، با توقيف ارزهايي که ايران در انگلستان دارد، فشار اقتصادي بر ايران وارد مي کند. در داخل ايران هم به کمک ايادي خود، دسايسي عليه نهضت ملي شدن نفت برپا مي نمايد و در خارج از کشور تبليغاتي را به راه مي اندازد تا در کشورهاي ديگر و محافل بين المللي، موجبات بدنامي ايران را فراهم سازد.
دولت انگليس هيات جاکسن را جهت مذاکره در خصوص ملي شدن صنعت نفت به ايران مي فرستد، اما جاکسن در اين ماموريت شکست مي خورد. ترومن، رئيس جمهوري انگلستان، هريمن را براي ادامه مذاکرات به ايران مي فرستد و اين بار به ظاهر دولت انگليس با امضاء سند رسمي «فرمول هريمن» ملي شدن صنعت نفت ايران را مي پذيرد. مفاد سند «فرمول هريمن» به شرح زير تهيه مي شود:
    «1- در صورتي که به وکالت از طرف شرکت سابق نفت انگليس و ايران اصل ملي شدن صنعت نفت در ايران را بشناسد، دولت ايران حاضر است با نمايندگان دولت انگليس به وکالت از شرکت سابق وارد مذاکره شود در صورت شناسايي قبلي!
    2- دولت انگلستان قبل از اعزام نمايندگان به تهران موافقت خود را به وکالت از طرف شرکت سابق با اصل ملي شدن صنعت نفت رسما اعلام نمايد.
    3- مقصود از اصل ملي شدن صنعت نفت پيشنهادي است که در کميسيون مخصوص نفت مجلس شوراي ملي تصويب شده و در قانون مورخه ي 29 اسفند ماه 1329 تاييد گرديده است و متن آن ذيلا درج مي شود: به نام سعادت ملت ايران و به منظور کمک به تامين صلح جهان، امضا کنندگان ذيل پيشنهاد مي نماييم که صنعت نفت ايران در تمام مناطق کشور بدون استثنا ملي اعلام شود، يعني تمام عمليات اکتشاف، استخراج و بهره برداري در دست دولت قرار گيرد.»
بعد از امضاي «فرمول هريمن»، ايران نيز پيشنهادي را راجع به تعيين غرامات به دولت انگليس مي دهد:
«1- دولت ايران حاضر است به يکي از طرق سه گانه ذيل، دعاوي و مطالبات حقه ي شرکت سابق نفت را با رعايت دعاوي و مطالبات دولت ايران، تسويق نمايد:
الف - از روي قيمت سهام شرکت سابق نفت (به قيمت قبل از قانون ملي شدن صنعت نفت)
 ب - بر طبق قوانين و قواعدي که در مورد ملي کردن صنايع در هر يک از کشورها به موقع اجرا گذاشته شده و شرکت سابق نفت آن را به نفع خود بداند.
 ج - به هر طريق ديگري که مورد توافق طرفين واقع شود.
2-  دولت ايران حاضر است مقدار نفتي را که دولت و ملت انگليس سابقا خريداري مي کرده ايد، در آينده نيز به قيمت عادلانه ي بين المللي در هر سال تحويل بندر ايران (فوب) به دولت مذکور بر طبق قرارداد طويل المدت به فروش برساند.
دولت انگليس مي تواند با برداشت نصف بهاي نفت خريداري خود، غرامات موضوع بند يک اين نامه را استهلا نمايد.»
اما اين پيشنهاد مورد قبول دولت انگليس واقع نمي گردد، چرا که دولت انگليس سعي دارد که ايران را مجدداً در مقابل يک شرکت جديد انگليسي که بهره برداري نفت را خواه از جهت صنعتي و خواه از جنبه تجاري عهده دار شود، متعهد سازد و بدين ترتيب صنايع ملي را دوباره در دست بگيرد.
 در واقع، «فرمول هريمن» به ظاهر ملي شدن صنعت نفت ايران را مي پذيرد. اما در پشت پرده، هريمن يک نسخه ديگر را ضميمه اين سند مي کند که در آن اين بند اضافه مي شود که «دولت ايران آماده است درباره ي طريق اجراي قانون تا آن حد که مربوط به منافع انگلستان است مذاکره نمايد.». همچنين در اين سند «يادداشت جکسن» نيز ضميمه مي گردد که بلافاصله پس از آن، پيشنهاد مي شود که «کليه اموال شرکت نه به دولت ايران، بلکه به شرکت جديدي که به وسيله شرکت قديم به وجود مي آيد، منتقل گردد.»
