پيامبر و ائمه اطهار

بعثت رسول اکرم (ص) در كلام فاطمه زهرا(س)
پنجشنبه 17 تير 1389 - 8:18:30 AM
  بزرگنمایی:

حضرت فاطمه زهرا (س)، پاره تن رسول اکرم (ص) است. او در خانه وحي پرورده شده است و صداي بال جبرئيل را شنيده است پس چه نيکوست که بعثت رسول اکرم (ص) را در کلام حضرت فاطمه زهرا (س) به نظاره بنشينيم:
حضرت فاطمه زهرا (س)، پس از رحلت ‏نبى‏اكرم صلى‏الله‏ عليه ‏و آله، و در پى‏ جفاى بزرگى كه مردم در حق‏ خاندان او روا داشتند، با قلبى پرخون ‏به مسجد مدينه درآمده و رو به مردم‏ غفلت ‏زده خطبه‏اى ايراد مى‏كند كه در تاريخ سخنوران عرب جاودانه ‏مى‏شود. آن حضرت در اين خطبه به‏ زيباترين بيان، بعثت و رسالت ‏نبى‏اكرم را به ‏وصف مى‏كشند و حال و روز مردم ‏جزيرة العرب را قبل و بعد از بعثت ‏به ‏تصوير درمى‏آوردند.
حضرت فاطمه زهراعليهاالسلام، در ابتداى خطبه مزبور به حمد و ثناى الهى پرداخته ومى‏فرمايد:
«ستايش خداى را بر آنچه ارزانى ‏داشت و سپاس او را بر انديشه نيكو كه در دل نگاشت. سپاس بر نعمتهاى‏ فراگير كه از چشمه لطفش جوشيد. وعطاهاى فراوان كه بخشيد. و نثار احسان كه پياپى پاشيد. نعمتهايى كه‏ از شمار،افزون است و پاداش آن از توان بيرون. و درك نهايتش نه در حد انديشه ناموزون. سپاس را مايه فزونى نعمت نمود و ستايش را سبب فراوانى پاداش‏فرمود و به درخواست پياپى برعطاى خود بيفزود. گواهى مى‏دهم كه‏ خداى جهان يكى است و جز او خدايى ‏نيست. ترجمان اين گواهى دوستى‏ بى‏آلايش است و پاى ‏بندان اين اعتقاد، دلهاى با بينش. و راهنماى رسيدن‏ بدان، چراغ دانش. خدايى كه ديدگان او را ديدن نتوانند، و گمانها چونى وچگونگى او را ندانند. همه چيز را ازهيچ پديد آورد. و بى‏نمونه‏اى انشا كرد. نه به آفرينش آنها نيازى داشت. و نه ازآن خلقت ‏سودى برداشت. جزآن كه خواست قدرتش را آشكار سازد وآفريدگان را بنده‏وار بنوازد. و بانگ ‏دعوتش را درجهان اندازد. پاداش را درگرو فرمانبردارى نهاد. و نافرمانان ‏را به كيفر بيم داد. تا بندگان را ازعقوبت ‏برهاند، و به بهشت كشاند.»
آن حضرت در ادامه در بيان‏آفرينش و بعثت‏ حضرت‏ ختمى ‏مرتبت مى‏فرمايد:
« گواهى مى‏دهم كه پدرم محمد بنده ‏او و فرستاده اوست. پيش از آن كه او را بيافريند او را برگزيد. و پيش از پيمبرى ‏تشريف انتخاب بخشيد و به(خوب) ناميش ‏ناميد كه مى‏سزيد. و اين هنگامى بود كه آفريدگان از ديده نهان بودند. و در پس پرده بيم‏ نگران. و در پهنه بيابان عدم ‏سرگردان. پروردگار بزرگ پايان همه‏ كارها را دانا بود. و بر دگرگونى‏هاى‏ روزگار در محيط بينا. و به سرنوشت ‏هر چيز آشنا. محمد صلى‏الله ‏عليه ‏و آله را برانگيخت تا كار خود را به اتمام و آنچه را مقدرساخته به انجام رساند. پيغمبر كه ‏درود خدا بر او باد ، ديد: هر فرقه‏اى‏ دينى گزيده. و هر گروه در روشنايى‏ شعله‏اى خزيده. و هر دسته‏اى به بتى ‏نماز برده. و همگان ياد خدايى را كه ‏مى‏شناسند از خاطر سترده‏اند.
پس خداى بزرگ تاريكيها را به ‏نور محمد روشن ساخت. و دلها را از تيرگى كفر بپرداخت. و پرده‏هايى كه‏ بر ديده‏ها افتاده بود به يك سوانداخت. سپس از روى گزينش ومهربانى جوار خويش را بدو ارزانى‏ داشت. و رنج اين جهان كه خوش ‏نمى‏داشت، از دل او برداشت. و او را درجهان فرشتگان مقرب گماشت. و چتر دولتش را در همسايگى خود افراشت. و طغراى مغفرت و رضوان را به نام او نگاشت.
درود خدا و بركات او بر محمد صلى‏الله‏ عليه ‏و آله پيغمبر رحمت، امين وحى و رسالت و گزيده ازآفريدگان و امت ‏باد.»
آنگاه رو به مجلسيان كرده وآنچه را كه پيامبر خاتم (ص) بر آنها ارزانى ‏داشته بود، چنين برمى‏شمارد:
«شما بندگان خدا! نگاهبانان حلال وحرام، و حاملان دين و احكام، وامانت ‏داران حق و رسانندگان آن به ‏خلقيد. حقى را از خدا عهده داريد. و عهدى ‏را كه با او بسته‏ايد پذيرفتار. ما خاندان را، در ميان شما به خلافت ‏گماشت و تاويل كتاب‏الله را به عهده ‏ما گذاشت. حجتهاى آن آشكار است، وآنچه درباره ماست پديدار. و برهان ‏آن روشن. و ازتاريكى گمان به كنار. وآواى آن در گوش مايه آرام و قرار. وپيرويش راهگشاى روضه رحمت ‏پروردگار، و شنونده آن در دو جهان ‏رستگار.
