پيامبر و ائمه اطهار

فلسفه و ره آورد بعثت رسول اکرم (ص) در كلام امام علي (ع)
به مناسبت مبعثت حضرت رسول اکرم (ص)
پنجشنبه 17 تير 1389 - 8:15:15 AM
  بزرگنمایی:

نويسنده: عليرضا تاجريان
اشاره: محمد امين در دل غار حرا ، مشغول راز و نياز با خداي خويش است، جبرئيل بر او وارد مي شود و مي فرمايد:«خداوند مرا به سوي تو فرستاده است، تا تو را پيامبر اين امت قرار دهم.»
جبرئيل سپس به محمد (ص) مي فرمايد: اى محمد! بخوان!
محمد (ص) مي گويد: چه بخوانم؟
فرشته وحي مي فرمايد: « بخوان به نام پروردگارت كه (جهان را) آفريد. آن خدايي که آدمي را از خون بسته بيافريد. بخوان و (بدان که) پروردگار تو کريم ترين کريمان عالم است. آن خدايي که بشر را علم نوشتن به قلم آموخت. به آدمي آنچه را که نمي دانست تعليم داد.»
حضرت محمد (ص) آنچه که بر او نازل شده است را مي خواند.
آري خداوند متعال براي هدايت بشر و سعادت او و به خاطر علاقه اي که به مخلوقات خود دارد، حضرت محمد (ص) را به پيامبري بر مي گزيند. او پيامبر نور است و برگزيده خداوند بزرگ. حضرت محمد (ص) همان کودکي است که در زمان تولد، پايه هاي کاخ ظلم و تبعيض را در کسري لرزاند، همان جواني است که به خاطر پاکدامني و صداقت، محمد امين نامش نهادند، همان جوان غيوري است که در زمان حکومت تعصبات قومي و قبيله اي، براي دفاع از مظلومان با جوانان پاک سيرت پيمان جوانمردان را امضا نمود، او همان کودکي است  که راهب مسيحي با ملاقات او به پيامبريش بشارت داد. او همان پيامبري است که تمام پيامبران پيشين، آمدنش را مژده داده بودند. حال حضرت محمد (ص) به پيامبري مبعوث شده است و به رسالتي فکر مي کند که بر دوش او نهاده شده است. او پيامبر خدا است و پيام آور عدالت و کرامت انساني، او بايد رسالت نبوي خويش را با پيام خروج انسان از ظلمات و حرکت به سوي نور آغاز کند. او بايد انسان را از شرک، بي عدالتي، تبعيض، جهل و فساد بيرون آورد و به سوي توحيد، معنويت، عدالت و کرامت حرکت دهد. او بايد مبعت نبوي خود را با نهضت معنوي شروع کند و انقلابي در عالم بشري ايجاد کند که مردم مادي بت پرست را به مبدا آفرينش؛ خداوند بزرگ راهنمايي کند و آنان را از کردار زشت بر حذر دارد و به نيکويي دعوت کند. براستي که چه رسالت بزرگي است که بر دوش رسول اکرم (ص) نهاده شده است.
در اين نوشتار سعي داريم از مبعث رسول اکرم (ص) سخن بگوييم و نظاره گر مبعث پيامبر خاتم (ص) در کلام اميرالمومنين علي (ع) ، باشيم.

فلسفه بعثت پيامبر خاتم (ص)
براستي چرا، حضرت محمد (ص) به پيامبري مبعوث شد؟ افرادي زيادي بوده اند که به اين پرسش پاسخ داده اند، اما چه نيکوست که پاسخ اين پرسش را از زبان حضرت علي (ع) بنشويم، چرا که او تربيت شده رسول اکرم (ص) است، او خود به چشم خويش راز و نيازهاي پيامبر را ديده است، او خود فرشته وحي را ديده و آنچه که بر پيامبر (ص) نازل شده را شنيده است. او علي (ع) است و چه کسي نزديک از او به پيامبر اکرم (ص) است.
