اجتماعي

عدل و عدالت از منظر امام علي (ع)
دوشنبه 26 بهمن 1388 - 8:08:05 AM
  بزرگنمایی:

نويسنده: عليرضا تاجريان

ارزش و شناخت عدالت از نگاه علي (ع)
فرد باهوش و نکته سنجي از امير المومنين علي (ع) سئوال کرد: عدالت يا بخشش‏، كدام بهتر و شريف‌تر  است. حضرت فرمود: «عدالت‏، هر چيزي را در جاي خود مي نهد‏، در حالي كه بخشش آن را از  جاي خود خارج مي سازد. عدالت تدبير عمومي مردم است. در حالي كه بخشش گروه خاصي را شامل است. پس عدالت شريف تر و برتر است.»
با اندکي درک و تامل در اين کلام، مي بينيم که مولي علي (ع) عقيده دارند که عدل از بخشش بالاتر است؛ به دليل اينکه مفهوم عدالت اين است که استحقاق هاي طبيعي و واقعي در نظر گرفته شود و به هر کس مطابق آنچه بر حسب کار و استعداد لياقت دارد، پاداش داده شود.پس عدل هر چيزي را در جاي خود قرار مي دهد و افضل تر است.
از نظر حضرت علي (ع)، آن اصلي كه مي تواند تعادل اجتماعي را حفظ كند و همه را راضي نگه دارد و به اجتماع سلامت و به روح اجتماع آرامش بدهد، عدالت است. همچنين در انديشه علي (ع) خداوند عادل است و عدل او حکم مي کند که درباره آفريندگان خود به عدل رفتار کند و مقتضاي عدل الهي اين است که خداوند هر انساني را به اندازه استعدادش مورد تکليف قرار دهد و سپس با توجه به توانايي و تلاش اختياري وي درباره او قضاوت کند و سرانجام پاداش درخور کارهايش به او عطا فرمايد.
کلام حضرت در اين خصوص بسيار آموزنده است: «خداوند از ستم بر بندگان خود منزه است و درباره آفريندگان خود به عدل رفتار مي کند و در مورد آنان به عدل حکم مي کند.»
و در جاي ديگر نيز مي فرمايند: «گواهي مي دهم که خداوند بزرگ، عادلي است که به عدالت رفتار مي کند و حاکمي است که حق و باطل را جدا مي سازد.»
همچنين حضرت مي فرمايند: «خداوند بالاتر از آنست که به بندگانش ظلم نمايد، او به انصاف و عدالت برخاسته و عادلانه بين مردم حکم رانده است.»

