امام و رهبري

نقشه راه رهبري براي توليد علم و فناوري، توسعه و پيشرفت (بخش دوم)
شنبه 21 فروردين 1389 - 10:30:26 AM
  بزرگنمایی:

تاکيد رهبري بر توليد علم و فناوري
توسعه بدون علم تحقق نمي يابد اگر توسعه را ساماندهي تعالي بخش و دستيابي به پيشرفت در حوزه هاي مختلف اقتصادي صنعتي فناوري سياسي فرهنگي و اجتماعي بدانيم اين امر بدون داشتن سطح علمي موردنياز و دانش مربوطه ميسر نيست.
انفجار سه پديده فن آوري اطلاعات، اينترنت و جهاني شدن سايه خود را بر مديريت توليد علم گسترانيده است و در لواي اين فرصتها مي‌‌توان مديريتي شگرف و هوشمند را بر عرصه توليد علم بنا نهاد.
با توجه به اين موضوع رهبر معظم انقلاب اسلامي بر توليد علم تاکيد ويژه اي دارند؛
« امروز سرعت پيشرفت ما خوب است؛ اما با توجه به عقب‏ماندگى‏هاى گذشته كه كشور ما دارد، هر چه سرعت‏مان بيشتر باشد باز هم زيادى نيست. ما بايد خيلى پيش برويم؛ از راههاى ميان‏بر استفاده كنيم؛ از شتابِ فراوان بهره ببريم؛ ما بايد در همه‏ى علوم توليد داشته باشيم.» (مقام معظم رهبري 1388/02/27)
تکنولوژي سرعت توليد علم را افزايش مي‌‌دهد و آن را در چرخه اقتصاد سريعتر وارد مي‌‌کند، هر چقدر توليدات علمي بيشتر باشد در اقتصاد جامعه اثربخش تر خواهد بود. اقتصاد قوي باعث توليد انبوه و اشباع بازار مي‌‌شود، بازار وقتي اشباع شود آنگاه رقابت معني پيدا مي‌‌کند. در رقابت اقتصادي، علم ارزش و جايگاه خود را بيشتر مستحکم مي‌‌کند.
مقام معظم رهبري در چرايي توليد علم مي فرمايند:
«اگر علم به يك دليل تاريخى - كه آن دليل تاريخى را هم فكر مى‏كنيم كاملاً مى‏شناسيم - در انحصار مجموعه‏اى از ملتها و بخشى از مردم دنيا قرار گيرد و اينها علم را انحصارى نگهدارند و تبعيض قائل شوند و علم را به ملتهاى ديگر بفروشند و آن را وسيله‏اى براى تحميل سياستهاى خودشان قرار دهند - كه استعمار اصلاً از همين نقطه به‏وجود آمد - اين، ظلم بزرگ به بشريت است. علم بايد مثل ثروت، عادلانه توزيع شود. نظر اسلام هم همين است كه علم بايد بين همه كشورها و ملتها توزيع شود. اين‏كه ما اين فناورى را نبايستى به مردم آسيا يا جاهاى ديگر بدهيم، همان طلبيدنِ انحصار فناورى است كه وقتى در اقتصاد پيش مى‏آيد، كارتلهاى عظيم اقتصادى به‏وجود مى‏آيد و آنها به انسانها ظلم مى‏كنند؛ وقتى در سياست پيش مى‏آيد، انحصارگريهاى جهانى پيش مى‏آيد و اين جنگها را پيش مى‏آورد. ما مى‏خواهيم با اين انحصارگرايى مبارزه كنيم و مبارزه و همّت ما هم به اين است كه خودمان سعى كنيم از اين چاه و منبع عظيم و غنى‏اى كه در ميان كشور و در نيروى انسانى خودمان داريم، بهره‏بردارى و استفاده نماييم. اين كار را همه ملتها مى‏توانند بكنند و ملتى كه استعداد بيشترى دارد، بيشتر مى‏تواند در اين زمينه كار كند.البته مانع و مشكل ايجاد مى‏كنند؛ بايد با اين مانع و موانعى كه به‏طور قهرى وجود دارد، مبارزه كرد.» (مقام معظم رهبري1382/11/2)