حضرت علي (ع) در خطبه اول نهج البلاغه در خصوص فلسفه بعث پيامبر خاتم (ص) مي فرمايند:«  تا اين که خداي سبحان، براي وفاي به وعده خود، و کامل گردانيدن دوران نبوت، حضرت محمد (که درود خدا بر او باد) را مبعوث کرد؛ پيامبري که از همه پيامبران پيمان پذيرش نبوت او گرفته شده بود، نشانه هاي او شهرت داشت؛ و تولدش بر همه مبارک بود. در روزگاري که مردم روي زمين داراي مذاهب پراکنده، خواسته هاي گوناگون و روش هاي متفاوت بودند؛ عده اي خدا را به پديده ها تشبيه کرده و گروهي نام هاي ارزشمند خدا را انکار و به بت ها نسبت مي دادند، و برخي به غير خدا اشاره مي کردند. پس خداي سبحان، مردم را به وسيله محمد (ص) از گمراهي نجات داد و هدايت کرد و از جهالت رهايي بخشيد. سپس ديدار خود را براي پيامبر (ص) برگزيد و آنچه نزد خود داشت براي او پسنديد و او را با کوچ دادن از دنيا گرامي داشت و از گرفتاري ها و مشکلات رهايي بخشيد و کريمانه قبض روح کرد. »
حضرت در خطبه 147 نهج البلاغه نيز در مورد فلسفه بعثت پيامبر (ص) مي فرمايند:« خداوند حضرت محمد (ص) را به حق برانگيخت، تا بندگان خود را از پرستش دروغين بت ها رهايي بخشيده، به پرستش خود راهنمايي کند و آنان را از پيروي شيطان نجات داده به اطاعت خود کشاند. با قرآني که معني آن را آشکار کرد و اساسش را استوار فرمود، تا بندگان عظمت و بزرگي خدا را بدانند که نمي دانستند و به پروردگار، اعتراف کنند. پس از انکارهاي طولاني اعتراف کنند و او را پس از آن که نسبت به خدا آشنايي نداشتند، به درستي بشناسند.
پس، خداي سبحان در کتاب خود بي آن که او را بنگرد خود را به بندگان شناساند و قدرت خود را به همه نماياند و از قهر خود ترساند و اينکه چگونه با کيفرها ملتي را که بايد نابود کند از ميان برداشت و آنان را چگونه با داس انتقام درو کرد.»
اميرالمومنين علي (ع) همچنين در خطبه 198 نهج البلاغه، ضمن اشاره به فلسفه بعثت رسول اکرم (ص) از سختي هاي جاهليت نيز سخن به ميان مي آورند: « سپس خداوند سبحان حضرت محمد (ص) را هنگامي مبعوث فرمود که دنيا به مراحل پاياني رسيده، نشانه هاي آخرت نزديک، و رونق آن به تاريکي گراييده و اهل خود را به پا داشته، جاي آن ناهموار، آماده نيستي و نابودي، زمانش در شرف پايان، و نشانه نابودي آن آشکار، موجودات در آستانه مرگ، حلقه زندگي آن شکسته، و اسباب حيات در هم ريخته، پرچم هاي دنيا پوسيده و پرده هايش دريده و عمرها به کوتاهي رسيده بود. در اين هنگام خداوند پيامبر (ص) را ابلاغ کننده رسالت، افتخار آفرين امت، چونان ياران بهاري براي تشنگان حقيقت آن روزگاران، مايه سربلندي مسلمانان، و عزت و شرافت يارانش قرار داد.»

بعثت رسول اکرم (ص) و شناخت عصر جاهليت
بايد توجه داشت که حضرت محمد (ص) زماني به پيامبري مبعوث شدند که جهل و تاريکي در حجاز سايه افکنده بود؛ نوزدان دختر عرب به جرم دختر بودنشان زنده به گور مي شدند؛ کعبه را بتخانه اعظم مي خوانند؛ در جامعه عرب نشاني از صداقت و راستي و مهرباني نبود و …
حضرت علي (ع) در خطبه دوم نهج البلاغه عصر جاهليت را اين چنين تشريح مي فرمايند: « خدا پيامبر اسلام را زماني فرستاد که مردم در فتنه ها گرفتار شده، رشته هاي دين پاره شده و ستون هاي ايمان و يقين ناپايدار بود. در اصول دين اختلاف داشته و امور مردم پراکنده بود؛ راه رهايي دشوار و پناهگاهي وجود نداشت؛ چراغ هدايت بي نور، و کور دلي همگان را فرا گرفته بود. خداي رحمان معصيت مي شد و شيطان ياري مي گرديد؛ ايمان بدون ياور مانده و ستون هاي ويران گرديده و نشانه هاي آن انکار شده، راه هاي آن ويران و جاده هاي آن کهنه و فراموش گرديده بود. مردم جاهلي شيطان را اطاعت مي کردند و به راه هاي او مي رفتند و در آبشخور شيطان سيراب مي شدند. با دست مردم جاهليت، نشانه هاي شيطان، آشکار و پرچم او برافراشته گرديد. فتنه ها، مردم را لگدمال کرده و با سم هاي محکم خود، نابودشان کرده و پا بر جا ايستاد بود. اما مردم حيران و سرگردان، بي خبر و فريب خورده، در کنار بهترين خانه (کعبه) و بدترين همسايگان (بت پرستان) زندگي مي کردند. خواب آنها بيداري و سرمه چشم آنها اشک بود؛ در سرزميني که دانشمند آن لب فرو بسته و جاهل گرامي بود.»