عدالت اقتصادي علي (ع)
 عدالت اقتصادي اين امام بزرگوار، به گونه‌اي است كه به هيچ عنوان حاضر نيست تا كوچكترين ظلمي در حق كسي اعمال شود. و هرگز دست از تقسيم عادلانه بيت المال بر نمي‌دارد. به گونه‌اي كه روزي عده‌اي  به امام مي‌گويند: مردم به دنيا دل بسته‌اند‏، معاويه با هدايا و پول‌هاي فراوان آنها را جذب مي‌كند شما هم از اموال عمومي به اشراف عرب و بزرگان قريش ببخش و از تقسيم مساوي بيت المال دست بردار‏، تا به تو گرايش پيدا كنند.
حضرت در جواب مي فرمايند: «شما از من مي خواهيد كه پيروزي را به قيمت تبعيض و ستمگري بدست آورم؟ از من مي‌خواهيد كه عدالت را به پاي سياست و سيادت قرباني كنم؟ خير‏، سوگند به ذات خدا كه تا دنيا دنياست چنين كاري نخواهم كرد و به گرد چنين كاري نخواهم گشت. من و تبعيض؟! من و پايمال كردن؟!»
پس مي‌بينيم كه سياست امام در مورد عدالت اقتصادي، سياستي قاطع است كه به خود اجازه نمي‌دهد براي اينكه مردم را به خود جذب كند‏، دست به چنين حربه‌هاي سياسي بزند و با توزيع ناعادلانه ثروت بين مردم و رؤساي قبايل آنها را مطيع و فرمانبردار خود كند. حتي با كوچكترين بي‌عدالتي به مبارزه بر مي‌خيزد. و مي‌بينيم كه درباره اموال فراوان بيت‌المال كه عثمان به بعضي از خويشاوندان خود بخشيده بود‏، ابن عباس مي گويد: روز دوم خلافت در سال 35 هجري اين سخنراني را ايراد فرمودند: «به خدا سوگند! بيت المال تاراج شده را هر كجا كه بيابم به صاحبان اصلي آن باز مي گردانم، گر چه با آن ازدواج كرده، يا كنيزاني خريده باشند‎؛ زيرا در عدالت گشايش براي عموم است، و آن كس كه عدالت بر او گران آيد، تحمل ستم براي او سخت تر است.»
عدل علي (ع) حكم مي‌كند كه بيت المال براي همه مردم تقسيم شود و هر كدام از آنها سهمي مساوي از بيت المال داشته باشند. چنانچه حضرت مي فرمايند: «سرمايه و بيت المال مسلمين براي دورترين نقاط کشور بايد همان قدر تقسيم شود که براي نزديک‌ترين نقاط تقسيم مي شود.»
براي اينكه بتوانيم معناي واقعي عدالت اقتصادي را از منظر علي (ع) درك كنيم بايد در عدالت آن حضرت در تقسيم يك نان تاملي داشته باشيم:
«مقداري از اموال عمومي را خدمت حضرت علي (ع) آوردند، مردم براي گرفتن آن هجوم کردند، امام براي آنکه حيف و ميلي پيش نيايد با طناب، دور اموال مانعي ايجاد کرد و فرمود: از اموال فاصله بگيريد. سپس خود امام تمام اموال را ميان نمايندگان قبايل تقسيم نمود، در پايان کار نگاه حضرت به ناني افتاد که در يکي از ظرف ها باقي مانده بود. امام دستور داد اين نان را همچون تمام بيت المال به هفت قسمت تقسيم نمايند و به هر طايفه سهمي بدهند.»

