سياسي

نقش روحانيت در جامعه امروز از نگاه شهيد بهشتي
شنبه 5 تير 1389 - 11:23:48 PM
  بزرگنمایی:

نويسنده: عليرضا تاجريان
اشاره: هفتم تير سالروز شهادت دکتر بهشتي و 72 تن از ياران انقلاب اسلامي در فاجعه انفجار دفتر مرکزي حزب جمهوري اسلامي است.  نام آيت الله شهيد دکتر بهشتي براي مردم ايران آشناست. سخن او هنوز هم در خاطر ملت مسلمان و آزاديخواه ايران و جهان طنين انداز است که مي گفت: «اي آمريکا، از دست ما عصباني باش و از عصبانيت بمير.» و يا اين گفته از او هنوز هم در حافظه ها باقي است که «ما شيفتگان خدمتيم، نه تشنگان قدرت».
دکتر بهشتي از شخصيتهاي طراز اول و موثر انقلاب اسلامي بود . وي در جريان انقلاب و استقرار پايه هاي نظام جمهوري اسلامي در ايران،  نقش مهمي داشت و از ياوران اصلي حضرت امام خميني (ره ) بود . شهيد بهشتي همچنين در تدوين قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، حمايت از نيروهاي انقلابي، پايه گذاري دستگاه قضايي اسلامي،  مقابله با نيرنگهاي ليبرالها و ايستادگي در برابر توطئه هاي آمريكا، در صف مقدم مبارزان جاي داشت.
تعبير « بهشتي همچون يک ملت بود» از حضرت امام خميني (ره) بنيانگذار کبير انقلاب اسلامي درباره شهيد بهشتي به نقش بسزاي ايشان در به ثمر رساندن نهضت اسلامي و تلاشهاي بي وقفه در جهت تحکيم نظام جمهوري اسلامي در ايران اشاره دارد.
توصيف حضرت امام خميني (ره) از دکتر بهشتي بعد از شهادت ايشان که فرمودند: « آنچه كه بيش از شهادت ايشان تأثرآور است، مظلوميت ايشان است»، اوج ايثار بهشتي را در راه اسلام نشان مي دهد.
هر چند انفجار بمب در دفتر مرکزي حزب جمهوري اسلامي به شهادت آيت الله دکتر بهشتي و 72 تن از ياران انقلاب اسلامي که تعدادي از وزيران و نمايندگان مجلس نيز در ميان آنها بودند، منجر شد، اما اين اقدام به هيچ وجه نتوانست اهداف طراحان اين جنايت را تامين كند و در نهايت موجب شكست و رسوايي دشمنان انقلاب اسلامي ايران شد. شهادت بهشتي و 72 تن از ياران انقلاب اسلامي براي اسلام، انقلاب و ايران برکات فراواني دربرداشت که مهمترين تاثير آن افشاي ماهيت واقعي و ضد مردمي منافقين و اثبات حقانيت پيروان خط امام (ره ) بود.
در اين مجال اندک، فرصت آن نيست که به ابعاد شخصيت اين شهيد بزرگوار بپردازيم، اما در عوض به برخي از انديشه هاي ژرف و تابناک ايشان در زمينه «نقش روحانيت در جامعه امروز» اشاره خواهيم کرد.

وظايف روحانيت در جامعه امروز
شهيد بهشتي در يکي از سخنراني هاي خود که به مناسبت سالگرد شهادت عالم و محقق بزگوار مرحوم آيت الله مطهري ايراد کردند، به بحث نقش روحانيت در جامعه امروز پرداختند و  به مهمترين وظايف و نقش هاي روحانيت بعد از پيروزي انقلاب اسلامي اشاره کرده اند، که به خاطر اهميت بحث به برخي از اين وظايف و نقش ها مي پردازيم:  

وظيفه اول: تبليغ اسلام در ميان مردم
« روحانيت، نقش بيان اسلام اصيل را براي جامعه بر عهده داشت. اگر مردم مي‌خواستند بفهمند دينشان، اسلامشان، قرآنشان، كتابشان، سنتشان، عقايد اسلامي و احكام اسلامي و اخلاق اسلامي چه گفته است، به روحاني مراجعه مي‌كردند. روحانيان كم حركت‌تر، آنهايي بودند كه در ايفاي اين وظيفه مي‌نشستند، تا مردم به آنها مراجعه كنند. روحانيان پر حركت‌تر و مسئوليت شناس‌تر، آنهايي بودند كه نزد مردم مي‌رفتند تا رسالت خداوند را تبليغ كنند. ولي به هر حال وظيفه بيان اسلام، در درجه اول برعهده روحانيت بود. وظيفه تحقيق درباره اسلام، اسلام شناس، مجتهد، صاحب نظر، مرجع، كساني كه صلاحيت مرجعيت در زمينه مسائل اسلامي داشته باشند، اينها در درجه اول بايد از حوزه‌هاي علوم اسلامي و از حوزه‌هاي روحانيت بيرون بيايند. آنجا بايد نشو و نما كنند، ساخته شوند، بزرگ شوند، شناخته شوند شناختني كه در آن مدرك نبود و مدرك بود. آنچه نبود، مدرك كتبي كاغذي بود و آنچه بود، مدرك عيني اجتماعي بود.»