حضرت در خطبه 26 نهج البلاغه، به بعثت رسول اکرم (ص) و فرهنگ جاهليت آن دوران، اشاره دارند: «خداوند، پيامبر اسلام، حضرت محمد (ص) را هشدار دهنده جهانيان مبعوث فرمود، تا امين و پاسدار وحي الهي باشد. آنگاه که شما ملت عرب، بدترين دين را داشته و در بدترين خانه زندگي مي کرديد؛ ميان غارها، سنگ هاي خشن و مارهاي سمي خطرناک، فاقد شنوايي، به سر مي برديد؛ آب هاي آلوده مي نوشيديد و غذاهاي ناگوار مي خورديد؛ خون يکديگر را به ناحق مي ريختيد و پيوند خويشاوندي را مي بريد، بت ها ميان شما پرستش مي شد و مفاسد و گناهان شما را فرا گرفته بود.»
اميرالمومنين علي (ع) همچنين در خطبه 89 نهج البلاغه، روزگار بعثت پيامبر اکرم (ص) را اين چنين توصيف مي فرمايند:« خدا پيامبر اسلام را هنگامي مبعوث فرمود که از زمان بعثت پيامبران پيشين مدت گذشته و ملت ها در خواب عميقي فرو خفته بودند. فتنه و فساد جهان را فرا گرفته و اعمال زشت رواج يافته بود. آتش جنگ همه جا زبانه مي کشيد و دنيا، بي نور و پر از مکر و فريب گشته بود. برگ هاي درخت زندگي به زردي گراييده و از ميوه آن خبري نبود. آب حيات فرو خشکيده و نشانه هاي هدايت کهنه و ويران شده بود.
پرچم هاي هلاکت و گمراهي آشکار و دنيا با قيافه زشتي به مردم مي نگريست و با چهره اي عبوس و غم آلود با اهل دنيا روبرو مي گشت. ميوه درخت دنيا در جاهليت فتنه، و خوارکش مردار بود. در درونش وحشت و اضطراب و بر بيرون، شمشيرهاي ستم حکومت داشت.»

ره آورد بعثت پيامبر اعظم (ص)
بعد از آنکه حضرت محمد (ص) به پيامبر مبعوث مي شوند، تمام کائنات را رنگ خدايي مي دهند، نور علم و رحمت را بر زمين مي گستردانند، از توحيد سخن مي گويند و به خداي يکتا فرا مي خوانند، برف ظلمت را آب کرده و نويد بهار مي دهند، انسان ها را با معناي واقعي اشان، آشنا مي سازند، حقيقت را با آفتاب وجود مبارکشان در شام تيره زندگي، روشن مي نمايند و …
حضرت علي (ع) در خطبه 33 نهج البلاغه، اين چنين به آثار بعثت پيامبر اسلام اشاره دارند: « همانا خداوند هنگامي محمد (ص) را مبعوث فرمود که هيچ کس از عرب، کتاب آسماني نداشت، و ادعاي پيامبري نمي کرد. پيامبر (ص) مردم جاهلي را تا به جايگاه کرامت انساني پيش برد و به رستگاري رساند، که سرنيزه هايشان کندي نپذيرفت و پيروز شدند و جامعه آنان استحکام گرفت.»
حضرت در خطبه 104 نهج البلاغه، به ره آورد بعثت پيامبر (ص) اشاره دارند: « پس از ستايش پروردگار، همانا خداوند سبحان، حضرت محمد (ص) را مبعوث فرمود، در روزگاراني که عرب کتابي نخوانده و ادعاي وحي و پيامبري نداشت.