عدالت علوي‎؛ پرهيز از امتيازدهي
 علي (ع) حاضر نيست به هيچ كس، حتي به برادر فقير خود نيز،  كمترين امتيازي بدهد. حتي با او به شدت برخورد مي كند. چه نيكو است كه اين سخن را از زبان خود حضرت بشنويم:« به خدا سوگند! برادرم عقيل را ديدم كه به شدت تهيدست شده و از من درخواست داشت تا يك من از گندم‌هاي بيت المال را به او ببخشم. كودكانش را ديدم كه از گرسنگي داراي موهاي ژوليده، و رنگشان تيره شده، گويا با نيل رنگ شده بودند. پي در پي مرا ديدار و درخواست خود را تكرار مي‌كرد. چون به گفته‌هاي او گوش دادم، پنداشت كه دين خود را به او واگذار مي‌‌كنم، و به دلخواه او رفتار و از راه و رسم عادلانه خود دست بر مي‌دارم. روزي آهني را در آتش گداخته، به جسمش نزديك كردم تا او را بيازمايم، پس چونان بيمار از درد فرياد زد و نزديك بود از حرارت آن بسوزد. به او گفتم: اي عقيل! گريه كنندگان بر تو بگريند، از حرارت آهني مي‌نالني كه انساني به بازيچه آن را گرم ساخته است؟‏، اما مرا به آتش دوزخي مي‌خواني كه خداي جبارش با خشم خود، آن را گداخته است؟ تو از حرارت ناچيز مي‌نالي و من از حرارت آتش الهي ننالم؟ و از اين حادثه شگفت آورتر اينكه شب هنگام كسي به ديدار ما آمد، و ظرفي سر پوشيده پر از حلوا داشت، معجوني در آن ظرف بود، چنان از آن متنفر شدم كه گويا آن را با آب دهان مار سمي، يا قي كرده آن مخلوط كردند! به او گفتم، هديه است؟ يا زكات يا صدقه؟ كه اين دو بر ما اهل بيت پيامبر (ص) حرام است، گفت: نه، زكات است نه صدقه، بلكه هديه است.
گفتم: زنان بچه مرده بر تو بگريند. آيا از راه دين وارد شدي كه مرا بفريبي؟ يا عقلت آشفته شده‎، يا جن زده شدي؟ يا هذيان مي‌گويي؟
به خدا سوگند! اگر هفت اقليم را با آنچه در زير آسمان‌هاست به من دهند تا خدا را نافرماني كنم كه پوست جوي را از مورچه‌اي ناروا بگيرم، چنين نخواهم كرد! و همانا اين دنياي آلوده شما نزد من! از برگ جويده شده دهان ملخ پست تر است! علي را با نعمت‌‌هاي فناپذير و لذت‌هاي ناپايدار چه كار؟!. به خدا پناه مي بريم از خفتن عقل و زشتي لغزش‌ها، و از او ياري مي جوييم.»
بنابراين عدالت علي (ع) به گونه‌اي است كه در آن رابطه فاميلي جايگاهي ندارد و آن حضرت به شدت با بي‌عدالتي مقابله مي‌كند چنانكه  حضرت به مامور جمع آوري ماليات سفارش مي کند که به هر منطقه اي رفتي، به خانه کسي وارد نشو در کنار چشمه آبي مسکن کن، زيرا مهمان شدن تو ممکن است در گرفتن ماليات از مردم اثر بگيرد.
در حكومت علي (ع)، شخصيت زدگي باعث بي عدالتي نمي‌گردد و آن حضرت نيز هرگز حاضر نمي‌شوند در اجراي عدالت فضايل و كمالات اشخاص را در نظر گرفته و اجراي حكم كنند. براي درك اين معنا بايد به عدالت در قضاوت آن حضرت توجه و تاملي داشته باشيم:
«در زمان حکومت عمر، شخصي از حضرت علي (ع) نزد قاضي شکايت کرد. دو طرف نزاع در دادگاه حاضر شدند. قاضي که بايد در گفتار و حتي نگاه کردن و نام بردن ميان دو نفر يکسان عمل کند، در اينجا ميان امام و ديگري در نام بردن فرق گذارد؛ امام را محترمانه و با کنيه، ديگري را با اسم و بسيار ساده صدا زد. امام عصباني شد و دادگاه را ترک کرد و فرمود: قاضي عادل نبايد ميان دو طرف دعوا فرق بگذارد، تو بين ما فرق گذاشتي و مرا با احترام خاصي خطاب کردي؛ اين دادگاه اسلامي نيست!»
از نظر مولي علي (ع) بايد در رفتار مديران و مسئولان نيز عدالت جاري باشد‎‎؛ به گونه‌اي كه يك مدير و يك مسئول بايد در نگاه كردن ها و ملاحظات خود نيز مساوات را رعايت كند.  بنابراين مي بينيم كه حضرت به محمد بن ابي بکر، که نماينده امام در مصر بود، فرمان مي دهد: «در تمام ملاحظات و نگاه هاي خود، مساوات را مراعات کن»

 هشدار از بي عدالتي
 در جاي كه بي‌عدالتي جاري است، حضرت با تمام شدت برخورد مي كند.امام در نامه‌‌‌‌‌‌اي به ابن عباس كه از طرف امام فرماندار بصره بود و برحكومت اهواز و فارس و كرمان و ديگر نواحي ايران نظارت داشت چنين مي‌نويسد: «همانا من، به راستي به خدا سوگند مي‌خورم! اگر به من گزارش كنند كه در اموال عمومي خيانت كردي، كم يا زياد، چنان بر تو سخت گيرم كه كم بهره شده، و در هزينه عيال، درمانده و خوار و سرگردان شوي! با درود.»
حضرت بي‌عدالتي را خيانت در حكومت مي‌دانند؛ چنانچه گاهي مردم را مخاطب قرار داده و مي فرمودند: اي مردم کوفه! اگر ديديد که من از شهر شما بيرون رفتم به غير از وصفي که قبلاً داشتم، مثلاً لباس و خوراک من يا مرکب و غلام من عوض شده و در مدت حکومتم يک زندگي مرفه براي خود درست کرده ام، بدانيد که من در حکومت به شما خيانت کرده ام.
عدالت؛ راه كشورداري
تنها راه كشورداري از منظر اين امام بزرگوار‏، اجراي واقعي عدالت است. وقتي ابن زياد بن ابيه كه به جاي عبدالله بن عباس، به فارس و شهرهاي پيرامون آن حكومت  مي‌راند، امام او را در دستورالعملي طولاني‏، از گرفتن ماليات نا به هنگام نهي مي كنند و مي فرمايند: « عدالت را بگستران و از ستمكاري پرهيز كن‏، كه ستم رعيت را به آوارگي كشاند و بيدادگري به مبارزه و شمشير مي انجامد.»
همچنين حضرت در سفارشاتي كه به عمر مي‌كنند، مي فرمايند:« در سه مسئله اساسي دقت كن:
اول: در حدودي كه ميان متخلفان و مجرمان اجرا مي كني ميان افراد هيچ گونه امتيازي در نظر نگير.
دوم: در حال شادي و غضب طبق حكم خدا، حكم كن.
سوم: در تقسيم بيت المال هرگز مراعات نژاد را نكن.»

