امام و رهبري

نقشه راه رهبري براي توليد علم و فناوري، توسعه و پيشرفت (بخش سوم)
شنبه 21 فروردين 1389 - 10:29:13 AM
  بزرگنمایی:

نويسنده: عليرضا تاجريان
 
مطالب مرتبط:

تبيين نماى كلى پيشرفت از نگاه رهبري
رهبر معظم انقلاب با تاکيد بر تبديل مسئله ي پيشرفت و عدالت در دهه ي چهارم به يک گفتمان ملي بر تبيين نماي کلي پيشرفت مي پردازند و نکات ارزشمندي را در اين خصوص متذکر مي شوند: 
1- پيشرفت، نبايد توسعه‏ى به مفهوم رايج غربى تداعى بشود
در الگوي توسعه غربي ، عدم توجه به کرامت انساني و بي ارادگي آدمي دربرابر ماشينيزم به خوبي مشهود است. اين مهمترين وجه تمايز مدل توسعه غربي با توسعه اسلامي است. در اسلام، همگرايي و همسويي اخلاق با اقتصاد و توسعه، سبب مي شود که فعاليتهاي اقتصادي، جهت و هدفي معقول بيابد.
از آنجا که الگوهاي توسعه غربي در کشورهاي در حال توسعه با پيش‏فرض‏ها و تعاريف مادي از انسان و جامعه و تاريخ به تدريج افراد جامعه را با ارزش‏هاي و آرمان‏هاي غربي هماهنگ مي‏نمايد، بسترهاي نفوذ را هم براي سلطه به آن کشورها مهيا مي کند و آنها را مصرف کننده بار مي آورد. با توجه به اهميت اين موضوع، پيشرفت از نگاه رهبري، توسعه به مفهوم رايج غربي نيست:
« امروز توسعه، در اصطلاحات سياسى و جهانى و بين المللى حرف رايجى است. ممكن است پيشرفتى كه ما مي گوئيم، با آن چه كه امروز از مفهوم توسعه در دنيا فهميده مي شود، وجوه مشتركى داشته باشد - كه حتماً دارد - اما در نظام واژگانى ما، كلمه‏ى پيشرفت معناى خاص خودش را داشته باشد كه با توسعه در نظام واژگانى امروز غرب، نبايستى اشتباه بشود. آن چه ما دنبالش هستيم، لزوماً توسعه‏ى غربى - با همان مختصات و با همان شاخصها - نيست.» (مقام معظم رهبري1388/02/27)
در الگوي توسعه غربي بر اصالت ثروت و رفاه به هر قيمت تاکيد مي شود و عدالت و اخلاق صرفا ابزاري براي كسب سود بيشتر و رسيدن به رفاه است. اماالگوي  پيشرفت مدنظر رهبري مبتني بر عدالت است و مانند الگوي غرب هدف فقط افزايش توليد ناخالص داخلي نيست، بلكه توزيع عادلانه درآمد و در يك كلام اقتصاد اخلاقي عدالت‌محور هدف اصلي است.
