سياسي

وظايف مردم و حاکمان در منشور اخلاقي و سياسي علي (ع)
شنبه 28 فروردين 1389 - 11:11:37 AM
  بزرگنمایی:

نويسنده: عليرضا تاجريان
اشاره: در سراسر تاريخ بشريت، حضرت علي (ع) امام حق طلبان و عدالت خواهان عالم، تنها كسي بود كه هم در كردار و هم در گفتار خود هرگز حاضر نشد اخلاق را فداي سياست كند؛ در مكتب او به دست آوردن همه قدرتهاي عالم و در اختيار گرفتن همه امكانات جهان آفرينش اگر تنها مبتني و متوقف بر ستاندن ظالمانه پوست جويي از دهان مورچه اي باشد، پشيزي ارزش ندارد.
در اين نوشتار سعي داريم به وظايف مردم و حاكمان در منشور اخلاقي و سياسي حضرت علي (ع) بنگريم. 
وظايف اخلاقي و سياسي مردم در قبال حاکمان و مسئولين
مردم در قبال حاكمان و مسئولين جامعه وظايف اخلاقي و سياسي خاصي را برعهده دارند كه بايد به آنها عمل كنند كه برخي از اين وظايف مربوط به انتخاب مسئولين و حاكمان است و اينكه چه ملاك هايي را بايد براي انتخاب افراد در نظر گرفت؟ و وظايف ديگر مربوط بعد از انتخاب مسئولين و حاكمان مي باشد؛ يعني مردم بايد بعد از انتخاب درست كارگزاران بايد چه وظايفي را در قبال آنها انجام دهند. لذا در ادامه سعي داريم به اين دو مقوله بپردازيم:

ملاك هاي انتخاب

1- توجه به سوابق کاري (تجربه)
در منشور سياسي علي (ع) بايد مردم در انتخاب حاکمان، به سوابق کاري (تجربه) او توجه داشته باشند. 
امام علي (ع) به مالک اشتر توصيه مي کند که اهل تجربه را به کار گيرد و از تجارب آنان به خوبي استفاده کند؛ « و توخ منهم اهل التجربه و الحياء ؛ كارگزاران خود را از اهل تجربه و حيا برگزين.»
حضرت در کنار «تجربه» مسئله «حيا» را نيز متذکر مي شوند؛ زيرا روشن است که افراد باتجربه اگر ناپاک باشند به مراتب، خطرناک تر و مخرب تر از ديگران خواهند بود.
اميرالمومنين علي (ع) در اين خصوص به مالك اشتر هشدار داده مي فرمايد: « بدان كه بدترين وزيران مباشر تو آنهايي هستند كه در گذشته وزراي اشرار و بدكاران و در گناهان آنان شريك بودند و به طور قطع ايشان حاميان گنهكاران و برادران اهل ظلم بوده اند و تو به جاي آنها بايد جستجو كني در بين اهل ايمان افرادي را انتخاب كني كه در راي و انديشه و نفوذ همانند آنها باشند و گناهان آنها را هم مرتكب نشده باشند و ستمگر را بر ستمش و گناهكار را بر گناهش ياري نكرده اند. چنين افرادي هزينه كمتري براي تو دارند و ياريشان بهتر و مهرباني اشان بيشتر و دوستي اشان با غير تو كمتر باشد.»
حضرت علي علي (ع) در عهدنامه خود به مالك اشتر مي فرمايد:« تو آنان (كارگزاران) را به سابقه اي كه با مردم نيك داشته اند آزمايش كن و بر آن كس اعتماد كن كه ميان همه مردي اثري نيكو به جاي گذاشته و به امانت داري از همه معروفتر است كه اين نوع انتخاب علامت خير خواهي تو براي دين خداست و براي كسي است كه كار را به دست تو سپرده است.»

2- توجه به اصالت خانوادگي
 دومين ملاكي كه در منشور سياسي حضرت علي (ع) براي انتخاب حاكمان و كارگزاران توصيه مي شود، توجه به اصالت خانوادگي آنهاست؛ اميرالمومنين در نامه خود به مالك اشتر مي فرمايد: « با كساني مانوس شو كه ازخانواده هاي شريف و خوشنام و داراي سابقه درخشان باشند. همانها كها از رزمندگان و شجاعان و اهل جود و كرمند.»
حضرت همچنين در عهدنامه خود به مالك اشتر توصيه كند كه «كارگزاران خود را از خانواده هاي پاكدامن و از كساني كه سبقت در اسلام دارند برگزين كه از نظر اخلاق بزرگوارترين و از نظر آبرو محفوظ تر و طمع شان كمتر و عاقبت نگري شان فزونتر است.»

