پيامبر و ائمه اطهار

درسهاي زندگي از زندگي فاطمه (س)
چهارشنبه 11 ارديبهشت 1392 - 2:35:18 PM
  بزرگنمایی:

نويسنده: عليرضا تاجريان
اشاره: آنگاه که ستاره وجود فاطمه (س) در شبانگاه ظلماني تابيد، پاکي، خوبي و مهرباني رنگ تازه اي به خود گرفت؛ سرود عشق در گوش هستي زمزمه شد و قلب پيامبر الهي روشن از نگاه پرجاذبه فاطمه و لبخند دلنشين اش گرديد؛ فرشتگان الهي نجواي مهرباني و پاکي سر دادند و زن به عنوان مظهري از جمال و شکوه خداوند بر تارک تاريخ درخشيد و خداوند با تولد فاطمه (س)، موهبتي بزرگ به بشريت عطا كرد تا با وجود پربركت او، حيات بشري نوراني و روشن شود.
بيستم جمادي الثاني مصادف است با ولادت با سعادت حضرت فاطمه (س) که به عنوان روز زن و روز مادر نامگذاري شده است پس چه نيکوست که در سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) از ويژگيهاي بارز و مقامات عالي معنوي و روحي ايشان سخن بگويم که شخصيت برجسته و الگوي ارزنده ايشان در زندگي کوتاه و پربارش، ارزش انساني زن را در بلندترين افق ها نشان داد و شخصيت کامل اين بانوي گرامي نقطه عطفي در زندگي زنان مسلمان شد.  
نويسنده در اين نوشتار سعي کرده است در حد بضاعت خويش به شخصيت کامل حضرت فاطمه زهرا (س) بپردازد؛ بانويي که در حجره اي كوچك و خانه اي محقر، انسانهايي تربيت كرد كه نورشان از بسيط خاك تا آن سوي افلاك و از عالم ملك تاآن سوي ملكوت اعلا مي درخشد.
 تولد حضرت فاطمه (س)
در بيستم جمادي الثاني سال پنجم بعثت ( 615 م ) خانه محمد رسول خدا(ص ) و همسرش حضرت خديجه (س) به نور ولادت فرزندي گرامي روشن شد؛ چشمان خديجه (س) از اشک شوق پر شد و محمد (ص) که نگاهش به آسمان دوخته شده بود، در قنوتي زيبا به درگاه خداوند سپاس گفت، آنگاه شادمان و بي قرار کودک را در آغوش گرفت، پيشاني او را بوسيد و به چهره اش که آرام و باشکوه بود، نگريست، سپس فرمود: نام اين دختر را به فرمان خداوند فاطمه مي گذارم.
فاطمه (س) در آغوش پرمهر مادرش خديجه و در پرتو عنايت هاي بي پايان پدر،  پرورش يافت و در عمر كوتاهش، فضايل و كمالات بيشماري در وي متجلي شد هربار كه پيامبر با نزول وحي، براي بيان حقايقي تازه مامور مي شد، فاطمه تعاليم زيباي الهي را مي شنيد و از سخنان پرمهر پيامبر، تفسير هستي را فرا مي گرفت. فاطمه (س)، به آيات روح نواز قرآن كه بر زبان پيامبر جاري مي شد،  گوش جان مي سپرد و آموزشهاي پدر را در صحيفه دل خود مي نگاشت.
القاب حضرت فاطمه (س)
يكي از القاب حضرت فاطمه (س)،  صديقه است صديقه يعني بسيار راستگو؛  كسي كه گفتارش، تصديق كننده كردارش باشد؛  صداقت در گفتار و كردار،  يكي از مراحل عاليه ايمان و صفاي دل است و براستي فاطمه مظهر عالي چنين صفتي است.
فاطمه (س) را صديقه ناميدند؛ زيرا صداقت،  ويژگي هميشگي او در زندگي بود از عايشه نقل شده است: به جز پيامبر، هرگز كسي را راستگوتر از فاطمه نديدم.