اما اين بار مردم ايران از حقوق مسلم خود کوتاه نمي آيند و دولت انگليس با مظلوم نمايي به  شوراي امنيت و ديوان بين المللي عليه ايران شکايت مي کند و جالب اين که ادعاي دولت انگليس مبني بر شکايت عليه ايران، اين است که ايران با ملي کردن صنعت نفت، صلح جهاني را تهديد کرده است.  به دنبال طرح شکايت انگليس عليه ايران در شوراي امنيت سازمان ملل، ديوان بين المللي در تاريخ 13 تير 1330 قرار موقت تاميني را که به سود بريتانيا بود، صادر مي کند. به موجب اين قرارداد طرفين ملزم مي شوند که تا اعلام تصميم نهايي دادگاه از هر گونه اقدامي که به حقوق طرف مقابل لطمه وارد سازد، خودداري کنند. اين قرار با اکثريت 10 راي از 12 راي قضاوت ديوان صادر مي شود. روز 18 تيرماه وزارت خارجه ايران طي تلگرامي به عنوان دبيرکل سازمان ملل متحدد، به قرار ديوان دادگستري بين المللي اعتراض مي کند و آن را برخلاف حق حاکميت ايران مي داند و خاطرنشان مي کند که:« قرار دادهاي ناشي از حقوق خصوصي و داخلي مانند امتياز نامه ها كه دولتها با اتباع خود و يا اتباع دولتهاي بيگانه براي بهره برداري از بعضي منابع ثروت و يا امور تجاري ديگر منعقد مي نمايند و همچنين اموري كه مربوط به حق حاكميت ايران و منحصرا تابع قضاوت ايران است از صلاحيت الزامي ديوان دائمي دادگستري بين المللي سابق و ديوان بين المللي فعلي خارج بوده و هست.» همچنين در اين اعتراض دولت ايران يادآور مي شود که دولت ايران با يك شركت خصوصي قرارداد امتياز منعقد نموده و دولت انگليس به هيچ وجه در آن دخالت و عنواني نداشته است. در پايان دولت ايران به دبير كل سازمان ملل اعلام مي نمايد كه: «چون ديوان مذبور از جاده عدالت خارج شده و اعتماد عمومي را نسبت به خود تزلزل ساخته دولت ايران اعلاميه مورخ 12 اكتبر1930 خود را راجع به “قضاوت اجباري ” ديوان مسترد مي دارد.»
در 8 مهرماه شوراي امنيت، تشکيل جلسه مي دهد که در آن جلسه، نمايندگان شوروي و يوگسلاوي با طرح شکايت انگلستان مخالفت مي کنند و شورا موضوع را تا ورود هيئت ايراني به 22 مهرماه موکول مي کند. در 22 مهرماه، اولين جلسه شوراي امنيت به منظور رسيدگي به شکايت انگلستان با حضور هيات ايراني تشکيل مي شود و دکتر مصدق در اين جلسه به دفاع از حق مسلم مردم ايران مي پردازد. 4 روز جلسات تشکيل مي شود و در روز 26 مهرماه جلسه شوراي امنيت بدون حضور نمايندگان ايران به پيشنهاد نماينده فرانسه تصميمي به اين مضمون مي گيرد:«در خواست دولت انگلستان تا اخذ تصميم قطعي ديوان دادگستري بين المللي در موضوع صلاحيت ارگانهاي سازمان ملل متحد ؛ در زمينه رسيدگي به موضوع شكايت ايران مسكوت بماند.»
روز 4 آبان ماه 1331، دولت انگليس دادخواست خود را عليه ايران در ملي کردن صنعت نفت مجدداً تسليم ديوان دادگستري بين المللي مي کند. ديوان روز 19 خرداد 1332 تشکيل جلسه مي دهد و به طرح شکايت انگلستان عليه ايران مي پردازد. در طي چند روز که 12 جلسه تشکيل مي شود، دکتر مصدق به دفاع از حق ملت ايران مي پردازد و در اين راه نيز به پيروزي دست مي يابد و دادگاه با اين استدلال که : قرارداد 1933 هيچ ربطي به روابط بين دولتين ندارد و تنها ناظر بر روابط دولت ايران و يک شرکت خصوصي است، اقدام به صدور «عدم صلاحيت» مي نمايد.