توليد ثروت و کسب درآمد از راه توليد علم
راز توسعه در دانش نهفته است و اين نكته اى است كه مقام معظم رهبرى در بيانات خود به آن اشاره دارند: «روزى كه كسب درآمد از دانش جايگزين نفت شود، روز خوب ملت است.» (مقام معظم رهبري1387/06/05)
اقتصاد امروز دنيا، اقتصاد دانش بنيان است و دانش منشأ ثروت است لذا در الگوي توسعه مورد نظر رهبري، علم از جايگاه ويژه اي برخوردار است و علم باعت توليد ثروت و کسب درآمد مي شود و يک رابطه هم افزائي ميان علم و ثروت برقرار است.
 رهبر معظم انقلاب معتقدند که بايد از علم، توليد ثروت كنيم و از همان ثروت نيز براى پيشرفت علم بهره بگيريم:
« آن روزى كه ما بتوانيم درآمد كشور را از راه دانشمان به دست بياوريم و درِ چاههاى نفت را پلمب كنيم، آن روز براى ما روز خوبى است. امروز ما داريم از ذخائرمان مي خوريم. بيشتر بودجه‏ى كشور از نفت است. نفت ذخيره‏ى ماست. گنجينه‏مان را داريم تخليه مي كنيم؛ از روى ناچارى. بايد روزى برسد كه بتوانيم از دانش خود نان بخوريم و اين ملت بتواند از دانش خود ثروت توليد كند. آن وقت خودِ آن ثروت به پيشرفت دانش كمك خواهد كرد. يك هم‏افزائى پى در پى دارند: علم به ثروت كمك مي كند، ثروت به علم كمك مي كند؛ دائماً هم‏افزائى به وجود مى‏آيد. ما بايد دنبال اين روز باشيم.» (مقام معظم رهبري1387/06/05)

کدام علم؟
هر چند افزايش آگاهي و گسترش دامنه علوم براي توليد ثروت و کسب درآمد يک امر حياتي است اما درعين حال بايد اين پيشرفت بايد به مسيري صحيح هدايت شود. به گواهي تاريخ، در موارد متعدد از علم و دانش، بر عليه خود انسان استفاده شده است. زماني که علم بدون ضابطه هاي اخلاقي در دست زورمندان و ستمگران باشد، براحتي به سلاحي خطرناك عليه بشريت تبديل مي شود. همچنانکه امروزه بسياري از سلاحهاي کشنده و مرگبار با استفاده از آخرين دستاوردهاي علمي و فناوري ساخته شده اند لذا رهبري همراهي علم و معنويت را لازم مي دانند.
زماني که رهبر معظم انقلاب بر حرکت علمي و توليد علم در کشور اشاره مي کنند، بر نوع اسلامي علم که ما را به معنويت، انسانيت و خدا نزديک مي کند، نيز  تاکيد دارند؛
« ما مي خواهيم كشور را علمى كنيم؛ اما هدف از علمى شدن كشور اين نيست كه كشور را غربى كنيم. اشتباه نشود. غربيها علم را دارند، اما در كنار علم و آميخته‏ى با اين علم چيزهائى را هم دارند كه از آنها مي گريزيم. ما نمي خواهيم غربى بشويم؛ ما مي خواهيم عالم بشويم. علمِ امروزِ دنيائى كه عالم محسوب مي شود، علم خطرناكى براى بشر است. علم را در خدمت جنگ، در خدمت خشونت، در خدمت فحشا و سكس، در خدمت مواد مخدر، در خدمت تجاوز به ملتها، در خدمت استعمار، در خدمت خونريزى و جنگ قرار داده‏اند. چنين علمى را ما نمي خواهيم؛ ما اينجور عالم شدن را نمي خواهيم. ما مي خواهيم علم در خدمت انسانيت باشد، در خدمت عدالت باشد، در خدمت صلح و امنيت باشد. ما اينجور علمى مي خواهيم. اسلام به ما اين علم را توصيه ميكند.» ( مقام معظم رهبري1386/06/12)