فاطمه (س) منشاء خير و فراواني نسل پيامبر است به همين دليل مباركه ناميده شد؛ نسل پيامبر ازطريق حضرت فاطمه (س ) در جهان فزوني يافت و اين بركت همچنان ادامه دارد.
طاهره لقب ديگر حضرت فاطمه (س) است اين لقب گواه پاكي بانوي اسلام و سرور زنان عالم از هرگونه آلودگي گناه و پلپدي است؛ چنانكه خداوند در آيه 33 سوره احزاب به اين نكته در شأن اهل بيت پيامبر تاكيد مي فرمايد: همانا خداوند مي خواهد آلودگي را از شما خاندان بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند.
دختر پيامبر را زهرا يعني داراي نور درخشان نيز ناميدند؛ زيرا هرگاه در محراب عبادت مي ايستاد، نورش بر اهل آسمان پرتو مي افكند، چنانكه نور ستارگان بر اهل زمين درخشش دارد.
و او را فاطمه ناميدند؛  زيراكه خداي مهربان، او و دوستانش را از آتش دوزخ دور نموده است.
صفات و ويژگي هاي فاطمه زهرا (س)
حضرت فاطمه (س) از همان دوران كودكي نگاهي عميق به زندگي داشت؛  سلمان فارسي مي گويد: روزي فاطمه را ديدم كه چادري ساده و ارزان قيمت بر سر داشت در شگفت ماندم و با خود گفتم: دختران پادشاه ايران و قيصر روم بر كرسيهايي از طلا مي نشينند و پارچه هاي زربافت به تن مي كنند،  اما دختر پيامبر خدا لباسهايي ساده به تن مي كند پس از مدتي از فاطمه (س ) شنيدم كه فرمود: مظاهر دنيا مرا نمي فريبد و خداوند نعمت هاي خود را براي پرهيزكاران در روز قيامت ذخيره كرده است.
تمام ابعادي كه براي يک زن و يك انسان متصور است، در فاطمه زهرا (س ) جلوه كرده است؛ فاطمه آينه تمام تمامي اسلام است و از همين روست كه پيامبر با همه عظمتش، از فاطمه تجليل مي كند و مي فرمايد: فاطمه عزيزترين مردم نزد من است ، فاطمه حوريه اي به صورت انسان است.
حضرت فاطمه (س) تمام دستورات قرآن را درمرحله عمل به نمايش گذاشته است؛ اين بانوي گرامي جز آنچه را حق بود، اراده نمي كرد وانجام نمي داد و خداوند با توجه به معرفت، خلوص و فداكاري حضرت فاطمه (س) ايشان را مركز فيوضات خود قرار داد. حضرت فاطمه ( س ) چون مشعلي فروزان در راه هدايت جامعه نور افشاني كرد و مبارزه با كجرويها را خط مشي خود قرار داد.
 امير مومنان حضرت علي (ع) در وصف همسرشان حضرت فاطمه زهرا (س ) مي فرمايند: فاطمه هيچگاه از من نرنجيد و او نيز هرگز مرا نرنجاند او را به هيچكاري مجبور نكردم و او نيز مرا آزرده نساخت به خدا قسم هرگز كاري نكردم كه فاطمه خشمگين شود من هرگاه كه به صورت و رخسارش نظاره مي كردم، حزن و اندوه از وجودم رخت بر مي بست و دردهايم را فراموش مي كردم.
از ويژگيهاي بارز وجود حضرت فاطمه (س )،  مقامات عالي معنوي وروحي اين بانوي گرامي بود؛ جسم و جان فاطمه (س )، چنان با عشق به خداوند آميخته شده بود كه در تمام حركات و گفتارش تنها به رضايت خدا مي انديشيد؛ آنچه او را در زندگي خشنود مي كرد اين بود كه قدمي در راه خدمت به حقيقت بردارد.
زيباترين و دلنشين ترين لحظات زندگي براي فاطمه (س )، زماني بود كه  خالصانه خدا را نيايش مي كرد؛ پيامبر در اين مورد مي فرمود: هنگامي كه دخترم در محراب عبادت مي ايستد، بر فرشتگان آسمان نورافشاني مي كند چنانكه خورشيد و ستارگان براي اهل زمين اين چنين هستند.