چندي از بيانات دکتر مصدق را در طول جلسات دادگاه لاهه با هم مي خوانيم:
- تصميم ملي شدن صنعت نفت، نتيجه اراده ي سياسي يک ملت مستقل و آزاد است.
- مصدق در خصوص ادعاي انگليس مبني بر اينکه ايران با ملي کردن صنعت نفت، صلح جهاني را تهديد مي کند، مي گويد:« اين پادشاهي بريتانيا است که کشتيهاي جنگي اش را به آبادان فرستاده است . ايران ناوچه توپدار در تايمز مستقر نکرده است. ملي کردن يک امر داخلي است و با ملي کردن هاي مکرر صنايع انگليس از طرف دولت آن کشور هيچ فرقي ندارد.»
- « قضات محترم اين ديوان بين المللي، تصديق مي فرمايند وقتي ملتي مي تواند سرنوشت خود را کاملا تسليم حکم دستگاه هاي بين المللي کند که نه تنها به بي طرفي و استقلال تام کساني که عهده دار اين مقام عالي هستند، ايمان کامل داشته باشد، بلکه به وقوف آنها از جريان امور و همچنين به تجربه و به اصابت راي آنها نيز معتقد باشد. …»

ترس از ايران هسته اي
پنجاه و نه سال پيش زماني که مجلس طرح ملي شدن صنعت نفت ايران را به تصويب رساند، بيگانگان که دست خود را از اين ثروت ملي کوتاه مي ديدند به دستگاههاي بين المللي متوسل شدند و عليه ايران شکايت کردند و جالب آنکه مبناي شکايت انگليس در آن زمان، تهديد صلح جهاني توسط ايران در صورت ملي شدن صنعت نفت بود. حال نيز پرونده هسته اي ايران همان داستان پنجاه و پنج سال پيش را پيدا کرده است و آمريکا و پيمانانش ادعا مي کنند که ايران در صورت برخورداري از انرژي هسته اي تهديدي براي جهان و بويژه آمريکا و اسرائيل است. امروز آمريکا و اسرائيل با توسل به پرونده هسته اي ايران مي خواهند غرب را در مقابل جمهوري اسلامي ايران قرار دهند و افکار عمومي را از زرادخانه هاي مخوف اسرائيل و کلاهک هاي هسته اي آمريکا دور ساخته و ايران را کانون توجه قرار داده و ادعاهاي واهي مبني بر اينکه ايران در پي ساخت تسليحات هسته اي است و در صورت دستيابي به سلاح هسته اي امنيت جهان را تهديد مي کند و اغلب کشورهاي غربي نيز بر اساس همين تبليغات دروغين و يا بر اثر  اعمال فشار و زور که از سوي آمريکا و همپيمانانش وارد مي گردد، اين ادعاهاي واهي را پذيرفته اند.

واقعيت تلخ
واقعيت تلخي که کشورهاي غربي نمي خواهند آن را باور کنند و خود را به خواب زده اند، اين است که،  امروز در سراسر جهان طبق برآوردها در مجموع 27600 سلاح هسته اي وجود دارد که آمريکا حداقل ده هزار تا از اين سلاح ها را به خود اختصاص داده است و با اينکه پيمان جامع منع آزمايش سلاح هاي هسته اي (CTBT) را امضا کرده است، اما هيچ گاه به مرحله اجرا درنياورده و عمده سلاح هاي هسته اي خود را در زيردريايي هاي Trdent نصب کرده و باقي اين سلاح ها را نيز بر روي موشک هاي بالستيک قاره پيما با بمب افکن هاي B-52 و B-2 نصب کرده است. و اين در حالي است که آمريکا ادعاي برقراري صلح جهاني دارد و از يک واقعيت بسيار روشن و شفاف فرار مي کند، واقعيت بسيار تلخي که در 6 آگوست 1945 روي داد؛ ايالات متحده با يک بمب افکن B-29 ، 9700 پوند اورانيوم (بمبي که خودشان اسمش را «پسر بچه» گذاشته بودند) را روي هيروشيما در جنوب ژاپن رها کرد که حدود 80 هزار نفر فوراً از بين رفتند و حدود 200 هزار نفر نيز بعدها در نتيجه اثرات اين انفجار مردند. در 9 آگوست نيز واقعيت تلخ ديگري رخ داد که آمريکا نمي تواند منکر آن شود؛ آمريکا بمب افکن B-29 را براي بمباران شهر ناکازاکي فرستاد، خلبان بمب افکن، 5/4 تن پلوتونيوم (بمبي  که آمريکائيها «مرد گنده» صدايش مي کردند) را بر سر مرد بي دفاع اين شهر انداخت که 40 هزار نفر را کشت و 60 هزار نفت را نيز مجروح کرد که بعدها تعدادي زيادي از اين افراد نيز مردند.