روابط بين کشورها در زمينه ي علم
از ديدگاه رهبري روابط بين کشورها در زمينه علم بايد رابطه ي صادرات و واردات باشد، ايشان در اين خصوص مي فرمايند:
«رابطه‏ى بين كشورها در زمينه‏ى علم بايد رابطه‏ى صادرات و واردات باشد؛ يعنى در آن تعادل و توازن وجود داشته باشد. همچنانى‏كه در باب مسائل اقتصادى و بازرگانى، اگر كشورى وارداتش بيشتر از صادراتش شد، ترازش منفى مي شود و احساس غبن مي كند، در زمينه‏ى علم هم بايد همين جور باشد. علم را وارد كنيد، عيبى ندارد؛ اما حداقل به همان اندازه كه وارد مي كنيد - يا بيشتر - صادر كنيد. بايد جريان دو طرفه باشد. والّا اگر شما دائماً ريزه‏خوار خوان علم ديگران باشيد، اين پيشرفت نيست. علم را بگيريد، طلب كنيد، از ديگران فرا بگيريد؛ اما شما هم توليد كنيد و به ديگران بدهيد. مواظب باشيد تراز بازرگانى شما در اين جا هم منفى نباشد.» ( مقام معظم رهبري1388/02/27)

مدل پيشرفت از ديدگاه رهبري
در حكومت اسلامي تزكيه و رشد اخلاقي و معنوي افراد جز اهداف بالادستي حكومت قرار دارد يعني همه فعاليت ها در نهايت براي رسيدن به جامعه اي است كه افراد آن از نوعي تهذيب نفس و معنويت برخوردار باشند. هرگونه طراحي مدل توسعه بدون توجه به اين سياست جايگاهي در نظام جمهوري اسلامي ندارد و اگر آباداني همه جانبه كشور منجر به رشد معنويت و اخلاق نشود ارزشمند نخواهد بود. بنابراين در نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامي مدل توسعه اي مطلوب است كه منجر به رشد اخلاقي و معنوي افراد جامعه باشد.
مدل پيشرفت از ديدگاه رهبري، الگويي است که انسان در سايه آن به رشد و تعالي برسد و تحقير نشود لذا ايشان الگوي پيشرفت اسلامي- ايراني را توصيه مي کنند:
«ما بايد پيشرفت را با الگوى اسلامى - ايرانى پيدا كنيم. اين براى ما حياتى است. چرا مي گوئيم اسلامى و چرا مي گوئيم ايرانى؟ اسلامى به خاطر اينكه بر مبانى نظرى و فلسفى اسلام و مبانى انسان‏شناختى اسلام استوار است. چرا مي گوئيم ايرانى؟ چون فكر و ابتكار ايرانى، اين را به دست آورده؛ اسلام در اختيار ملتهاى ديگر هم بود. اين ملت ما بوده است كه توانسته است يا مي تواند اين الگو را تهيه و فراهم كند. پس الگوى اسلامى ايرانى است.» ( مقام معظم رهبري 1386/02/25)
در اين الگوي پيشرفت بايد تحول را مديريت کرد. مقام معظم رهبري در اين خصوص مي فرمايند: 
« تحول، سنت الهى است در زندگى بشر. با او سينه به سينه نبايد شد؛ از او استقبال بايد كرد. بايد تحول را مديريت كرد، تا به پيشرفت بينجامد؛ جامعه را پيش ببرد.» ( مقام معظم رهبري 1386/02/25)
تاکيد رهبر معظم انقلاب بر آن است که الگوي توسعه بايد براساس معيارهاي اسلامي انتخاب شود. ايشان به مسئولين و نخبگان توصيه مي کنند که تحول و آباداني در ايران را برپايه چنين الگويي پايه ريزي کنند و تاکيد مي کنند که ما مي توانيم از پيشرفتها و تجربيات علمي غربيها استفاده مي کنيم، اما بايد براساس فکر و نياز خودمان برنامه ريزي کنيم.
رهبر معظم انقلاب در اين خصوص مي فرمايند:
«من ميخواهم بگويم مجموعه‏ى دانشگاهى كشور ما، مجموعه‏ى نخبگان كشور ما - هم حوزه و دانشگاه - يكى از بزرگترين كارهاشان بايد اين باشد كه نقشه‏ى جامع پيشرفت كشور را بر اساس مبانى اسلام تنظيم كنند؛ دل به الگوى غربى و مدلسازى‏هاى غربى نسپرند. او نمي تواند كشور را نجات بدهد؛ او نمي تواند پيشرفت كشور ما را تنظيم كند. كسانى كه در مراكز برنامه‏ريزى يا در مراكز علمى و تحقيقى هستند و راجع به اقتصاد، راجع به سياست، راجع به سياست بين‏المللى و راجع به مسائل حياتى ديگر كشور كار و فكر مي كنند، دنبال اين نباشند كه فرمولهاى غربى را؛ فرمولهاى اقتصادى غرب، فرمولهاى بانك جهانى يا صندوق بين‏المللى پول را با مسائل كشور تطبيق كنند؛ نه، آن نظريه‏ها، نظريه‏هاى مفيد براى ما نيست. البته از عِلمشان استفاده مي كنيم؛ ما تعصب نداريم. هرجا پيشرفت علمى، تجربه‏ى علمى باشد، استفاده مي كنيم. از مصالح استفاده مي كنيم؛ اما نقشه را بر طبق فكر خودمان، بر طبق نياز خودمان بايستى بريزيم.» ( مقام معظم رهبري 1386/02/25)
متاسفانه امروزه ، در کشورهاي در حال توسعه، بسياري از افراد، حتي در ميان روشنفکران، راه رشد کشورشان را تبعيت از الگوي غربي مي دانند. اما رهبر انقلاب اسلامي ايران با قاطعيت الگوي پيشرفت غربي را يک الگوي ناموفق مي دانند و با برشمردن دلايلي الگوي غربي را براي پيشرفت جامعه ما ناکافي مي دانند؛
«آنچه كه موجب مي شود ما الگوى غربى را براى پيشرفت جامعه‏ى خودمان ناكافى بدانيم، در درجه‏ى اول اين است كه نگاه جامعه‏ى غربى و فلسفه‏هاى غربى به انسان - البته فلسفه‏هاى غربى مختلفند؛ اما برآيند همه‏ى آنها اين است - با نگاه اسلام به انسان، بكلى متفاوت است؛ يك تفاوت بنيانى و ريشه‏اى دارد. لذا پيشرفت كه براى انسان و به وسيله‏ى انسان است، در منطق فلسفه‏ى غرب معناى ديگرى پيدا ميكند، تا در منطق اسلام. پيشرفت از نظر غرب، پيشرفت مادى است؛ محور، سود مادى است؛ هرچه سود مادى بيشتر شد، پيشرفت بيشتر شده است؛ افزايش ثروت و قدرت. اين، معناى پيشرفتى است كه غرب به دنبال اوست؛ منطق غربى و مدل غربى به دنبال اوست و همين را به همه توصيه مي كنند. پيشرفت وقتى مادى شد، معنايش اين است كه اخلاق و معنويت را مي شود در راه چنين پيشرفتى قربانى كرد. يك ملت به پيشرفت دست پيدا كند؛ ولى اخلاق و معنويت در او وجود نداشته باشد. اما از نظر اسلام، پيشرفت اين نيست. البته پيشرفت مادى مطلوب است، اما به عنوان وسيله. هدف، رشد و تعالى انسان است.» ( مقام معظم رهبري 1386/02/25)
مقام معظم رهبري مدل سازي و الگوسازي براي پيشرفت را وظيفه نخبگان جامعه مي دانند و در اين خصوص به نخبگان توصيه مي کنند:
«مدل‏سازى و الگوسازى، كار خود شماست؛ يعنى كار نخبگان ماست. در تحقيقات دانشگاهى بايد دنبالش بروند، بحث كنند و در نهايت مدل پيشرفت را براى ايران اسلامى، براى اين جغرافيا، با اين تاريخ، با اين ملت، با اين امكانات، با اين آرمانها ترسيم و تعيين كنند و بر اساس او، حركت عمومى كشور به سوى پيشرفت در بخشهاى مختلف شكل بگيرد.» ( مقام معظم رهبري 1386/02/25)