3- رعايت تناسب ميان فرد و مسئوليت مورد نظر
 يكي از ملاك هاي ديگر كه در منشور سياسي حضرت علي (ع) در انتخاب حاكمان و كارگزاران به آن اشاره شده است، رعايت تناسب ميان فرد و مسئوليت مورد نظر است؛ حضرت در عهدنامه خود به مالك اشتر چنين توصيه مي كند؛ « بر سر هر يك از كارهايت رئيس و كارداني را بگذار كه بزرگي كار او را خسته نكند و زيادي كار او را  پريشان نسازد.»
بايد توجه داشت كه عدم رعايت اين ملاك، موجب هدر رفتن نيروها و ضايع شدن امكانات و ياس و نااميدي متخصصان و دهها آفت و آسيب اجتماعي و روحي ديگر مي شود بنابراين بايد در انتخاب افراد براي پستهاي مختلف مسئله تناسب ويژگيها و تخصص هاي آنان را با پست و مسئوليت مورد نظر ، در نظر بگيريم.

4- توجه به سوابق ديني و اخلاقي
در منشور سياسي حضرت علي (ع) ، سوابق ديني و اخلاقي كارگزاران و حاكمان يكي از مهمترين ملاك ها در انتخاب آنهاست و حضرت در نامه خود به مالك اشتر او را از به كارگيري افراد سست ايمان و داراي سوء سابقه برحذر داشته و مي فرمايد: «به تحقيق آنهايي كه حامي دين و موجب كثرت مسلمين و آماده پيكار با دشمنانند توده مردمند پس تو بايد با اين گروه همراه باشي و به سوي ايشان ميل و رغبت نشان دهي.»
بايد به اين نكته توجه داشت كه حضور افراد سست و ايمان و غيرمعتقد به موازين اسلام در مسئوليت هاي جامعه اسلامي ، زمينه را براي فتنه انگيزي دشمنان دين فراهم مي كند، بنابراين بايد در انتخاب خود دقت كنيم تا از حضور اين افراد در جمع مسئولان كشور اسلامي جلوگيري كنيم.
دليل رعايت اين ملاك در انتخاب افراد به اين خاطر است كه كسي كه به دين و موازين ديني و ضوابط اخلاقي پايبند نباشد، نه مي تواند به درستي، به مردم خدمت كند و نه مي تواند احكام ديني را در جامعه پياده كند و نه مي تواند گامي در جهت توسعه اخلاقي جامعه بردارد؛ كسي كه در برابر خداوند خود را مسئول نداند، يقيناً،هرگز خود را در برابر مردم مسئول نخواهد دانست؛ هر چند ممكن است براي ظاهرسازي و مردم فريبي چنين وانمود كند كه مدافع حقوق مردم و جامعه است؛ اما، بدون ترديد، اگر كوچك ترين فرصتي به دست آورد، از هيچ خانتي به مردم و جامعه فروگذار نخواهد كرد.
حضرت علي (ع) در عهدنامه خود به مالك اشتر مي فرمايد: « فردي را انتخاب كن كه به نظرت از ديگران خيرخواه تر و در برابر فرمان پروردگار و رسول خدا و امامت مطيع تر باشد. از ميان اشخاص پاكترين و بردبارترين را برگزين. كسي كه هنگام خشم صبوري كند و از پذيرفتن عذر خطاركار آرامش يابد. با ضعيفان مهربان و با زورگويان تند و خشن باشد و كسي كه درشتي ديگران او را جا نكند و نرمي و ملاطفت او را نگيرد. »
چنان كه از توصيه حضرت بر مي آيد، بايد در انتخاب افراد، به سوابق ايماني و اخلاقي آنها دقت كنيم چرا كه كسي كه همواره خداوند را حاضر و ناظر همه اعمالش مي بيند، هرگز به خود اجازه ظلم و خيانت را نخواهد دادو در برابر همه حركات و سكناتش پاسخ گو خواهد بود و هرگز خيال سوء استفاده از مقام و مسئوليت را به خود راه نخواهد داد. اين شخص نه تنها با گفتار خود بلكه با رفتار خود، زمينه توسعه اخلاق و معنويت را در جامعه فراهم خواهد كرد.