وظيفه دوم: تحقيق درباره اسلام
« چهره‌هاي محقق مجتهد بحد بلوغ رسيده، در اين نظام بي تكلف به مرور زمان، بوسيله شاگردان برجسته يا همطرازان با انصافشان معرفي مي‌شدند. هم شناخته مي‌شدند، هم شناسانده مي‌شدند و در اين شناختني و شناساندن كندي بود، سرعت لازم نبود، اما اطمينان فراوان وجود داشت. چهره‌اي كه در يك حوزه علميه بزرگ شكوفا مي‌شد، گل مي‌كرد، شناخته مي‌شد، تقريباً عموم مردم مي‌توانستند به صلاحيت علمي و حتي به صلاحيت فضيلتي و معنوي و تقوائيش، اعتماد و اطمينان پيدا كنند. بنابراين وظيفه تحقيق درباره اسلام، بر عهده روحانيت بود و روحانيت اين وظيفه را خود، عهده‌دار شده بود.»

وظيفه سوم: تهذيب اخلاق
« … روحانيت نقش عمده خود را در اين مي‌ديد كه بايد با سخنش، با بيانش، با عملش و با رفتارش، با معاشرتش، با هدايتش، با تذكرش، مردم را به اخلاق پاك دعوت كند. اخلاق جامعه را مهذب كند، جامعه را از آلودگيها دور كند و به كمالات اخلاقي بيارايد. اين نقش سوم نقش بسيار مهم روحانيت بود.»

وظيفه چهارم: خدمت به مردم و گره گشايي از مردم
« مردم ببينند كه روحاني مرد دنيا و آخرت، هر دو است. براي اينكه اسلام دين دنيا و آخرت، هر دواست. در اسلام دنيا و آخرت جدا نيست و آخرت هم از دنيا جدا نيست. اينجا دار عمل است و آنجا دار جزا. اينجا جاي ساختني است و آنجا جاي بهره و رشدن. و ساختني كه اينجا داريم فقط نماز و عبادت نيست كه البته نماز و عبادت، ستون دين است ولي فقط آن نيست، خدمت به خلق هم هست. روحانيون هر قدر در مناطقشان به مردم بيشتر خدمت كنند، خدمت روحانيت‌شان را، بهتر انجام داده‌اند، خوب يادم مي‌آيد عده‌اي از طلاب پر تلاش عزيز ما به روستاها مي‌رفتند. و همان كاري را مي‌كردند كه امروز جهاد سازندگي مي‌كند. پيشگام و پيشتاز جهاد سازندگي، طلاب متعهد و متحرك و با ايمان و خداپرست و خلق دوست و مردم دوست حوزه‌ها بودند. مسئله، مسئله افتخار كردن نيست. در جامعه كسي قصد تقسيم افتخارات ندارد. مسئله، مسئله به ياد آوردن و بياد آمدن است . روحانيون در نقش خدمت به مردم، بهتر مي‌توانند پيام اسلام را تبليغ كنند. حمام مي‌ساختند، راه مي‌ساختند، به بينوايان كمك مي‌كردند، درمانگاه مي‌ساختند، غسالخانه مي‌ساختند، مدرسه مي‌ساختند، حتي در آن اواخر شايد درحدود هفت‌، هشت‌، ده سال قبل رفته بودند سراغ اينكه با خودياري مردم‌، برق و روشنائي براي مردم درست كنند و امثال اينها. يك خدمت ديگر روحانيت كه در اين خدمت بسيار هم حساس عمل مي‌كند و بايد هم حساس عمل بكند، روشنگري براي مردم بود، در جهت شناساندن انحرافات فكري كه به نام اسلام تحويل مردم داده مي‌شود. روحانيون در بيدار كردن مردم نسبت به افكار انحرافي، نقش بسيارمؤثري داشته‌اند. براي اينكه مي‌دانستند كه؛ (اذا ظهرت البدء فليظهر عالم علمه)
وقتي نوآوريهاي انحرافي و التقاطي را مي‌ديدند، در گوشه و كنار جامعه، با آنها به مبارزه بر مي‌خواستند، مردم را روشن مي‌كردند، به مردم مي‌گفتند كه آنچه مايه نجات است‌، اسلام اصيل است نه اسلام آميخته به غير اسلام .»
«… اگر روحاني در متن جامعه زندگي مي‌كند و با وجدان جامعه رابطه برقرار مي‌كند براي اين است كه به راستي با مردم زيست مي‌كند.… »