رسول خدا (ص) منشاء اين عشق و خداجويي در وجود حضرت فاطمه (س ) را، ايمان به خدا مي دانست و مي فرمود: ايمان به خدا در اعماق قلب و روح زهرا چنان نفوذ كرده كه او براي عبادت خدا، خود را از همه چيز فارغ مي سازد.
مهر و شفقت حضرت فاطمه (س) بر مردم زمانش مسئله اي غيرقابل انكار است؛ بنابر مستندات تاريخي، بارها اتفاق افتاد كه نيازمنداني كه از همه جا نا اميد مي شدند، به در خانه فاطمه (س) مي رفتند و با مساعدت وي بي نياز بر مي گشتند.
فاطمه (س) ياور و غمخوار پدر
پيامبر (ص) همواره به فاطمه (س) عشق مي ورزيد و مردم از علاقه شديد رسول خدا به فاطمه (س) آگاه بودند. پيامبر بزرگوار اسلام ، فاطمه (س ) را بسيار مي بوسيد عايشه – همسرپيامبر-  از اين كار تعجب كرد؛ حضرت فرمود: وقتي در شب معراج وارد بهشت شدم، جبرئيل ميوه اي بهشتي برايم آورد كه از آن خوردم خلقت فاطمه از آن ميوه است و من از فاطمه بوي بهشت استشمام مي كنم هرگاه مشتاق بوي بهشت مي شوم، فاطمه را مي بويم.
حضرت فاطمه (س ) پس از مرگ مادرش خديجه و عموي پدرش ابوطالب،  خلاء زندگي پيامبر را با محبت هاي بي دريغش پركرد و تمام لحظات عمرش را وقف پيامبر و اهداف آن حضرت ساخت.
هرگاه پيامبر فاطمه (س) را مي ديد،  تسكين مي يافت و او هميشه با يك سبد شكوفه لبخند به استقبال پدر مي رفت تا غبار خستگي را از چهره مهربان او بزدايد هنگاميكه آيه 63 سوره نور نازل شد كه اي مسلمانان رسول خدا را آنگونه كه يكديگر را صدا مي زنيد نخوانيد،  فاطمه نيز چندين بار براي احترام،  پيامبر را، رسول خدا صدا زد اما پيامبر دست او را گرفت و با مهرباني فرمود: فاطمه جان، تو از مني و من از تو هستم تو ، به من بابا بگو زيرا اين عبارت قلب مرا زنده مي كند.
در طول 10 سال حكومت پيامبر (ص) در مدينه،  فاطمه (س) همه جا ياور و غمخوار پدر بود حتي در نبردهايي كه به وقوع مي پيوست،  براي ياري رساندن به سپاه اسلام شركت مي كرد به ياري خانواده هاي رزمندگان و شهدا مي شتافت، همراه ساير زنان با حضور در جبهه هاي نبرد، بر زخمهاي مجروحين مرهم مي نهاد.
فاطمه (س) در خانه علي (ع)
هنگامي كه پيامبر موضوع خواستگاري حضرت علي (ع)، را با وي مطرح فرمود و رضايت خود را اعلام كرد، فاطمه پاسخ مثبت داد و با قلبي لبريز از عشق و محبت به پيامبر گفت:خشنودم كه خدا پروردگار من است و تو اي پدر، پيامبر من و پسر عمويم علي شوهر و امام من است.
زندگي فاطمه زهرا (س) در خانه همسرش علي (ع) سرشار از نكته هايي بديع و زيبا براي يك زندگي سعادتمندانه است خانواده اي كه اين دو بزرگوار بنا كردند،  توام با صفا و محبت و براساس تعاليم زيباي الهي بود. رسول خدا(ص) با تقسيم كارهاي خانه ميان آن دو، حضرت فاطمه (س) را به كارهاي داخل خانه توصيه كرد و كار بيرون را برعهده حضرت علي (ع) نهاد. تاريخ به درستي نشان مي دهد كه اين تقسيم كار به منزله منزوي شدن حضرت فاطمه (س) در خانه و بازماندن او از فعاليت هاي سياسي و اجتماعي نبود،  بلكه آن بانوي گرامي كماكان در صحنه اجتماع و حوادت سرنوشت ساز تاريخ اسلام ، حضوري فعال داشت همچنين در دامان پرفيض ايشان فرزنداني تربيت شدند كه بهترين انسانهاي روي زمين هستند و نور وجودشان همواره راهنماي بشر بوده است.