الگوي توسعه از نگاه رهبري
الگوي توسعه رهبري با عدالت همراه است چرا که عدالت مايه قوام و پايداري جامعه و از عوامل مهم رشد و توسعه است. توسعه مطلوب توسعه منجر به پايداري جامعه است. اگر توسعه منجر به شكاف عميق اقتصادي و فرهنگي و سياسي شود اين توسعه براي جامعه خطرساز است و پايداري جامعه را متزلزل مي كند. لذا رهبري معظم انقلاب مدل توسعه اي را طلب مي كند كه مبتني بر عدالت بوده و نتيجه آن اجراي عدالت و در نتيجه پايداري و قوام جامعه باشد:
« ما در زمينه‏ي همه‏ي فعاليتهاي گوناگون اقتصادي و توليدي کشور و حواشي آن، بايد توجه کنيم که ما هم توسعه‏محوريم، هم عدالت‏محور. ما طبق برخي از سياستهايي که امروز در دنيا رايج است و طرفداران زيادي هم دارد، نيستيم که صرفاً به رشد توليدات و رشد ثروت در کشور فکر کنيم و به عدالت در کنار آن، فکر نکنيم؛ نه، اين منطق ما نيست. نوآوري نظام ما همين است که مي‏خواهيم عدالت را با توسعه و با رشد اقتصادي در کنار هم و با هم داشته باشيم و اينها با هم متنافي نيستند. ما ديدگاهي که تصور کند اينها با هم نمي‏سازند و يا بايد اين را انتخاب کرد يا آن را، قبول نداريم. اين نکته بايد در همه موارد؛ هم در کاهش حجم دولت، هم در مسأله‏ي خصوصي‏سازي، هم در نگاه کلي به مسائل اقتصادي و هم در تقسيم منابع ميان بخش خصوصي و بخش تعاوني و بخش دولتي رعايت شود..» (مقام معظم رهبري 4/6/1383)
يكي از پايه ها و استوانه هاي نگهدارنده هر اجتماعي، عنصر عدالت است و هيچ عاملي به اندازه عدالت نمي تواند جامعه انساني را اصلاح كند و اگر عدالت اجرا نشود، به جاي آن ستم و ستمگري پياده خواهد شد.
افلاطون مي گويد:« عدالت آن است كه كسي آن چه حق اوست به دست آورد و كاري را در پيش گيرد كه استعداد و شايستگي آن را داشته باشد.....عدالت، قدرت نيست، بلكه قدرت انتظام و هماهنگي است.» (افلاطون، جمهوري، ص 38)
او همچنين مي گويد:‌«‌ فقط عدالت است كه مي تواند موجب خوشبختي شود.» (افلاطون، جمهوري، ص 39)
نبود عدالت اجتماعي در جامعه، كليد پيدايش خلاف كاري، مفاسد و آسيبهاي اجتماعي است. خشونت،تجاوز نبود امنيت اجتماعي،پيدايش نابساماني هاي رواني و … از جمله آثار شوم فقدان عدالت اجتماعي است. حتي فقدان عدالت اجتماعي مي تواند در پيدايش انديشه هاي انحرافي و غلط نقش مهمي داشته باشد. لذا در الگوي توسعه رهبر معظم انقلاب اسلامي به مسئله «عدالت اجتماعي» تاکيد مي شود؛
« آنچه كه در اين بين بايستى با وسواس و دقّت دنبالش باشيد، مسأله‌ى «عدالت اجتماعى» است كه با رشد و توسعه هم سازگار است. بعضى اين‌طور تصوّر مى‌كردند - شايد حالا هم تصوّر كنند - كه ما بايستى دوره‌اى را صرف رشد و توسعه كنيم و وقتى كه به آن نقطه‌ى مطلوب رسيديم، به تأمين عدالت اجتماعى مى‌پردازيم. اين فكرْ اسلامى نيست. «عدالت» هدف است و رشد و توسعهْ مقدمه‌ى عدالت است. آن روزى كه در كشور عدالت اجتماعى نباشد، اگر بتوانيم بايد آن روز را تحمّل نكنيم. اگر مى‌بينيد كه در كشور هنوز تفاوت و فاصله‌ى طبقاتى وجود دارد و هنوز كسانى در فقر و محروميت هستند، به‌خاطر اين است كه مسؤولان كشور بيش از اين نمى‌توانند. خرابى‌اى كه در ساليان طولانى به وجود آمده، عميق‌تر و بيشتر از آن است كه در طول اين مدت كوتاه بشود آن را برطرف كرد، والاّ اگر بتوانيم يك روز هم نبايد تحمّل كنيم.» (مقام معظم رهبري 8/6/1374)

 

استفاده از این مطلب با درج نام نویسنده و ذکر منبع بلامانع است.
  سایر مطالب