وظيفه پنجم: تلاش در راه جذب كردن
« روحانيون زبده در برخورد با كساني كه دچار انحراف شناختي درباره اسلام بودند، مي‌كوشيدند اينها را در درجه اول جذب كنند، بعضي‌ها بودند خيلي خوش سليقه نبودند، از همان اول دعوا مي‌كردند. بنابراين بيشتر دفع مي‌كردند و سخن ما همواره با اين دوستان اين بود، كه براي يك عالم ديني، براي يك مسلمان متعهد به خصوص يك عالم و روحاني قدم اول، جاذبه است .
تلاش در راه جذب كردن ، از راه روشن كردن با سخن و با انديشه روشنگر و از راه ايجاد جاذبه اخلاقي و عملي است تا دافعه . بنابراين اگر همه شما روحانيون عزيز، امروز هم اين قانون و اين اصل رامي پسنديد، اين فرمول رامي پذيريد بكوشيم همه با هم روحانيتي باشيم در درجه اول پرجاذبه، ولي جاذبه بدون دافعه به درد نمي خورد. هر انسان مكتبي ، خود بخود دافعه هم دارد. آنهائي كه مي خواهند سراپا جاذبه باشند بدون دافعه، اينها از آن صلح كلي‌هايي هستند كه خود دچار نوعي التقاط وانحراف‌اند، صوفي مابانه هستند.»

وظيفه ششم: مبارزه با ظلم و ظالم
« تا وقتي كه اصل رژيم، رژيم ظلم و ضد اسلام و ضد عدل بود با كل رژيم يا با نوچه‌ها و ايادي رژيم در مناطق خودش‌، روحانيت مي‌جنگيد و مبارزه مي‌كرد. حالا هم كه اصل نظام‌، نظام اسلامي است اما هنوز اياديش، ابزارش‌، كاركنانش‌، همه متناسب با نظام اسلامي نيستند، روحانيت هر جا ظلم و ستمي از اين بازمانده‌هاي طاغوت‌، در اداره ها و مؤسسات و در جامعه ببيند همچنان با او مي‌جنگد و مي‌رزمد ….»
روحانيت امروز بايد چه نقشي داشته باشد؟
شهيد بهشتي به اين سئوال، اين گونه پاسخ مي دهند؛
« روحاني بايد همه آن نقشهاي گذشته را حفظ كند. حوزه‌ها بايد محل درس خواندن و درس گفتن و تحقيق كردن باشد. بيان و قلم روحانيت بايد همچنان نافذ باشد و روز بروز نافذتر. طلاب جوان عزيز! براي ياد گرفتن، سخن گفتن بهتر و نافذتر و نوشتن رساتر و بليغ‌تر بايد وقت صرف كنيد مي‌دانيد بيان بليغ و نوشته بليغ كدامست؟ فقط الفاظ نيست. بلاغت به الفاظ ارتباطي ندارد. فصاحت بيشتر به الفاظ ارتباط دارد. بلاغت به اين است كه، شما بايد دائماً در فرهنگ معنوي و اخلاقي و سياسي و اجتماعي روز، حضور داشته باشيد. بايد بدانيد امروز جوانها چه كتابهائي را مي‌خوانند، چه سئوالاتي برايشان مطرح است، توده مردم چه سؤالاتي برايشان مطرح است. حتي اين كافي نيست. روحاني اگر مي‌خواهد در نقش امامت و پيشوايي نقش ايفا كند بايد دو روز و سه روز و ده روز و يك ماه و يك سال هم از جامعه‌اش جلوتر باشد. بايد دور هم بنشينيد بحث كنيد، كه مسئله‌اي كه فردا براي مردم ما مطرح مي‌شود كدامست، ما امروز جواب او را آماده كنيم. مسئله ديني، اعتقادي، عملي، اخلاقي، اجتماعي، سياسي، تربيتي، اقتصادي و هر گونه مسئله ديگر. روحانيت عزيز تو همچنان عزيزي. نگران نباش .مي‌كوشند تا تو را از آن مقام رفيعي كه با تواضع و فروتني و خدمت و ايمان و عمل صالح بدست آورده‌اي فرو آورندت‌، ولي بدان، اگر در راه خدا باشي و با خدا باشي و در خط خدمت صادقانه به خلق خدا بماني خدا اين منزلت را براي تو تضمين كرده است تو همچنان الگوي ايمان و عمل صاحل بمان، تو همچنان نمونه تواضع و فروتني و خدمت به مردم بمان، تو همچنان داراي سرمايه شناخت عالي و مؤثر از اسلام بمان و بشو، تو همچنان رابطه مردميت را با متن مردم نگهداري كن و تقويت كن، تو همچنان با نسل جوان حتي جوان اغفال شده‌اش همچون يك برادر يا پدر مهربان روشن‌گر برخورد بكن مطمئن باش فردا از آن تو و شعار تو و راه توست . … با هر گروه جهاد بايد يك طلبه روحاني هم برود. يك شرط هم دارد و آن اين است كه: طلبه‌اي كه آنجا مي‌رود بداند كه مي‌رود هم در آنجا تبليغ اسلام كند و هم بيل به دست بگيرد، طلابي كه نمي‌توانند بيل و كلنگ به دست بگيرند توصيه مي‌كنم در گروههاي جهاد شركت نكنند.»

استفاده از این مطلب با درج نام نویسنده و ذکر منبع بلامانع است.
  سایر مطالب