مقام معظم رهبري مجموعه غربي شدن يا توسعه يافته ي به اصطلاح غربي را که مجموعه اي از ضدارزشها را داراست، مطلقا قبول نمي کنند و مي فرمايند:
«غربى‏ها يك تاكتيك زيركانه‏ى تبليغاتى را در طول سالهاى متمادى اجرا كردند و آن اين است كه كشورهاى جهان را تقسيم كردند به توسعه‏يافته، در حال توسعه و توسعه‏نيافته. خب، در وهله‏ى اول انسان خيال مي كند توسعه‏يافته يعنى آن كشورى كه از فناورى و دانش پيشرفته‏اى برخوردار است، توسعه‏نيافته و در حال توسعه هم به همين نسبت؛ در حالى كه قضيه اين نيست. عنوان توسعه‏يافته - و آن دو عنوان ديگرى كه پشت سرش مى‏آيد، يعنى در حال توسعه و توسعه‏نيافته - يك بارِ ارزشى و يك جنبه‏ى ارزش‏گذارى همراه خودش دارد. در حقيقت وقتى مي گويند كشور توسعه يافته، يعنى كشور غربى! با همه‏ى خصوصياتش: فرهنگش، آدابش، رفتارش و جهت‏گيرى سياسى‏اش؛ اين توسعه‏يافته است. در حال توسعه يعنى كشورى كه در حال غربى شدن است؛ توسعه‏نيافته يعنى كشورى كه غربى نشده و در حال غربى شدن هم نيست. اين جورى مي خواهند معنا كنند. در واقع در فرهنگ امروز غربى، تشويق كشورها به توسعه، تشويق كشورها به غربى شدن است! اين را بايد توجه داشته باشيد. بله، در مجموعه‏ى رفتار و كارها و شكل و قواره‏ى كشورهاى توسعه‏يافته‏ى غربى، نكات مثبتى وجود دارد - كه من ممكن است بعضى‏اش را هم اشاره كنم - كه اگر بناست ما اينها را ياد هم بگيريم، ياد مي گيريم؛ اگر بناست شاگردى هم كنيم، شاگردى مي كنيم؛ اما از نظر ما، مجموعه‏اى از چيزهاى ضد ارزش هم در آن وجود دارد. لذا ما مجموعه‏ى غربى شدن، يا توسعه‏يافته‏ى به اصطلاحِ غربى را مطلقاً قبول نمي كنيم. پيشرفتى كه ما مي خواهيم چيز ديگرى است.»  (مقام معظم رهبري1388/02/27)
2- پيشرفت براى همه‏ى كشورها، يك الگوى واحد ندارد
بايد توجه داشت که شرايطي که کشورهاي پيشرفته و صنعتي دارند، با شرايط کشورهاي در حال توسعه بسيار متفاوت است، همچنين هر يک از کشورهاي در حال توسعه نيز از شرايط سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي متفاوتي برخوردارند، لذا ممکن نيست براي تمام اين کشورها يک الگوي پيشرفت و توسعه ارائه داد.
کشورهاي در حال توسعه نبايد همان راه کشورهاي پيشرفته را بپيمايند چرا که کشورهاي پيشرفته شرايط و زمينه هاي لازم را براي توسعه دارا بوده اند در حالي که بسياري از کشورهاي در حال توسعه از اين شرايط و زمينه ها براي پيشرفت و توسعه برخوردار نيستند. گونارميروال در اين مورد مي گويد:
«کشورهاي توسعه نيافته نبايد تئوريهاي به ارث رسيده از ما را بصورت پيش فرض قبول کنند بلکه آنها را بايستي بازسازي کرده و با توجه به شرايط اجتماعي و اقتصادي خود در راستاي منافع و منطبق با مشکلاتشان بکار گيرند.» (Myrdal ., G., Economic Theory and underdeveloped regions , P.qq)
مقام معظم رهبري معتقدند كه پيشرفت براى همه‏ى كشورها و همه‏ى جوامع عالم، يك الگوى واحد ندارد و مي فرمايند: 
«پيشرفت يك معناى مطلق ندارد؛ شرائط گوناگون - شرائط تاريخى، شرائط جغرافيائى، شرائط جغرافياى سياسى، شرائط طبيعى، شرائط انسانى و شرائط زمانى و مكانى - در ايجاد مدلهاى پيشرفت، اثر مي گذارد. ممكن است يك مدل پيشرفت براى فلان كشور يك مدل مطلوب باشد؛ عيناً همان مدل براى يك كشور ديگر نامطلوب باشد. بنابراين يك مدل واحدى براى پيشرفت وجود ندارد كه ما آن را پيدا كنيم، سراغ آن برويم و همه‏ى اجزاء آن الگو را در خودمان ايجاد كنيم و در كشورمان پياده كنيم؛ چنين چيزى نيست. پيشرفت در كشور ما - با شرائط تاريخى ما، با شرائط جغرافيائى ما، با اوضاع سرزمينى ما، با وضع ملت ما، با آداب ما، با فرهنگ ما و با ميراث ما - الگوى ويژه‏ى خود را دارد؛ بايد جستجو كنيم و آن الگو را پيدا كنيم. آن الگو ما را به پيشرفت خواهد رساند؛ نسخه‏هاى ديگر به درد ما نمي خورد؛ چه نسخه‏ى پيشرفت آمريكائى، چه نسخه‏ى پيشرفت اروپائى از نوع اروپاى غربى، چه نسخه‏ى پيشرفت اروپائى از نوع اروپاى شمالى - كشورهاى اسكانديناوى، كه آنها يك نوع ديگرى هستند - هيچ كدام از اينها، براى پيشرفت كشور ما نمي تواند مدل مطلوب باشد. ما بايد دنبال مدل بومى خودمان بگرديم.» (مقام معظم رهبري1388/02/27)
از ديدگاه رهبر انقلاب اسلامي هنر ايراني بايد اين باشد که بتواند مدل بومي پيشرفت را متناسب با شرايط کشور پيدا کند، لذا ايشان بر مدل «توسعه بومي و غيرتقليدي» تاکيد دارند:
«ما دنبال چه نوع توسعه‌يى هستيم؟ اين نكته‌ى اساسى، در بحث‌هاى اقتصادى و غيراقتصادى جارى است. كسانى دنبال اين هستند كه حرفى را پرتاب كنند و ذهن مردم را از مسائل اصلى دور نگه دارند: مدل چينى، مدل ژاپنى، مدل فلان. مدل توسعه در جمهورى اسلامى، به اقتضاى شرايط فرهنگى، تاريخى، مواريث و اعتقادات و ايمان اين مردم، يك مدل كاملاً بومى و مختص به خود ملت ايران است؛ از هيچ‌جا نبايد تقليد كرد؛ نه از بانك جهانى، نه از صندوق بين‌المللى پول، نه از فلان كشور چپ، نه از فلان كشور راست؛ هرجا اقتضايى دارد. فرق است بين استفاده كردن از تجربيات ديگران، با پيروى از مدل‌هاى تحميلى و القايى و غالباً هم منسوخ.» (مقام معظم رهبري1388/02/27)
3- مبانى معرفتى در نوع پيشرفت مطلوب يا نامطلوب تأثير دارد
جامعه شناسان معتقدند توسعه مطلوب بايد در همه ابعاد اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي صورت گيرد و از آنجا که محور اين توسعه، انسان است، هدف آن نيز بايد رفع نيازهاي مادي و معنوي او باشد. بديهي است توجه به نيازهاي مادي بدون در نظر گرفتن خواسته هاي معنوي و روحي، شرايط ناهنجاري را فراهم خواهد کرد. از سوي ديگر بايد گفت که توسعه در هر جامعه اي بايد متناسب با هنجارهاي معمول و مقبول همان جامعه باشد. هر ملتي داراي ويژگيها، عقايد و نگرشهاي خاص خود درمورد جهان هستي و انسان و زندگي است و شخصيت تاريخي اش از مجموعه اين عوامل، شکل گرفته است. از اين رو، اين ويژگيها بايد در فرايند توسعه مد نظر قرار گيرد. چراکه در غير اين صورت، ابزارهاي فرهنگي وارداتي، نظام اجتماعي و فرهنگي جامعه را مورد تهديد قرار خواهد داد.
بنابراين در تبيين الگوي پيشرفت رهبري بايد اين نکته را مورد توجه قرار داد که از نظر اسلام، انسان به عنوان محور توسعه، با ديدگاه غرب در اين مورد تفاوت دارد. انسان مسلمان در بعد فردي، بايد راهي صحيح را به سوي خداوند بپيمايد و در مسير خود سازي و تهذيب نفس و کسب تقوا بکوشد. هر چند در مکاتب غربي نيز به انسان اهميت داده شده است، اما برداشت آنها از انسان با نگاه اسلام، متفاوت است. در نگاه غربي، انسان يک موجود مادي محض است و هدف او لذت جويي، کامجويي و بهره مندي از لذايذ زندگي است و ثروت ، قدرت و علم هدف هستند، لذا محور پيشرفت و توسعه در غرب، «انسان سود محور» است و هر چه سود مادي بيشتر باشد، پيشرفت بيشتر مي شود اما در جهان بيني اسلامي، ثروت و قدرت و علم، وسيله اي براي تعالي انسان هستند و پيشرفت مادي تنها به عنوان وسيله، مطلوب است و هدف اصلي، رشد و تعالي انسان است.
