داستان

چگونه دنيا را دوباره بسازيم؟
چهارشنبه 19 خرداد 1389 - 3:17:40 PM
  بزرگنمایی:

پدر روزنامه مي خواند، اما پسر کوچکش مدام مزاحمش مي شد، حوصله پدر سر رفت و صفحه اي از روزنامه را که نقشه جهان را نمايش مي داد،  جدا و قطعه قطعه کرد و به پسرش داد و گفت: بيا کاري برايت دارم. يک نقشه دنيا به تو مي دهم، ببينم مي تواني آن را دقيقا همان طور که هست بچيني؟
و دوباره به سراغ روزنامه اش رفت؛ مي دانست پسرش تمام روز گرفتار اين کار است. اما يک ربع ساعت بعد، پسرک با نقشه کامل برگشت .
پدر با تعجب پرسيد:مادرت به تو جغرافي ياد داده ؟
پسر جواب داد: جغرافي ديگر چيست ؟ اتفاقا پشت همين صفحه ، تصويري از يک آدم بود. وقتي توانستم آن آدم را دوباره بسازم، دنيا را هم دوباره ساختم!

نکته ها:
دانته مي گويد: هميشه شعله هاي بزرگ ناشي از جرقه هاي كوچك است.
همواره اين نکته را به ياد داشته باشيد که «بزرگترين کارها با کوچکترين گام ها شروع مي شود، و سخت ترين گام، اولين گام است»
تدريج هميشه و همه جا قاعده موفقيت است و هر موفقيت بزرگي حاصل جمع يا حاصل ضربي از موفقيت هاي كوچك و درس هايي است كه از شكست هاي كوچك مي آموزيم.
همان گونه كه براي ساخته شدن يك ساختمان زيبا هزاران آجر بايد دقيق و متناسب با يكديگر چيده شوند و طبيعتا نمي توان تا قبل از طراحي نقشه و ساخته شدن طبقه اول به فكر ساختن طبقه دوم بود، در زندگي يك انسان هدفمند نيز اوضاع به همين شكل است.
راه موفقيت را بايد گام به گام پيمود، پس هر گام را آن چنان استوار و پر انگيزه برداريد كه گويي اين، هدف نهايي شماست و در عين حال هدف نهايي را كه براي خود برگزيده ايد همواره در ذهن داشته باشيد و هرگز اين جمله را فراموش نكنيد كه در زندگي: «بزرگ فكر كنيد، اما هم اكنون از كوچك آغاز كنيد.»

استفاده از این مطلب با درج نام نویسنده و ذکر منبع بلامانع است.
  سایر مطالب