پيامبر و ائمه اطهار

درسهاي زندگي از مولا علي (ع)
يکشنبه 20 تير 1389 - 10:44:19 PM
  بزرگنمایی:

امام علي (ع) با سيره و منش بي نظير خود ، سرمشق و الگوي خوبي براي زندگي امروز ماست، چه نيکوست صداقت، درستکاري و پايبندي به اخلاق انساني را در مکتب مولا علي (ع) بياموزيم:
جابر جعفي از ابي مطر بصري روايت مي کند که گفت : از در مسجد بيرون آمدم . لباس بلندي به تن داشتم . ناگهان مردي ازپشت سر ندا داد که جامه خود بردار که چون جامه برداري و نگذاري روي زمين کشيده شود ، پاکيزه تر است و ديرکهنه مي شود . پشت سرم را نگاه کردم ، علي ابن ابي طالب عليه السلام را ديدم .
بي وقفه ازپي وي رفتم تا اين که به بازار شتررسيد . ايشان پس از سلام و درودي گرم خطاب به شترفروش ها فرمود : « مبادا هنگام فروش سوگند بخوريد ، که سوگند باعث کسادي بازار و از بين رفتن خير و برکت مي شود . » آنگاه به راه خود ادامه داد تا به بازار خرما فروشان رسيد . آنها را به انفاق دعوت کرد و فرمود: « ازخرماي خود به مساکين و فقرا ببخشيد تا کسب و کار شما رونق پيدا کند .» امام علي وقتي به بازار ماهي فروشها رسيد، از آنها خواست که ماهي مرده در آب را به مردم نفروشند . آنگاه امام وارد بازار بزازها شد . کمي در آنجا گشت و نزد يکي از بزازها رفت و فرمود : اي پير ، پيرهني که سه درهم ارزش داشته باشد به من بفروش . بزاز امام را شناخت و قبول کرد. اما وقتي امام فهميد که بزاز او را شناخته است ، چيزي از او نخريد و رفت . سپس نزد بزاز جواني رفت وگفت: پيراهني که سه درهم ارزش داشته باشد، به من بفروش . جوان هم اين کار انجام داد . ديري نپاييد که پدر آن جوان به مغازه پسرش آمد . به وي گفتند : امروز پسرتو پيراهني به سه درهم به اميرالمومنين فروخته درصورتي که قيمت آن دو درهم است . آن مرد يک درهم زبرداشت و نزد امام علي عليه السلام رفت وخطاب به امام گفت ، يا علي پسرم پيراهني به سه درهم به شما فروخته ، درصورتي که ارزش آن پيراهن دو درهم است و من يک درهم ديگر را براي شما آورده ام . امام فرمود : نه، من با رضايت آن پيراهن را خريده ام .
*************

استفاده از این مطلب با درج نام نویسنده و ذکر منبع بلامانع است.
  سایر مطالب