با توجه به اين نکته مهم از نگاه رهبر معظم انقلاب مبانى معرفتى در نوع پيشرفت مطلوب يا نامطلوب تأثير دارد، لذا ايشان مي فرمايند:
 «هر جامعه و هر ملتى، مبانى معرفتى، مبانى فلسفى و مبانى اخلاقى‏اى دارد كه آن مبانى تعيين كننده است و به ما مي گويد چه نوع پيشرفتى مطلوب است، چه نوع پيشرفتى نامطلوب است. آن كسى كه ناشيانه و نابخردانه، يك روزى شعار داد و فرياد كشيد كه بايد برويم سرتاپا فرنگى بشويم و اروپائى بشويم، او توجه نكرد كه اروپا يك سابقه و فرهنگ و مبانى معرفتى‏اى دارد كه پيشرفت اروپا، بر اساس آن مبانى معرفتى است؛ ممكن است آن مبانى بعضاً مورد قبول ما نباشد و آنها را تخطئه كنيم و غلط بدانيم. ما مبانى معرفتى و اخلاقى خودمان را داريم. اروپا در دوران قرون وسطى، سابقه‏ى تاريخى مبارزات كليسا با دانش را دارد؛ انگيزه‏هاى عكس‏العملى و واكنشى رنسانس علمىِ اروپا در مقابل آن گذشته را نبايد از نظر دور داشت. تأثير مبانى معرفتى و مبانى فلسفى و مبانى اخلاقى بر نوع پيشرفتى كه او مي خواهد انتخاب كند، يك تأثير فوق العاده است. مبانى معرفتى ما به ما ميگويد اين پيشرفت مشروع است يا نامشروع؛ مطلوب است يا نامطلوب؛ عادلانه است يا غيرعادلانه.» (مقام معظم رهبري1388/02/27)
4- از نقاط اشتراک الگوي توسعه اسلامي با توسعه غربي غفلت نکنيم
انقلاب، ابتكار، انضباط و شجاعت از جمله ويژگي‌هاي مثبت توسعه غربي است  که مي توان در الگوي پيشرفت ايراني-  اسلامي آنها را لحاظ کرد به همين دليل است که رهبر معظم انقلاب بر يادگيري نقاط اشتراک الگوي پيشرفت اسلامي با توسعه غربي تاکيد دارند؛
« ما اگر نقاط افتراق پيشرفت با منطق اسلامى را با توسعه‏ى غربى مي شماريم، نبايد از نقاط اشتراك غفلت كنيم؛ يك نقاط اشتراكى هم وجود دارد كه اينها در توسعه‏ى كشورهاى توسعه يافته‏ى غربى كاملاً وجود داشته؛ روح خطرپذيرى - كه انصافاً جزو خلقيات و خصال خوب اروپائى‏هاست - روح ابتكار، اقدام و انضباط، چيزهاى بسيار لازمى است؛ در هر جامعه‏اى كه اينها نباشد، پيشرفت حاصل نخواهد شد. اينها هم لازم است. ما اگر بايد اينها را ياد بگيريم، ياد هم مي گيريم؛ اگر هم در منابع خودمان باشد، بايد آنها را فرا بگيريم و عمل كنيم.» (مقام معظم رهبري1388/02/27)
5- پيشرفت با پسوند عدالت
از مهم ترين ويژگيهاي توسعه اسلامي، عدالت محوري است. اسلام معتقد است که هيچ عاملي به اندازه عدالت، نمي تواند نابسامانيهاي اقتصادي و اجتماعي را اصلاح کند. فقدان عدالت ، کليد پيدايش بزهکاري، مفاسد و آسيب هاي اجتماعي است. خشونت، تعدي، عدم امنيت اجتماعي و پيدايش معضلات رواني ازجمله آثار بي عدالتي است.