براي درک بهتر اين واقعيت، اظهارات روبرت مک نامارا، وزير سابق دفاع ايالات متحده آمريکا در دولت جان اف کندي و رئيس سابق بانک جهاني شنيدني است: « امروز ايالات متحده تقريباً 4500 کلاهک هسته اي استراتژيک و تهاجمي را به صورت آماده باش در اختيار دارد اين تعداد در روسيه به سختي به 3800 عدد مي رسد. تعداد کلاهک هاي هسته اي استراتژيک ارتش هاي بريتانيا، فرانسه و چين بسيار کمتر از اين مقدار است و به جدود 200 تا 400 سلاح هسته اي در زرادخانه هر يک از اين دولت ها مي رسد. دولت هاي هسته اي جديد مانند پاکستان و هند هر يک کمتر از 100 سلاح اتمي دارند. کره شمالي نيز ادعا مي کند سلاح هاي اتمي توليد کرده و آژانس هاي اطلاعاتي آمريکا تخمين مي زنند که پيونگ يانگ مواد لازم براي توليد 2 تا 8 بمب اتمي را در اختيار دارد… قدرت تخريبي يک کلاهک هسته اي ايالات متحده 20 برابر بمب اتمي است که در هيروشيما انداخته شد. از 800 کلاهک هسته اي فعال و آماده شليک آمريکا، 2000 کلاهک در حالت آماده باش کامل قرار دارد و 15 دقيقه پس از اعلام هشدار، شليک خواهند شد… دولت ما زماني که در مذاکرات پيمان عدم گسترش سلاح هاي اتمي (NPT) در سال 1968 شرکت کرد، متعهد شد نهايتاً تمامي زرادخانه هاي هسته اي خود را از بين ببرد. در ماه مي، ديپلمات هاي 180 کشور جهان در نيويورک گرد هم آمدند تا NPT را مورد بازبيني قرار دهند و ميزان پايبندي دولت ها را به اين پيمان ارزيابي کنند… نگهداري اين حجم عظيم از سلاح هاي اتمي و تنظيم آن به حالت آماده باش کامل، نشان مي دهد که آمريکا به صورت جدي به سوي از بين بردن زرادخانه هاي هسته اي خود قدم بر نمي دارد.»

چند سئوال
سئوالي که مطرح مي شود اين است که چرا ما اصرار داريم به فناوري انرژي هسته اي دست يابيم؟ چرا غرب و سران کشورهاي اروپايي در برابر اين خواسته ما مخالفت مي کنند؟ اهدافي که آمريکا و ديگر هم پيمانانش از تهديد و مخالفت با ايران مي خواهند به آن دست يابند، چيست؟
در پاسخ به سئوال اول که چرا کشور ما اصرار به برخورداري از فناوري صلح آميز هسته اي دارد، بايد گفت که در صورت دستيابي دانشمندان کشور عزيزمان ايران به دانش غني سازي، اين دانش مي تواند روند توسعه کشور را دستخوش تحولي شگرفت سازد؛ مي توانيم انرژي هسته اي را به عنوان بهترين گزينه براي توليد برق در کشور داشته باشيم، همان گونه که کشور فرانسه 78 درصد انرژي الکتريکي مورد نيازش را از نيروگاه هاي اتمي تامين مي نمايد و از سوي ديگر کشور ما مي تواند در صورت برخورداري از اين فناوري فاخر، دانش خود را در صنعت، کشاورزي، پزشکي و ديگر جنبه ها توسعه داده و در آينده اي نزديک به اهداف بلند اقتصادي و اجتماعي خود دست يابد. چنان که نظر رئيس جمهوري محترم نيز از برخورداري از انرژي هسته اي همين اهداف مي باشد: «وسعت کاربرد اين دانش در صنعت، کشاورزي، پزشکي، محيط زيست و نيرو به گونه‌اي است که دستيابي به اهداف بلند اقتصادي و اجتماعي کشور بدون آن امکان‌پذير نيست.»(2)
