سياسي

اخلاق سياسي امام علي (ع)
يکشنبه 25 بهمن 1388 - 10:44:10 PM
  بزرگنمایی:

نويسنده: عليرضا تاجريان

در اين نوشتار اخلاقي سياسي را در منشور حکومتي علي (ع) مورد بررسي قرار دهيم، باشد که اخلاقي سياسي موليمان علي (ع) را سرلوحه زندگي سياسي خود قرار دهيم.

1- اخلاق سياسي امام در اعلام اصول سياست اجتماعي توحيدي: اخلاق سياسي امام علي (ع) به گونه‌اي است كه حضرت به طور شفاف اصول سياست اجتماعي توحيدي‌اش را براي مردم تشريح مي‌كنند و در اين راه هرگز دست به انحراف افكار نمي‌زنند و همه را به يك ديده مي‌نگرند. حضرت پس از فرو نشاندن شورش نهروان در سال 38 هجري در کوفه اين چنين به ايراد اصول سياست اجتماعي‌ توحيدي خويش مي‌پردازند:« آنگاه که همه از ترس سست شده، کنار کشيدند، من قيام کردم، و آن هنگام که همه خود را پنهان کردند من آشکارا به ميدان آمدم، و آن زمان که همه لب فرو بستند، من سخن گفتم، و آن وقت که همه باز ايستادند من با راهنمايي نور خدا به راه افتادم. در مقام حرف و شعار صدايم از همه آهسته تر بود اما در عمل برتر و پيشتاز بودم. زمام امور را به دست گرفتم، و جلوتر از همه پرواز کردم، و پاداش سبقت در فضيلت ها را بردم. همانند کوهي که تندبادها آن را به حرکت در نمي‌آورد و طوفان‌ها آن را از جاي بر نمي‌کند، کسي نمي‌توانست عيبي در من بيابد، و سخن‌چيني، جاي عيب‌جويي در من نمي‌يافت. ذليل‌ترين افراد نزد من عزيز است تا حق او را باز گردانم، و نيرومند در نظر من پست و ناتوان است تا حق را از او باز ستانم.» (1)
2- اخلاق سياسي امام در اعلام سياست‌‌هاي حکومتي: حضرت در اعلام سياست‌هاي حكومتي خويش هرگز دست به انحراف افكار عمومي نمي‌زند و در واقع اخلاق سياسي آن حضرت، تفكر دپراتيزه (انحراف افکار عمومي) را نفي مي‌كند و اخلاق سياسي حضرت به گونه‌اي است كه جز حق و حقيقت در سياست‌هاي حكومتي وي راه ندارد.
امام علي (ع) پس از بيعت مردم مدينه با وي‏، در اولين سخنراني خود در سال 35 هجري اين چنين سياست‌هاي حكومتي خود را بيان مي‌فرمايند:« آن چه مي گويم به عهده مي گيرم، و خود به آن پاي بندم. کسي که عبرت‌ها براي او آشکار شود، و از عذاب آن پند گيرد، تقوا و خويشتن‌داري او را از سقوط در شبهات نگه مي‌دارد. آگاه باشيد، تيره روزي‌ها و آزمايش‌ها، همانند زمان بعثت پيامبر (ص) بار ديگر به شما روي آورد. سوگند به خدايي که پيامبر (ص) را به حق مبعوث کرد، سخت آزمايش مي‌شويد، چون دانه‌اي که در غربال ريزند، يا غذايي که در ديگ گذارند! به هم خواهيد ريخت، زير و رو خواهيد شد، تا آن که پايين به بالا، و بالا به پايين رود؛ آنان که سابقه‌اي در اسلام داشتند، و تاکنون منزوي بودند، بر سر کار مي‌آيند، و آنها که به ناحق، پيشي گرفتند، عقب زده خواهند شد.» (2)
3- اخلاق سياسي امام در برخورد با فتنه‌ها: حضرت در برخورد با فتنه‌ها، بهترين راه‌حل يعني استقامت را مطرح مي‌كنند:« اگر از اين فتنه‌ها و لغزشگاه‌ها با قدرت بگذرم، دگرگوني‌هاي بسياري پديد مي آورم.» (3)
4- اخلاق سياسي امام در برخورد با پست‌هاي سياسي: هرگز پست‌هاي سياسي در نظر امام علي (ع) كوچكترين ارزشي ندارد، بلكه اين پست‌هاي سياسي تنها ميدان آزمايش انسان‌‌ها است. حكمت مولي علي (ع) در اين خصوص بسيار حكيمانه است:« فرمانروايي، ميدان مسابقه مردان است.» (4)
5- اخلاق سياسي امام در برخورد با مسايل سياسي: حضرت به هيچ نحو در مسايل سياسي خود را غول نمي‌زند بلكه هميشه بر مسايل سياسي واقع بينانه مي‌نگرنند. هنگامي كه طلحه و زيبر خدمت امام آمدند و گفتند: با تو بيعت کرديم که ما در حکومت شريک تو باشيم، فرمودند:« نه هرگز! بلکه شما در نيرو بخشيدن و ياري خواستن شرکت داريد، و دو ياوريد به هنگام ناتواني و درماندگي در سختي ها»(13)
6- اخلاق سياسي امام در برخورد با موضع‌گيريهاي سياسي ناپسند: در مواقعي كه فردي موضع‌گيري سياسي ناپسندي داشته باشد، اخلاق سياسي امام ايجاب مي‌كند كه آن حضرت، سياست «نگوهش» را پيش گيرد. در روز بيعت طلحه و زبير، در پيشاپيش مردم فرياد بيعت، بيعت، سر مي‌دادند. وقتي زبير دست امام را گرفت تا بيعت کند، امام به او فرمود« مي‌ترسم که بيعت خود را بشکني و بي وفا گردي!» و اين اتفاق پس از زمان کوتاهي رخ داد و طلحه و زبير به شورشيان پيوستند و با امام در جنگ جمل جنگيدند، كه سخنان ارزشمند آن حضرت در سال 36 هجري به اين مطلب اشاره دارد:« زبير، مي پندارد با دست بيعت کرد نه با دل، پس به بيعت با من اقرار کرده، ولي مدعي انکار بيعت با قلب است. بر او لازم است بر اين ادعا دليل روشني بياورد، يا به بيعت گذشته بازگردد!»
پايان سخن، كلام حكيمانه‌اي از موليمان علي (ع) است كه اميد آن مي‌رود كه اين سخن گوهربار سرلوحه و سرمشق زندگي سياسي همه ما، مريدان راه حق و شيرخدا قرار گيرد.
موليمان علي (ع) در مورد طلحه و زبير و اصحاب جمل اين چنين مي‌فرمايند:« چون رعد خروشيدند و چون برق درخشيدند، اما کاري از پيش نبردند و سرانجام سست گرديدند!
ولي ما اين گونه نيستيم، تا عمل نکنيم، رعد و برقي نداريم، و تا نباريم سيل جاري نمي‌سازيم.» (5)

1- نهج البلاغه، خطبه 37
2- نهج البلاغه، خطبه 16
3- نهج البلاغه، حكمت 272
4- نهج البلاغه‏، حكمت 441
5- نهج البلاغه، خطبه 9

استفاده از این مطلب با درج نام نویسنده و ذکر منبع بلامانع است.
  سایر مطالب