اسلام، عدالت را همسو و همگام با توسعه مي داند و سيستم اقتصادي اسلام بگونه اي است که اجراي اصول و اهداف آن، به تحقق عدالت کمک مي كند. به عبارتي عدالت در بطن برنامه هاي اقتصادي و اهداف توسعه اسلام نهفته است.
عدالت بدون پيشرفت منجر به برابري در فقر خواهد شد و پيشرفت بدون عدالت هم هرگز مطلوب نخواهد بود زيرا در کنار رفاه و پيشرفت جامعه بايد فواصل طبقاتي کم شود بنابراين مدل پيشرفتي مي تواند براي يک جامعه کارآمد باشد که با پسوند عدالت همراه باشد.
از نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامي افزايش درآمد ناخالص ملى نمي تواند به تنهايي نشانه ي پيشرفت باشد بلکه چگونگي تقسيم و توزيع اين درآمد در جامعه مهم است. ايشان در اين خصوص مثال خوبي مطرح مي کنند: 
«فرض بفرمائيد يكى از شاخصهاى مهم، افزايش درآمد ناخالص ملى در كشورهاست. فلان كشور درآمد ناخالص ملى‏اش، مثلاً چندين هزار ميليارد است، فلان كشور يك دهم اوست؛ پس آن كشور اولى پيشرفته است! اين منطق، منطق درستى نيست. افزايش درآمد ناخالص ملى - يعنى درآمد عمومى يك كشور - به تنهائى نمي تواند نشانه‏ى پيشرفت باشد؛ بايد ديد اين درآمد چگونه تقسيم مي شود. اگر درآمد ملى بسيار بالاست، اما توى همين كشور آدمهائى شب توى خيابان مي خوابند و با گرماى چهل و دو درجه‏ى هوا عده‏ى زياديشان مي ميرند، اين پيشرفت نيست. شما ببينيد توى خبرها: در فلان شهر معروف بزرگ غربى - مثلاً در آمريكا يا جاى ديگر - حرارت هوا به چهل و دو درجه رسيد و فلان تعداد آدم مردند! چرا با چهل و دو درجه حرارت بميرند؟ اين معنايش اين است كه اينها سرپناه و جا ندارند. اگر در جامعه‏اى، انسانهائى وجود دارند كه بى سرپناه زندگى ميكنند يا بايد چهارده ساعت در روز كار كنند تا نان بخور و نمير پيدا كنند، درآمد ناخالص ملى ده برابر اينى هم كه امروز هست باشد، اين پيشرفت نيست. در منطق اسلامى اين پيشرفت نيست.»
چنان که مي بينيم مدل توسعه مورد نظر رهبري، الگويي است که منجر به افزايش ثروت ملي شود. يعني در صورت اجراي آن مدل برآيند ثروت عمومي كشور و ثروت آحاد مردم افزايش يابد. به عبارتي توسعه بايد طوري طراحي شود كه مردم در سايه اجراي آن از وضعيت پايين دستي ثروت به وضعيت بالادستي ثروت منتقل شوند بطوري كه علاوه بر تامين نيازهاي مصرفي منجر به ذخيره سازي ثروت نيز بشود. بديهي است كه افزايش ثروت ملي در سايه افزايش توليد ملي صورت خواهد گرفت . بنابراين توسعه بايد توليد محور باشد تا بتوان به ثروت ملي افزود.
توسعه اگر منجر به ثروت اندوزي بخش خاصي از جامعه شود توسعه متوازن و عادلانه نيست توسعه بايد بر ثروت آحاد مردم بيفزايد.
