اقتصادي

يک فکر بکر اقتصادي
شنبه 28 بهمن 1391 - 11:13:53 AM
  بزرگنمایی:

چاک از يک مزرعه‌دار در تکزاس يک الاغ خريد به قيمت 100 دلار .
قرار شد که مزرعه‌دار الاغ را روز بعد تحويل بدهد. اما روز بعد مزرعه‌دار سراغ چاک آمد و گفت :
متأسفم جوون . خبر بدي برات دارم . الاغه مرد.
چاک جواب داد : ايرادي نداره . همون پولم رو پس بده.
مزرعه‌دار گفت : نمي‌شه . آخه همه پول رو خرج کردم.
چاک گفت : باشه . پس همون الاغ مرده رو بهم بده.
مزرعه‌دار گفت :
مي‌خواي باهاش چي کار کني؟
چاک گفت : مي‌خوام باهاش قرعه‌کشي برگزار کنم.
مزرعه‌دار گفت : نمي‌شه که يه الاغ مرده رو به قرعه‌کشي گذاشت!
چاک گفت : معلومه که مي‌تونم . حالا ببين . فقط به کسي نمي‌گم که الاغ مرده است.
يک ماه بعد مزرعه‌دار چاک رو ديد و پرسيد: از اون الاغ مرده چه خبر؟
چاک گفت : به قرعه‌کشي گذاشتمش. 500 تا بليت 2 دلاري فروختم و 898 دلار سود کردم.
مزرعه‌دار پرسيد : هيچ کس هم شکايتي نکرد؟
چاک گفت : فقط هموني که الاغ رو برده بود. من هم 2 دلارش رو پس دادم

 

استفاده از این مطلب با درج نام نویسنده و ذکر منبع بلامانع است.
  سایر مطالب