اگرچه خانه فاطمه (س) و علي (ع) به نوعي مركز سياست و حل و فصل مسائل اجتماعي بود، اما هيچ گاه مسايل تربيتي و عاطفي تحت الشعاع قرار نگرفت به همين دليل در كانون گرم خانه زهرا (س) و علي (ع)، انسانهاي بزرگ و بي نظيري تربيت شدند،  شخصيت هايي چون امام حسن (ع ) و امام حسين (ع) كه براي هميشه تاريخ،  الگوي جامعه بشري هستند.
از آنجا كه حضرت علي (ع) به دليل موقعيت خاص خود در نزد پيامبر، درموارد زيادي در سفر و ماموريت بود، حضرت فاطمه در غياب همسرش،  وظيفه  سنگين خانه و تربيت فرزندان را برعهده داشت اين بانوي گرامي كارهاي خانه را با تحمل زحمات بسيار انجام مي داد؛ روزي حضرت علي (ع) با مشاهده كار مستمر فاطمه (س) و رنج و زحمت او، به او پيشنهاد كرد كه نزد پيامبر بروند و از ايشان بخواهند كه چاره اي بينديشد فاطمه (س ) پيشنهاد علي (ع) را پذيرفت و زماني كه به حضور پيامبر رسيدند،  فاطمه به احترام پدر، نتوانست خواسته اش را بيان كند، اما علي (ع) گفت: يا رسول الله دستان فاطمه به دليل تهيه آرد تاول زده،  نزد شما آمديم تا براي وي خدمتكاري بفرستيد پيامبر روي به فاطمه كرده و با تبسمي دلگرم كننده فرمود:« فاطمه جان مي خواهي كاري به تو بياموزم كه برايت از خدمتكار بهتر است ؟ كاري كه تحمل رنج را بر تو آسان گرداند و زندگي را بركام تو شيرين كند ؟ فاطمه جان، هر وقت كه از نماز فراغت يافتي، 34 بار الله اكبر، 33 بار الحمد الله و 33 بار سبحان الله بگو.  اگر هر روز و شب اين ذكر تكرار شود، كارهاي دنيا و آخرت بر تو آسان مي گردد.
پيامبر درمقابل خواست دخترش فاطمه (س )، ذكرهايي كه جان را تازه مي كند و روح را نشاط مي بخشد، به وي آموخت اين كلمات كه در آنها خداوند به بزرگي و عظمت ياد مي شود،  بذر اميد به رحمت بي پايان الهي را در دل انسان مي نشاند و سختي ها و مشقتهاي زندگي را براي او تحمل پذير مي كند؛ براستي آنچه كه پيامبر آموخت،  آرامش بخش جان و روح فاطمه بود؛ البته بعد از گذشت مدتي پيامبر شخصي را نزد فاطمه فرستاد كه فضه نام داشت ؛ پيامبر با فاطمه شرط كرد كه او كارهاي خانه را ميان خود و فضه تقسيم كند چراكه خدمتكار هم انساني شريف است و احساس و ادراك دارد. در تاريخ آمده است كه فضه در اثر هم نشيني و معاشرت با فاطمه زهرا (س ) از ايشان بهترين درسهاي زندگي را فرا گرفت و از پرورش يافتگان آن بانوي گرامي شد؛ به طوري كه درمدت 20 سال جز با آيات قرآن سخن نگفت و هرگاه قصد بيان مطلبي را داشت، با آيه اي مناسب از قرآن، منظور خويش را بيان مي كرد.