«دستيابى موفق ملت ايران به دانش صلح آميز هسته اى سبب خواهد شد تا كشور در همه عرصه ها به تحول و پيشرفت دست يابد.»(3)
از سوي ديگر اين حق مسلم هر کشوري است که از اين فناوري استفاده صلح آميز داشته باشد، چنان که کشورهاي ديگر نيز از اين فناوري در زمينه مختلف صنعتي، پزشکي، کشاورزي و… استفاده مي کنند، چرا ما نبايد از اين حق طبيعي برخوردار باشيم؟ در اينجا ذکر اين نکته تاريخي لازم به نظر مي رسد؛ زماني که انگليس در مقابل ملي شدن صنعت نفت ايران مخالفت مي کرد، مصدق خطاب به اتلي، نخست وزير وقت و عضو حزب کارگر انگلستان که صنايع سنگين را در کشورش ملي کرده بود، گفت: بايد در همه كارها تابع منطقي واحد بود. اگر شما مي توانيد صنايع تان را ملي كنيد چرا ما در ايران نبايد چنين حقي داشته باشيم؟»
حال نيز اگر کشور ما تابع منطقي باشد که کشورهاي غربي آن را پذيرفته اند، پس بايد از فناوري صلح آميز هسته اي برخوردار گردد و از سويي ديگر اين حق و دستاورد مردم ايران است؛ «دانش و فن‌آوري صلح‌آميز هسته‌اي دستاورد جوانان و دانشمندان کشورمان است و هيچ‌کس و هيچ کشوري آن را به ملت ما نداده است که بخواهد دريغ يا منع کند.»(4)
در پاسخ به سئوال دوم که چرا کشورهاي غربي با خواست ايران مبني بر برخورداري از فناوري صلح آميز هسته اي مخالفت مي کنند، بايد گفت که يکي از دلايل مخالفت آنان، اين است که شما نفت داريد و ديگر نيازي به برخورداري از انرژي هسته اي نداريد!، با اندک تعملي در اين ادعا، مي توان گفت که منابع نفتي ما نيز در آينده اي نزديک تمام خواهد شد و آن روز چه کار بايد کرد؟ آيا بايد در آينده اي نزديک دست نياز به سوي همين کشورها دراز کنيم؟ آيا نبايد به فکر آينده بود؟ براي درک عمق مطلب به سخنان رئيس جمهوري اکتفا مي کنيم:« اگر اجازه دهيم ما را از اين حق محروم کنند در آينده نه چندان دور بايد انگشت پشيماني و حسرت به دندان گزيده و دست نياز به سوي قدرتمندان زورگو دراز کنيم. در اين صورت پاسخ ما براي کوتاهي‌هاي احتمالي در برابر فرزندان برومند ملت در آينده، چه خواهد بود؟»(5)
دليل ديگر مخالفت کشورهاي غربي با خواست ايران مبني بر برخورداري از فناوري صلح آميز هسته اي، اين است که آمريکا، اسرائيل و ديگر متحداناشان به خوبي توانسته اند با تبليغات دروغين و يا با توسل به زور و اعمال فشار اين کشورها را متقاعد کنند که ايران درصدد ساخت تسليحات هسته اي است و تهديدي براي امنيت جهاني به شمار مي رود! حال اينکه ايران بارها به طور شفاف اعلام کرده است که اين اقدام با موازين اسلامي و ارزشهاي ديني ما سازگار نيست و ايران هيچ وقت تصميم ندارد که چنين کاري را شروع کند و آنها نيز اين نکته را به خوبي دريافته اند، اما چه بايد کرد؟! که آنها خود را به خواب زده اند و بيدار کردن آنها بسيار کار مشکلي است.