دليلهاى روشن الهى را در پرتو آيتهاى آن توان ديد. و تفسير احكام ‏واجب او را از مضمون آن بايد شنيد.
حرامهاى خدا را بيان ‏دارنده است. و حلالهاى او را رخصت ‏دهنده. ومستحبات را نماينده . و شريعت را راه گشاينده. و اين همه را با رساترين ‏تعبير گوينده. و با روشنترين بيان ‏رساننده. سپس ايمان را واجب فرمود. و بدان زنگ شرك را از دلهاتان زدود. و با نماز خودپرستى را از شما دورنمود. روزه را نشان ‏دهنده‏ دوستى ساخت. و زكات را مايه افزايش روزى بى ‏دريغ. و حج را آزماينده درجات دين. و عدالت را نمودار مرتبه يقين. و پيروى ما را مايه‏ وفاق. و امامت ما را مانع افتراق. ودوستى ما را عزت مسلمانى. و بازداشتن نفس را موجب نجات، و قصاص را سبب بقاي زندگانى. وفا به‏ نذر را موجب آمرزش كرد. و تمام ‏پرداختن پيمانه و وزن را مانع از كم ‏فروشى و كاهش. فرمود مى‏خوارگى نكنند تا تن و جان ازپليدى پاك سازند و زنان پارسا را تهمت نزنند، تا خويشتن را سزاوار لعنت نسازند. دزدى را منع كرد تا راه‏ عفت پويند. و شرك را حرام فرمود تا به اخلاص طريق يكتاپرستى جويند.
«پس چنانكه بايد، ترس از خدا را پيشه‏ گيريد و جزمسلمان مميريد!» آنچه ‏فرموده است ‏بجا آريد و خود را از آنچه ‏نهى كرده بازداريد كه «تنها دانايان ازخدا مى‏ترسند».
حضرت زهرا عليهاالسلام در بخش ديگرى از اين خطبه به تلاشى‏ كه پدر ارجمندش براى گسترش ‏توحيد و اسلام متحمل شد اشاره‏ كرده و مى‏فرمايد:
مردم، چنانكه در آغاز سخن گفتم: «من فاطمه‏ام و پدرم محمد صلى‏الله ‏عليه ‏وآله است «همانا پيغمبرى از ميان شما به سوى شما آمد كه رنج ‏شما بر او دشوار بود، و به‏ گرويدنتان اميدوار و بر مؤمنان ‏مهربان و غمخوار».
صبح ايمان دميد. و نقاب از چهره‏ حقيقت فرو كشيد. زبان پيشواى دين ‏در مقال شد. و شياطين سخنورلال.» 
آن حضرت وضعيت مردم را در پيش از بعثت چنين به تصوير مى‏كشد:
 « در آن هنگام شما مردم بر كنارمغاكى از آتش بوديد خوار. و در ديده‏ همگان بى‏مقدار. لقمه هر خورنده. وشكار هر درنده. و لگدكوب هر رونده. و نوشيدنيتان آب گنديده و ناگوار. خوردنيتان پوست جانور و مردار. پست و ناچيز و ترسان از هجوم‏ همسايه و هم جوار. تا آن كه خدا با فرستادن پيغمبر خود، شما را از خاك ‏مذلت‏ برداشت. و سرتان را به اوج ‏رفعت افراشت. پس از آن همه رنجها كه ديد وسختى كه كشيد، رزم‏آوران ماجراجو، و سركشان درنده ‏خو. و جهودان دين ‏به دنيا فروش، و ترسايان ناشنواي حقيقت‏ ، از هر سو بر وى تاختند. و با او نرد مخالفت ‏باختند. هر گاه آتش كينه افروختند، آن را خاموش ساخت. و گاهى كه گمراهى ‏سر برداشت، يا مشركى دهان به ژاژ انباشت، برادرش على را در كام آنان ‏انداخت. على عليه‏السلام بازنايستاد تا بر سر و مغز مخالفان ‏نواخت. و كار آنان با دم شمشير بساخت. او اين رنج را براى خدا مى‏كشيد. ودر آن خشنودى پروردگار و رضاى ‏پيغمبر را مى‏ديد. و مهترى اولياى حق ‏را مى‏خريد. اما درآن روزها، شما در زندگانى راحت وآسوده و در بستر امن‏ وآسايش غنوده بوديد.»
فاطمه زهرا عليهاالسلام درادامه سخن به جفايى كه امت محمد صلى‏الله‏ عليه ‏وآله، پس از وفات ‏ايشان با خاندانش روا داشتند اشاره ‏كرده ومى‏فرمايد:
« چون خداى تعالى همسايگى ‏پيغمبران را براى رسول خويش گزيد، دورويى آشكار شد، و كالاى دين ‏بى‏خريدار. هر گمراهى دعوى‏ دار و هرگمنامى سالار. و هر ياوه ‏گويى دركوى و برزن در پى گرمى بازار.
شيطان از كمينگاه خود سر برآورد وشما را به خود دعوت كرد. و ديد چه ‏زود سخنش را شنيدند و سبك در پى ‏او دويديد و در دام فريبش خزيديد و به آواز او رقصيديد.»
منبع:
- زندگانى فاطمه ‏زهرا عليهاالسلام ، سيد جعفر شهيدى

استفاده از این مطلب با درج نام نویسنده و ذکر منبع بلامانع است.
  سایر مطالب