حضرت فاطمه (س) به بهترين شيوه و با كمترين امكانات، خانه را اداره مي كرد؛ روزهايي مي گذشت كه آنها جز غذاي اندكي در خانه نداشتند و همان را به فقرا يا اسيران مي بخشيدند او مظهر يك همسر مهربان و فداكار بود.
روزي علي (ع)  از فاطمه (س) پرسيد: آيا چيزي براي خوردن داريم ؟ فاطمه پاسخ داد: به خدايي كه پدرم را به پيامبري برانگيخت، دو روز است كه خود و فرزندانم حسن و حسين گرسنه ايم. علي گفت : چرا به من نگفتي تا چيزي فراهم كنم ؟ پاسخ داد: از خدا شرم دارم چيزي از تو بخواهم كه تهيه آن برايت مقدور نباشد.
بنابراين مي توان گفت که زندگي مشترك فاطمه (س ) و علي (ع)، خانواده اي ممتاز را پديد آورد كه در تاريخ بي نظير است؛ فاطمه (س) محور و ستون اصلي اين خانواده تاريخ ساز است اين خانواده با وجود شخصيتهايي چون علي (ع)، حسن (ع) و حسين (ع)  و زينب (س) عالي ترين جلوه هاي ايمان و اخلاق و ادب را به جامعه بشري آموخت. ارتباطهاي معنوي و صميمانه حضرت فاطمه با همسرش علي (ع) و تربيت خاص فرزندان، حاكي از نقش مهم و بسيار تاثيرگذار وي به عنوان يك زن مسلمان است.
در نگاه فاطمه (س)
در نگاه حضرت فاطمه (س )،  يك انسان كامل، جهاني را ترسيم مي كند كه درآن انسان داراي استعداد و توان فراوان براي پرواز بسوي قله هاي كمال است و برخلاف ديدگاه هاكسلي، انسان در جهان مطلوب حضرت فاطمه (س ) چون ماشيني  بي هدف و بي اراده نيست؛ حضرت فاطمه (س) انسان را موجودي متعالي معرفي مي كند و عشق، ايمان، تلاش و معرفت را زينت وجود او مي داند او با آراسته شدن به فضايل، از دنياي مادي و مجازي بالاتر مي رود و اوج مي گيرد؛  فاطمه (س) به انسان مي آموزد كه محبت بورزد، گذشت كند، همنوعان خود را ياري كند و جوانمردي را پيشه خود سازد و از بي تفاوتي و سستي و تقليد  کوركورانه پرهيز نمايد.
در نگاه حضرت فاطمه (س)، حضور زن در خانه و نقش او در خانواده نه تنها او را از جامعه و رشد اجتماعي باز نمي دارد،  بلكه اساس جامعه و آينده اي  بهتر را به دستان او مي سپارد فاطمه (س) تاكيد دارد كه زن استعدادهايش را شكوفا كند و به صورت انساني كامل حضور يابد انساني كه هويت خود را در پيوستن به خالق هستي كه منبع نور و زيبايي است، ببيند و با نيرو گرفتن از او به جامعه و بشريت خدمت كند و به اندازه توان خود انسانهايي كارآمد و صالح را پرورش دهد.
نكته مهمي که در زندگي حضرت فاطمه (س ) بسيار نمود پيدا مي کند اين است كه آن حضرت با ويژگي هاي بارز معنوي و شخصيتي، به اصول متعارفي چون همسرداري و تربيت فرزند و ساير واقعيتهاي زندگي فردي و اجتماعي توجه داشت. بسياري مي پندارند؛ هنگامي كه از ايمان و اخلاق سخن به ميان مي آيد،  يا كسي بخواهد انساني پاك و رستگار باشد، بايد دست از دنيا بشويد اما حضرت فاطمه ( س ) با رفتار و كردار خود، نشان مي دهد كه دنيا محل زندگي است، ولي نبايد آن را با بي تفاوتي و غفلت سپري كرد در نگاه دختر پيامبر، دنيا نردبان ترقي است، مشروط به آنكه دلبسته آن نشويم.

 

استفاده از این مطلب با درج نام نویسنده و ذکر منبع بلامانع است.
  سایر مطالب