پيامبر اسلام (ص) با يارانش به مبارزه با مخالفان پرداخت تا آنان را به سرمنزل نجات کشاند و پيش از آن که مرگشان فرا رسد، آنان را به رستگاري رساند. با خستگان مدارا کرد و شکسته حالان را زير بال گرفت تا همه را به راه راست هدايت فرمود، جز آنان که راه گمراني پيمودند و در آنها خبري نبود. همه را نجات داد و در جايگاه مناسب رستگاري، استقرارشان بخشيد، تا آن که آسياب زندگي آنان به چرخش درآمد و نيزه شان تيز شد. به خدا سوگند! من در دنباله آن سپاه بودم، تا باطل شکست خورد و عقب نشست و همه، رهبري اسلام را فرمانبردار شدند، در اين راه هرگز ناتوان نشدم و نترسيدم و خيانت نکردم و سستي در من راه نيافت. به خدا سوگند! درون باطل را مي شکافم تا حق را از پهلويش بيرون کشم.»
اميرالمومنين علي (ع) در خطبه 106 نهج البلاغه هم به ره آورد بعثت رسول اکرم (ص) اشاره مي کنند: « اي مردم! از سر نعمت بعثت پيامبر (ص) و لطف خداوند بزرگ به مقامي رسيده ايد که حتي کنيزان شما را گرامي مي دارند وبه همسايگان شما محبت مي کنند. کساني براي شما احترام قائلند که شما از آنها برتري نداشته و بر آنها حقي نداريد؛ کساني از شما مي ترسند که نه ترس از حکومت شما دارند و نه شما بر آنها حکومتي داريد.»
حضرت علي (ع) در خطبه 192 نهج البلاغه نيز به  ره آورد بعثت پيامبر اسلام (ص) اشاره کرده و مي فرمايند: « حال به نعمت هاي بزرگ الهي که به هنگامه بعثت پيامبر اسلام (ص) بر آنان فرو ريخت بنگريد که چگونه اطاعت آنان را با دين خود پيوند داد و با دعوتش آنها را به وحدت رساند! چگونه نعمت هاي الهي بال هاي کرامت خود را بر آنان گستراند و جويبارهاي آسايش و رفاه برايشان روان ساخت؛ و تمام برکات آيين حق، آنها را در برگرفت! در ميان نعمت ها غرق گشتند و در خرمي زندگي شادمان شدند. امور اجتماعي آنان در سايه قدرت حکومت اسلام استوار شد و در پرتو عزتي پايدار آرام گرفتند و به حکومتي پايدار رسيدند. آنگاه آنان حاکم و زمامدار جهان شدند و سلاطين روي زمين گرديدند و فرمانرواي کساني شدند که در گذشته حاکم بودند و قوانين الهي را بر کساني اجرا مي کردند که مجريان احکام بودند و در گذشته کسي قدرت در هم شکستن نيروي آنان را نداشت و هيچ کس خيال مبارزه با آنان را در سر نمي پروراند.»
آري ره آورد بعثت پيامبر اکرم (ص) اين است که پيروان تمام اديان آسماني را به وحدانيت خدا دعوت کرده و از استثمار مي راند، به انسان ها ياد مي دهد که براي رستگاري بايد به خدا توسل نمايند و به يگانگي خداوند بزرگ اقرار کنند، به جهانيان ياد مي دهد که اعضاي جامعه اسلامي، داراي پيکري واحد است و درد هر عضو، تمام پيکر جامعه را فرا مي گيرد.  
ره آورد بعثت رسول مکرم اسلام، اين است که در دين او بهشت الهي زير پاي مادراني قرار مي گيرد که تا قبل از آن به جرم دختر بودن زنده به گور مي شدند، دروغ و عدم صداقت منفورترين چيزها شمرده مي شود، به بازگفتن حقيقت تاکيد مي شود، نيرومندي به غلبه بر خشم معني مي شود، به يتيمان رسيدگي مي شود و براي آنها زندگي آبرومندانه تامين مي شود، ملاک برتري انسانها، به نسبت مبارزه با اميال نفساني و ميزان تقوا قرار داده مي شود و نه رنگ پوست و نژاد و قوميت و مليت.
ره آورد بعثت حضرت محمد (ص) اين است که در دين محمد (ص)،  ناداني بالاترين فقر، خردمندي بالاترين ثروت و تفکر بالاترين عبادت شمرده مي شود.

استفاده از این مطلب با درج نام نویسنده و ذکر منبع بلامانع است.
  سایر مطالب