5- مشورت با صاحب نظران و آگاهان
بايد توجه داشت كه انتخاب يك امر مهم در زندگي فرد و آينده جامعه اي است كه در آن زندگي مي كند با يك انتخاب درست، اولاً امانت الهي به دست كسي كه شايسته امانتداري آن است، سپرده مي شود و ثانياً فرد مي تواند پاسخگوي راي خود در روز قيامت در پيشگاه خداوند بزرگ باشد. بنابراين اگر مي خواهيم فردي را براي احراز پستي انتخاب كنيم و از توانمنديها و قابليت هاي آن آگاهي كافي ندارند، عاقلانه ترين راه اين است كه با صاحب نظران و آگاهان و دلسوزان امر مشورت كنيم تا در انتخاب خود درست عمل كنيم با اين كار اولاً ضريب خطا را در انتخاب خود به شدت كاهش مي دهيم. ثانيا: در صورت مشورت با نيك خواهان و افراد با صلاحيت، در پيشگاه خداوند معذرو خواهيم بود.
حضرت علي (ع) در عهدنامه خود به مالك اشتر در اين خصوص توصيه مي كند؛ « به رفتار كارگزارانت بينديش و پس از آزمايش آنها را به كارهايي، منصوب كن و به ميل خود و بدون مشورت با ديگران آنها را به كار مگمار. زير دنبال هواي نفس رفتن و به راي ديگران توجه نكردن از موارد ظلم و خيانت محسوب مي شود.»
حضرت علي (ع) به مالك اشتر توصيه مي كند كه در انتخاب كارگزاران با ديگران مشورت كند، اما به چه كساني؟
اميرالمومنين علي (ع) در نامه خود به مالك اشتر، او را از مشورت با برخي از افراد برحذر مي دارد؛ « در مشورت كردن اشخاص بخيل را دخالت مده كه ترا از نيكي و كار خير باز داشته و ترا از فقر مي ترساند و نيز با آدم ترسو مشورت مكن كه ترا در انجام كارها سست مي كند و همچنين شخص حريص را مورد شور قرار مده كه حرص ستم نمودن را در نظرت آرايش مي دهد. به تحقيق كه بخل و ترس و حرص، غرايزي هستند كه از سوء ظن به پروردگار سرچشمه مي گيرند.»

وظايف اخلاقي مردم بعد از انتخاب در قبال حاكمان
بعد از آنكه مردم حاكم عادل را انتخاب كردند بايد در قبال او وظايفي را انجام دهند كه مهمترين آنها همراهي و امر به معروف و نهي از منكر است؛

1- همراهي
حضرت علي (ع) در خطبه 34 نهج البلاغه مي فرمايد: «حقي كه من بر شما دارم اين است كه در بيعت خود وفادار باشيد و در بود و نبود من خيرخواه باشيد و هنگامي كه شما را مي طلبم و به دعوت من پاسخ گوييد و موقعي كه فرمان مي دهم اطاعت كنيد.»
يكي از مهمترين وظايف اخلاقي مردم در قبال حاكمان، همراهي اوست. حاكمان و مسئولان جامعه زماني مي توانند به اهداف خود دست يابند كه احكام و دستورات آنها و قوانين مورد تاييدشان از سوي مردم پيروي و همراهي شود.
حضرت علي مي فرمايد: « كسي از او اطاعت و پيروي نكنند گويا اصلاً انديشه و طرح و برنامه اي ندارد.»
چنان كه از كلام مولا بر مي آيد، اين مردم هستند كه به برنامه ها و انديشه هاي حاكم و يك مسئول جامعه اسلامي امكان اجرا مي دهند و با همراهي او، جامعه اسلامي را در مسير انديشه هاي اسلامي حاكم پيش مي برنند.
نكته مهمي كه ذكر آن ضروري است، اين است كه هر چند مردم بايد حاكم را همراهي كنند اما اين همراهي و پيروي از حاكم تا آنجا الزامي است كه فرمانها و برنامه هاي او در چارچوب شريعت باشد و با اسلام و احكام الهي مخالف نباشد. حكمت آموزنده اميرالمومنين علي (ع) در نهج البلاغه به اين نكته مهم اشاره دارد؛ « آفريده را فرمان بردن نشايد آنجا كه نافرماني آفريننده لازم آيد.»