در پاسخ به سئوال سوم که اهداف آمريکا و ديگر متحدانش در مخالفت با حق طبيعي مردم ايران در استفاده از فناوري صلح آميز هسته اي، چيست؟ در پاسخ بايد گفت که اولاً آمريکا و هم پيمانانش امروز خود اعلناً اعلام مي کنند که مسئله آنها سلاح هسته اي نيست، بلکه آنها با دستيابي ايران به فناوري صلح آميز هسته اي مخالفند و دليل آن نيز ترسي است که آنها از روزي دارند که جوانان ايراني صاحب توانايي علمي مستقل در زمينه انرژي هسته اي شوند. سخنان رئيس جمهوري کشورمان نيز به اين امر اشاره دارد: «آنچه دشمنان از آن مى ترسند، توليد بمب نيست زيرا در دنياى امروز بمب اتمى و تسليحات، ديگر كارآيى ندارند بلكه علت اصلى نگرانى و ترس دشمنان خوداتكايى و دانش ملت ايران است و اين كه جوانان ايرانى خود در حال كسب دانش صلح آميز هسته اى هستند.»(6)
کلام حکيمانه مقام معظم رهبري نيز در اين خصوص، شنيدني است؛«پس از اين مدت سرانجام غربيها اذعان كردند كه مسئله آنها سلاح هسته‌اى نيست بلكه آنها با دستيابى ايران به فناورى صلح آميز هسته‌اى مخالفند كه اين حرف براى ملت ايران به هيچ وجه قابل شنيدن و تحمل كردن نيست.… امروز توانايى ملت ايران و جوانان اين كشور در دستيابى به فناورى فاخر و بومى استفاده از دانش هسته اي، دستگاه سلطه و استكبار را به شدت سراسيمه كرده و هياهو و جنجالهاى اخير آنها نيز ناشى از اين سراسيمگى است، زيرا قدرتهاى سلطه گر نمى خواهند ملتها صاحب توانايى علمى مستقل شوند.»(7)

اشتباه آمريکا
نويسنده بر اين باور است که آمريکا باز در حال اشتباه است. هدفي که آمريکا از تهديد و مخالفت با ايران دارد اين است که در بين مسئولين و دولتمردان شکاف ايجاد کند و بين مردم و حکومت ايران تفرقه افکني کند.
آمريکا سناريوهاي بسياري را عليه ايران به کار برده است، اما هر بار با حضور مردم در صحنه و هوشياري دولتمردان جمهوري اسلامي ايران، اين سناريوها به شکست انجاميده است که بعدها سران اين کشور خود به شکست اين سناريوها اعتراف کرده اند. بنابراين نويسنده بر اين باور است که آمريکا باز در حال اشتباه است چرا که؛
1- کشور ايران، در مواجه با مسئله انرژي هسته اي همانند هيچ کشوري ديگري از جمله عراق، ليبي، کره شمالي و… عمل نمي کند.
2- دولتمردان جمهوري اسلامي ايران از حمايت توده مردم برخوردار هستند و مردم ايران، خود خواهان برخورداري از دانش هسته اي  مي باشند. بنابراين آمريکا و هيچ کشور ديگري نمي تواند به اين هدف دست يابند که روزي مردم را از مسئولين کشور و سران نظام دور کرده و بين آنها شکاف ايجاد کنند.
3- زبان تهديد و جنگ رواني در مورد ايران جواب نمي دهد؛ مردم ايران با هر نوع گرايش و سليقه اي در يک هدف واحد مشترک هستند، و آن اين است که مردم ايران تهديد و تحقير را تحمل نمي کنند و در مقابل تهديدات مقاومت مي کنند. (هشت سال دفاع مقدس)
چه نيکوست که اين سخن را با فرازي از بيانات مقام معظم رهبري به پايان برسانيم که فرمودند: « ملت ايران با قدرت، صبر و تدبير مسير عزت، اقتدار ملى و استقلال خود را خواهد پيمود و در مقابل هيچ تهديدى از خود ضعف نشان نخواهد داد.»(9)

پاورقي:
1- سخنراني رئيس جمهوري در جمع پرشور مردم در ورزشگاه شهيد بهشتي بوشهر، 12/11/84
2- بيانيه رئيس جمهوري خطاب به ملت ايران، 17/11/84
3- سخنان رئيس جمهوري در بازديد از پخش هاي مختلف مجتمع هسته اي نطنز، 27/11/84
4- 5- بيانيه رئيس جمهوري خطاب به ملت ايران، 17/11/84
6- سخنان رئيس جمهوري در بازديد از پخش هاي مختلف مجتمع هسته اي نطنز، 27/11/84
7- بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار افسران نيروي هوايي، 18/11/84
8- گزارش خبرگزاري آريا به نقل از خبرگزاري آلمان، 4/11/84
9- بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار افسران نيروي هوايي، 18/11/84

استفاده از این مطلب با درج نام نویسنده و ذکر منبع بلامانع است.
  سایر مطالب