مقام معظم رهبري دليل تاکيد بر پيشرفت با پسوند عدالت را اين گونه بيان مي دارند:
«اسلام انسان را يك موجود دوساحتى ميداند؛ داراى دنيا و آخرت؛ اين پايه‏ى همه‏ى مطالبى است كه در باب پيشرفت بايد در نظر گرفته بشود؛ شاخص عمده اين است؛ فارقِ عمده اين است. اگر يك تمدنى، يك فرهنگى و يك آئينى، انسان را تك ساحتى دانست و خوشبختى انسان را فقط در زندگى مادىِ دنيائى به حساب آورد، طبعاً پيشرفت در منطق او، با پيشرفت در منطق اسلام - كه انسان را دو ساحتى ميداند - بكلى متفاوت خواهد بود. كشور ما و جامعه‏ى اسلامى آن وقتى پيشرفته است كه نه فقط دنياى مردم را آباد كند، بلكه آخرت مردم را هم آباد كند.» (مقام معظم رهبري1388/02/27)

پيش‌فرض‌هاي پيشرفت علمي
پيشرفتهاي علمي بر توانايي كشورها در زمينه هاي مختلف تاثير مي گذارد اين واقعيت در دوره كنوني كه عصر انفجار اطلاعات نام گرفته، بيش از هر زمان ديگر مشهود است به عبارتي عدم پيشرفت علمي، به معناي عقب ماندگي و توسعه نيافتگي كشورهاست. لذا مقام معظم رهبري بر پيشرفت علمي در کشور تاکيد دارند و پيش فرض هايي را براي آن بر مي شمارند:
1- پيشرفت علمى، ضرورت حياتى كشور است
پيش فرض اول پيشرفت علمي از نگاه رهبر معظم انقلاب اين است که پيشرفت علمى را ضرورت حياتى كشور در علوم مختلف بدانيم. با اين ديدگاه مي توان به پيشرفت دست يافت.
2- نبايد ما در مسئله‏ى علم، واگن خودمان را به لوكوموتيو غرب ببنديم
برخي از جوامع اسلامي، براي رسيدن به کاروان توسعه جهاني، با شتابزدگي عمل کردند و درپي آن ، بسياري از هنجارهاي فرهنگي آنها تغيير كرده و يا متزلزل شد. با مطالعه دقيق تاريخ و تجربيات جوامع اسلامي مي توان به اين باور رسيد که توسعه اين كشورها، تنها از درون اين جوامع و با توجه به ارزشهاي اخلاقي، فرهنگي و اجتماعي اسلام امكان پذير است.
بنابراين مقام معظم رهبري پيش فرض دوم پيشرفت علمي را در عدم وابستگي به غرب در توليد علمي مي دانند و مي فرمايند:
« پيشرفت علمى، اگرچه كه با فراگيرى علم از كشورها و مراكز پيشرفته‏ترِ علمى حاصل خواهد شد - بخشى از آن بلاشك اين است - اما فراگيرى علم يك مسئله است، توليد علم يك مسئله‏ى ديگر است. نبايد ما در مسئله‏ى علم، واگن خودمان را به لوكوموتيو غرب ببنديم. البته اگر اين وابستگى ايجاد بشود، يك پيشرفتهائى پيدا خواهد شد؛ در اين شكى نيست؛ ليكن دنباله‏روى، نداشتن ابتكار، زيرِ دست بودنِ معنوى، لازمه‏ى قطعىِ اين چنين پيشروى‏اى است؛ و اين جايز نيست. بنابراين، ما بايد علم را خودمان توليد كنيم و آن را بجوشانيم. هر پله‏اى از پله‏ها كه انسان در مدارج علم بالا برود، او را آماده ميكند براى برداشتن گام بعدى و رفتن به يك پله‏ى بالاتر. اين حركت را بايستى ما از خودمان، در درون خودمان، با استفاده‏ى از منابع فكرى و ذخائر ميراث فرهنگى خودمان ادامه بدهيم و داشته باشيم.» (مقام معظم رهبري1387/07/03)
3- خودباوري مقدمه موفقيت علمي
از ديدگاه رهبر معظم انقلاب انديشمندان، دانشگاهيان و فرهيختگان كشورهاي درحال توسعه، قبل از هر چيز بايد به اين باور برسند که مي توانند به پيشرفتهاي قابل ملاحظه علمي دست يابند چراکه مقدمه هر موفقيت علمي، خودباوري و اتکاء به توانائيها و استعدادهاي خود است. بدون خودباوري ، کسي وارد ميدان تلاش براي نوآوري در علم و فناوري نمي شود و ترجيح مي دهد از دستاوردهاي ديگران استفاده کند.