2- امر به معروف و نهي از منكر
حضرت علي (ع) در عهدنامه خود به مالك اشتر اين گونه توصيه مي كند؛ « كسي را در بين آنها انتخاب كن كه سخن حق را هر چند تلخ باشد، بگويد و در هر آنچه انجام مي دهي يا مي گويي و خدا آن را از دوستانش نمي پسندد كمتر ياري ات كند و كمتر ترا بستايد در حالي كه چنين كاري در اثر هواي نفس تو واقع مي شود در هر جا كه باشد.
چنان كه از كلام حضرت علي (ع) بر مي آيد، يكي ديگر از وظايف مردم در قبال حاكمان اسلامي، امر و ارشاد آنان به خوبي ها و نهي آنان از ارتكاب بديها است كه بايد با رعايت ضوابط، اين وظيفه ديني و اخلاقي انجام شود.
 
3- پرهيز از چاپلوسي
اميرالمومنين علي (ع) به مالك اشتر مي فرمايد: « به اهل ورع و صداقت نزديك شو و به آنها بياموز و عادتشان ده كه براي تو چاپلوسي نكنند و تو را براي و كارهايي كه نكرده اند خوشحال نسازند چرا كه چاپلوسي زياد باعث طغيان و نخوت انسان مي گردد و وي را وادار به سركشي مي كند.»
از كلام حضرت علي (ع) چنين بر مي آيد كه مردم بايد از چاپلوسي و تملق گويي حاكمان به دور باشند كه اين كار امور و مسايل و مشكلاتي كه در جامعه اسلامي وجود دارد، در نگاه حاكم عادي و بي اشكال جلوه داده و جامعه را به ورطه نابودي خواهد كشاند. حضرت هم چنين به حاكمان و مديران اسلامي توصيه مي كند كه افراد چاپلوس ثناگو را از خود دور كنند و منتقدان و امران به معروف و ناهيان از منكر را عزيز بدارند.

وظايف اخلاقي و سياسي حاكمان در قبال مردم
در منشور اخلاقي و سياسي حضرت علي (ع) همچنان كه مردم در قبال حاكمان وظايفي بر عهده دارند، حاكمان نيز بايد برخي از وظايف اخلاقي و سياسي را در قبال مردمي كه آنها را انتخاب كرده اند، انجام دهند؛ حضرت در خطبه 34 نهج البلاغه هنگامي كه مردم را به جنگ با شاميان ترغيب مي نمود، مي فرمايد: « اي مردم مرا بر شما حقي است و شما را بر من حقي مي باشد، اما حق شما بر من اين است كه شما را نصيحت كنم و حقوقتان را از بيت المال بپردازم و شما را تعليم دهم تا نادان نمانيد.»

1- مهرباني و مدارا با مردم
در منشور اخلاقي و سياسي حضرت علي (ع) مهرباني و مدارا با مردم در راس توصيه هاي آن حضرت به حاكمان قرار گرفته است و اين حكمت آموزنده حضرت اين مهم را گوشزد مي نمايد؛ « راس السياسه استعمال الرفق؛  راس سياست، به كارگيري مدارا است.»
اميرالمومنين علي (ع) در عهدنامه خود به مالك اشتر چنين توصيه مي كند؛
«بدان كه هيچ چيز گمان مردم را نسبت به والي خوب نمي كند بهتر از نيكي و لطفي كه والي به مردم مي نمايد و هزينه هاي آنها را سبك مي كند و بر چيزي كه بر آنها حقي ندارد ناراحت نمي شود. بنابراين بايد كاري كني كه خوش بيني مردم را به خود جلب نمايي، زيرا كه حسن ظن مردم نسبت به تو رنج و سختي فراوان را از تو دور مي سازد.»
حضرت علي (ع) همچنين به مالك اشتر چنين دستور مي دهد؛
« مهرباني بر رعيت را براي دل خود پوششي گردان و دوستي وزيدن با آنان را و مهرباني كردن با همگان. و مباش همچون جانوري شكاري كه خوردنشان را غنيمت شماري! چه رعيت دو دسته اند؛ دسته اي برادر ديني تواند و دسته ديگر در آفرينش با تو همانند. گناهي از ايشان سر مي زند، يا علتهايي بر آنان عارض مي شود، يا خواسته يا ناخواسته خطايي بر دست شان مي رود، به خطاشان منگر و از گناهشان درگذر...»
آن حضرت در نامه خود به محمد بي ابي بكر، والي مصر ، او را به مهرباني و مدارا با مردم، توصيه اي مي كند؛
« برابر رعيت فروتن باش و آنان را با گشاده رويي و نرمخويي بپذير و با همگان يكسان رفتار كن، گاهي كه گوشه چشمي به آنان افكني يا خيره شان نگاه كني، يا يكي را به اشارت خواني، يا به يكي تحيتي رساني، تا بزرگان در تو طمع ستم- بر ناتوان- نبندند و ناتوانان از عدالتت مايوس نگردند.»
چنان كه از توصيه هاي موليمان علي (ع) بر مي آيد بايد حاكمان، مسئولين و مديران جامعه اسلامي مهرباني و مدارا با مردم را در سرلوحه كارهاي خود قرار دهند و تمرين بردباري كنند تا بتوانند به وظايف خود به نحو احسن عمل كنند.
حضرت علي (ع) در عهدنامه خود به مالك اشتر در انتخاب قاضي چنين توصيه مي كند؛
« براي قضاوت بين مردم از ميان افراد جامعه كسي را انتخاب كن كه در نظر تو فاضلترين و بهترين باشد، آنكه كارها او را در تنگنا قرار ندهد و ارباب رجوع سبب تندخويي او نگردد… از رفت وآمد ارباب رجوع كمتر خسته شود و براي آشكار شدن كارها شكيبايي كرده و وقتي حكم روشن شد در قضاوت قاطع تر عمل كند.»