ولايت فقيه پشتوانه عدالت اجتماعي
نظام جامعه زماني مي‌تواند عدالت را به معناي واقعي كلمه در جامعه بگستراند كه ولايت فقيه زمام امور را به دست بگيرد و نظارت عادلانه براي اجراي عدالت داشته باشد.
در پيامي از حضرت علي (ع) چنين سفارش شده است: «در حوادثي كه پيش مي‌آيد،خودسرانه و عجولانه تصميم نگيريد، حتماَ به فقهاي عادل كه از هوا و هوس دورند مراجعه كنيد تا آنان راه خدا و حكم او را در اين زمينه براي شما بيان كنند.»
حضرت امام رضا (ع) نيز در اين خصوص مي فرمايند: «اگر خداوند براي مردم امام و سرپرستي كه زمام امور را به دست بگيرد و نظارت عادلانه داشته باشد قرار ندهد، نظام جامعه از هم مي‌پاشد.»
و در حديثي ديگر نيز مي‌خوانيم: «فقها، امين پيامبراند و بايد براي استقرار يك نظام عادلانه به آنان مراجعه نمود.»
در واقع ولايت فقيه پشتوانه عدالت اجتماعي است كه مي‌تواند از حق ولايت خويش براي اجراي هر چه بهتر عدالت در جامعه استفاده كند. چنانكه حضرت علي (ع) براي اسب ها زكات و ماليات مقرر فرمودند و همين كه مورد سئوال قرار گرفتند كه پيامبر بر اسب ها زكات قرار ندادند و شما قرار داديد؟ فرمودند: «من بر مومنين ولايت دارم و امسال كه وضع استثنايي پيش آمده، مي‌توانم از حق ولايت خود استفاده كنم و براي تهيه سرمايه بيشتر براي بيت المال، براي اسب‌ها نيز زكات معين كنم.»

سخن پاياني
از آنچه كه گفتيم مي‌توان چنين نتيجه گرفت كه «عدالت» شاخصه مهم نظام اسلامي و تابلوي قسط و عدل در زمينه‌هاي مختلف اقتصادي‏، اجتماعي، فرهنگي و… است. كه اجراي «عدالت» در جامعه باعث اصلاح امر معيشتي اقشار آسيب پذير جامعه مي شود و زمينه بسيار مساعدي را جهت تحقق ارزشهاي ديني فراهم مي‌كند. و اجراي «عدالت» از سوي مسئولين نظام باعث اعتماد مردم به نظام و الگوپذيري آنها از مسئولين نظام خواهد شد. در پايان از خداوند متعال خواهان آنيم كه به تمام مسئولين نظام‏، توفيق اجراي واقعي «عدالت» را در جامعه بدهد تا روزي شاهد رشد و شكوفايي اين نظام اسلامي در جهان اسلام و بين تمام ملل مسلمان بوده و الگويي اسلامي براي آنها باشيم. و ايران را به عنوان مظهر «عدالت» به جهان اسلام معرفي نمائيم. 

منبع:
1- ترجمه نهج البلاغه، محمد دشتي، ناشر: موسسه فرهنگي تحقيقاتي اميرالمومنين، چاپ شانزدهم‏، سال 1382
2- اصول مديرت اسلامي و الگوهاي آن، دكتر ولي الله نقي پور، چاپ نوزدهم، سال 1383
3- نگاهي نو به «سيري در نهج البلاغه»، دكتر سيدفرج الله موسوي، موسسه فرهنگي ثقلين، چاپ اول،مردادماه 1384

استفاده از این مطلب با درج نام نویسنده و ذکر منبع بلامانع است.
  سایر مطالب