ايشان در اين خصوص مي فرمايند:
« پيشرفت علمى بايستى با خودباورى اولاً؛ اميد به موفقيت ثانياً؛ حركت جهادگونه ثالثاً؛ همراه باشد. چون ما فرض را بر اين گذاشتيم كه پيشرفت علمى، بايستى با نگاه بومى و با تكيه‏ى به فرهنگ خودمان باشد - فرهنگ ما يعنى اسلام و مواريث ملىِ پسنديده‏ى ما - و نيز ناظر به نيازهاى كشور. اين، بايستى مجموعه‏ى حركت علمى ما را تشكيل بدهد.» (مقام معظم رهبري1387/07/03 )
4- «خطر پذيري» و «سخت کوشي» دو عامل تاثيرگذار در پيشرفت هاي علمي
رهبر انقلاب اسلامي، دو عامل تاثيرگذار در پيشرفتهاي علمي ملل و جوامع را «خطر پذيري» و «سخت کوشي» برمي شمارند. اين عوامل هم در گذشته و هم در زمان حاضر، در پيشرفت و توسعه جوامع نقش آفرين بوده اند.
ايشان در اين خصوص مي فرمايند: «در اين حركت، تنبلى و تن‏آسائى و محول كردن كار به يكديگر جايز نيست؛ حركتِ جهادگونه بايد كرد. جهاد فقط در ميدان جنگ نيست، در ميدان علم هم مثل بقيه‏ى ميادين زندگى، جهاد لازم است. جهاد يعنى تلاش بى‏وقفه، همراه با خطرپذيرى - در حد معقول البته - و پيشرفت و اميد به آينده.» (مقام معظم رهبري1387/07/03)
آنچه مقام معظم رهبري تحت عنوان خطر پذيري مطرح مي نمايد، به معني نهراسيدن از عدم موفقيت و حرکت به جلو است. ايشان شرط پيشرفت را، شجاعت و شهامت علمي مي داند و مي فرمايد:
« نقطه مقابل خطر پذيري، ترس است. ترس از چه ؟ ترس از عدم موفقيت، وارد نشويم که مبادا موفق نشويم ، حرکت نکنيم که مبادا نرسيم، اقدام نکنيم که مبادا مورد قبول قرار نگيرد يا براي ما مشکلات ايجاد کند، اينها همه اش نقطه مقابل خطر پذيري است.» (مقام معظم رهبري1387/07/03)
بنابراين، براي پيشرفت در عرصه دانش، بايد خطر شکستهاي مقطعي را پذيرفت و نااميد نشد. نگاهي به سرگذشت دانشمندان و مخترعان برجسته جهان نشان مي دهد که آنها در تلاش علمي خود، بارها دچار شکست و ناکامي شده اند، اما مايوس نشدند و به راه خود ادامه دادند تا به موفقيتهاي بزرگ دست يافتند.
عامل ديگر موفقيتهاي علمي، تلاش فراوان، سختکوشي و جديت است. اصولاً موفقيت و پيشرفت با راحت طلبي و تنبلي ناسازگار است و کسي که درپي کشف مجهولات علمي و يا اختراع يک وسيله جديد است، بايد تلاش و پشتکار فراوان داشته باشد.
ايشان در اين زمينه مي فرمايند:« نگذاريد تنبلي و راحت طلبي و تن دادن به زندگي دور از مشکل، شما را وسوسه کند. اگر اين حالت تنبلي وجود داشت، هيچکدام از اين کشفيات مهم علمي بوجود نمي آمد. شرح حال اين کاشفان و مخترعان بزرگ را ببينيد، چطور خواب را بر خود حرام کردند، سختي ها را براي خود هموار کردند، با مشکلات ساختند و رفتند تا به نقطه اصلي در پيشرفت رسيدند.» (مقام معظم رهبري1387/07/03)

 

استفاده از این مطلب با درج نام نویسنده و ذکر منبع بلامانع است.
  سایر مطالب