2- برخورد صادقانه با مردم
در منشور اخلاقي و سياسي حضرت علي (ع) ، حاكمان به برخورد صادقانه با مردم توصيه مي شوند؛
« اي مالك ... اگر رعيت بر تو گمان ستم برد، عذر خود را آشكارا با آنان در ميان گذار و با اين كار از بدگماني شان درآر. كه بدين رفتار نفس خود را به فرمان‌آورده باشي و با رعيت مدارا كرده و حاجت خويش را برآورده و رعيت را به راه راست واداشته اي.»
برخورد صادقانه حاكم با مردم به اين معني است كه حاكم اسلامي مردم خود را محرم اسرار خود بداند و برخي از مسايل حكومتي را كه بايد مردم از آن آگاه باشند، با آنان در ميان بگذارد و از آنان مشورت بخواهد؛ برخورد صادقانه حاكم با مردم خود به اين معني است كه اگر حاكم خود را در اجراي مسئوليتش ناتوان مي بيند و يا نمي تواند خودش را از چنگال اطرافيان خائن و نادان نجات دهد، بي درنگ استعفا دهد و از اعتماد مردم سوء استفاده ننمايد و وقتي مي بيند كه نمي تواند امانت داري كند، صادقانه و دلاورانه امانت را بازپس دهد.

3- فاصله نگرفتن از مردم
حضرت علي (ع) در عهدنامه خود به مالك اشتر مي فرمايد: « مبادا به طور طولاني خود را از ديد مردم پنهان كني كه رو نشان ندادن زمامداران حكايت از نامهرباني و تنگ نظري و ناآگاهي در كارها مي كند و اين رو نشان ندادن زمامداران باعث مي شود كه ايشان از آنچه بر مردم مي گذرد بي اطلاع بمانند. در نتيجه كار بزرگ نزدشان كم اهميت و كوچك و كار كوچك برايشان بزرگ جلوه كند و همچنين خوبي به شكل بدي و بدي به صورت خوبي درآيد و حق به باطل و غلط آميخته گردد.»
چنان كه از كلام موليمان علي (ع) بر مي آيد، حاكم  با فاصله گرفتن از مردم خود، درد واقعي و مشكل حقيقي آنان را تشخيص نمي دهد و حاكم از وضعيت واقعي جامعه و مردم ناآگاه مي شود و نمي تواند تصميم درست را اتخاذ نمايد و مردم جامعه خود را با مشكلات زيادي روبه رو مي كند.
حضرت علي (ع) در نامه اي به قثم بن عباس، والي مكه ، در اين خصوص ، چنين توصيه مي كند؛ « بامداد و شامگاه براي آنان مجلس ساز، آن را كه فتوا خواهد ده و نادان را بياموز و با دانا به گفتگو پرداز و جز زبانت پيام رسان مردمان نباشد و جز رويت دربان. و هيچ حاجتمند را از ديدار خود محروم مگردان، چه اگر در آغاز از درگاه تو رانده شود و در پايان حاجت او برآورده، تو را نستايند.»

4- رعايت عدالت و دوستي مردم
در منشور اخلاقي و سياسي حضرت علي (ع) رعايت عدالت از جانب حاكمان در هه شؤون حكومتي نه تنها از وظايف اخلاقي حاكمان است؛ بلكه يكي از راههاي نفوذ در دل و جان مردم به شمار مي رود؛
حكمت هاي مولي علي (ع) در اين خصوص شنيدني است؛
« كسي كه عدالت بورزد، حكمش نافذ مي شود.»
« عدالت بورز تا قدرت و حكومتت تداوم يابد.»
حضرت علي (ع) در عهدنامه خود به مالك اشتر در اين خصوص، چنين توصيه مي كند؛ « بهترين چيزي كه زمامداران را شادمان مي سازد اجراي عدالت و برپايي آن در شهرها و آشكار ساختن دوستي مردم است و دوستي مردم آشكار نمي شود مگر موقعي كه دلهايشان از كينه و خشم خالي شود و دلسوز نمي مانند مگر وقتي كه زمامداران خويش را براي كارهاي خود نگاه دارند و ادامه حكومت آنان را سنگين نشمارند و نخواهند كه هر چه زودتر اين حكومت تمام شود. بنابراين آرزوهاي مردم را برآورده كن و آنها را به خوبي ياد كن و تلاش و همت اشخاصي كه مورد امتحان قرار گرفته اند و سختي هايي را متحمل شده اند، يادآوري نما، زيرا كه يادآوري كارهاي نيك نيكوكاران، انسان دلير را تهييج مي كند و به تلاش وادار مي نمايد.»

5- آموزش هاي ديني
حضرت علي (ع) يكي از حقوق مردم بر امام و حاكم اسلامي را حق تعليم و تربيت ديني آنان دانسته مي فرمايد: « اي مردم مرا بر شما حقي است و شما را بر من حقي مي باشد، اما حق شما بر من اين است كه شما را نصيحت كنم و حقوقتان را از بيت المال بپردازم و شما را تعليم دهم تا نادان نمانيد.»
و در جايي ديگر مي فرمايد: « امام و حاكم اسلامي موظف است معارف اسلامي و ايماني را به افراد تحت حكومتش‌ آموزش دهد.»

6- ساده زيستي و توجه خاص به طبقه محروم جامعه
يكي ديگر از وظايف حاكمان در قبال مردم، ساده زيستي و توجه خاص به طبقه محروم جامعه است؛  حضرت علي (ع) در نامه اي به والي بصره كه در مهماني شركت كرده بود كه نيازمندان در آن مهماني جايي نداشتند، او را از اين كار برحذر داشته و به ساده زيستي دعوت مي كند. آن حضرت همچنين در عهدنامه خود به مالك اشتر چنين توصيه مي كند؛
« به كارهاي افرادي از طبقه محروم كه به تو دسترسي ندارند رسيدگي كن، همانها كه ديده ها آنان را كوچك مي شمارد و مردان و اطرافيانت آنها را حقير و كوچك به حساب مي آورند. بنابراين براي بررسي اوضاع و احوال اين قشر از جامعه كسي را انتخاب كن كه متواضع و خداترس باشد تا چنين شخصي كارها و احتياجات ايشان را به تو گزارش كند ... همچنين به حال يتيمان و سالخوردگان توجه كن؛ همانهايي كه راه چاره اي در زندگي ندارند و اهل سئوال و تكدي نمي باشند … مقداري از وقت خود را به كساني كه نيازمندند و تظلمي دارند اختصاص بده كه خود را براي كار آنان فارغ ساخته باشي و در مجلسي عمومي بنشين و براي رضاي پروردگار تواضع را انتخاب كن و به سپاهيان و دربانان و نگهبانان خود سفارش كن كه مانع ورود آنها نشوند تا سخنگوي ايشان بدون لكنت زبان و ترس حرفش را بزند كه من از رسول خدا (ص) بارها شنيدم كه مي فرمود: « مردمي كه ضعيفشان نتواند بدون ترس و لكنت زبان حقش را از قوي بگيرد روي سعادت و پاكيزگي را به خود نخواهد ديد.»

استفاده از این مطلب با درج نام نویسنده و ذکر منبع بلامانع است.
  سایر مطالب