تاريخ و انقلاب

شوراي انقلاب؛ تدبير امام براي نهادينه كردن نظام جمهوري اسلامي
به مناسبت 22 ديماه؛ تشكيل شوراي انقلاب اسلامي به فرمان حضرت امام خميني (ره)
سه شنبه 22 ديماه 1388 - 8:12:24 AM
  بزرگنمایی:

نويسنده: عليرضا تاجريان
اشاره:
آنگاه كه زنگ پيروزي انقلاب به صدا درآمد و افق روشن پيروزي جلوه‌گر شد‏، بنيانگذار كبير اين انقلاب نيك مي دانستند كه فرداي پيروزي با تمام حلاوت و شيريني خود‏، آغاز مسيري سخت و دشوار است، نيك مي دانستند كه شيريني پيروزي، طعمه‌‌ي هرج و مرج‌ها و آشفتگي‌ها شده و تا مدت‌ها امور مملكت به سامان نمي‌رسد. اين دغدغه‌ها و آشفتگي‌ها سبب شد كه در گرماگرم اوج گرفتن مبارزات مردم، با پيام بنيانگذار  اين نهضت‏، شوراي انقلاب به طور رسمي با تركيبي از چهره‌هاي شاخص و برجسته نهضت و افراد مورد اعتماد رهبري نهضت شكل بگيرد تا به اقتضاي شرايط انقلاب و با كار ويژه‌ها و اهدافي مناسب با سرعت عمل و تدبير و درايت انقلابي، اوضاع را كنترل نمايد‎؛ به تنهايي در مقام قوه‌ي مقننه قانون گذاري كند‏، با دولت موقت كه قايم مقام قوه‌ي مجريه بود، همكاري كند، در بحران‌هاي پي در پي و مختلف مشاور رهبري باشد و خلاصه مرجع رفع معضلات و عبور از بحران ها باشد.
در اين نوشتار برآنيم تا با بررسي چگونگي تشکيل شوراي انقلاب اسلامي، به اهداف و کارکردهاي اين نهاد انقلابي اشاره اي كوتاه داشته باشيم. همچنين ذكر اين نكته ضروري به نظر مي رسد كه در اين نوشتار تنها، چگونگي تشكيل شوراي انقلاب، اهداف كلي و لزوم تشكيل اين نهاد انقلابي بررسي شده است.

اعلام تشکيل شوراي انقلاب اسلامي
بايد توجه داشت که تشکيل شوراي انقلاب اسلامي در شرايطي صورت گرفت که آتش انقلاب روز به روز شعله ورتر مي گرديد و شاه آخرين تلاش ها را براي استمرار رژيم سلطنت انجام مي داد و قدرت هاي بزرگ در منطقه نيز در پي يافتن راه حل هايي متناسب با منافعشان، بودند. شاه مي خواست که به اصطلاح «عصبانيت» مردم فروکش نمايد. بدين منظور امتيازهايي به مردم داد و با موافقت وي، مجلس شوراي ملي که نمايندگان آن از اعضاي حزب رستاخيز و طرف دار شاه بودند، لايحه انحلال ساواک را تصويب کردند و سپس با بختيار که از اعضاي جبهه ي ملي بود و سابقه ي مبارزات عليه رژيم شاه و مخالفت با آن را داشت و به اصطلاح داراي وجهه ي ملي بود، براي تشکيل کابينه ي دولت موقت موافقت نمود. آمريکا هم تلاش هاي فراواني براي حفظ حکومت شاه انجام مي داد، کوشش داشت با نگهداري بختيار در راس هرم قدرت، به نحوي شعله ي انقلاب را، حتي به صورت موقت، خاموش سازد.
از سوي ديگر نيز برخي از فرصت طلبان که تصور مي کردند در برنامه ي حضر امام خميني (ره) از نظر حکومتي و سازمان دهي امور، نارسايي وجود دارد، مترصد به دست گرفتن امور حکومت پس از سقوط رژيم شاه بودند و بر همين اساس دسته هايي هم اعلام موجوديت کرده بودند.
اما بنيانگذار کبير انقلاب اسلامي، که در تمامي صحنه ها و مراحل مبارزاتي خودشان، با هوشياري، امور را دنبال کرده بودند، با احساس خطر به موقع، ضربات مهلکي را بر پيکره ي رژيم در حال احتضار وارد ساختند و تشکيل شوراي انقلاب يکي از همين ضربات کوبنده بود که رژيم و حکومت بختيار را در موضع انفعالي و در حالت سرگرداني قرار داد.
حضرت امام خميني )ره( در اعلاميه ي 22 دي 1357ه.ش براي نخستين بار  از شوراي انقلاب به طور رسمي و آشکار نام بردند و تشکيل آن را رسماً اعلام کردند و روز 23 دي ماه در اجتماع عظيمي كه مردم به مناسبت گشايش دانشگاه تهران برپا كرده بودند، پيام حضرت  امام خميني (ره) قرائت شد. در قسمتي از اين پيام آمده بود:
«بسم الله الرحمن الرحيم
سلام و تحيت بر ملت قهرمان و شريف ايران، سلام بر شهداي راه حق. اکنون که روز پيروزي ملت شجاع نزديک مي شود، اکنون که خون هاي پاک عزيزان بي گناهي که براي دفاع از حق و حقيقت به دست جلادان خون آشام شاه بر زمين ريخته شده است، باور مي گردد، لازم مي دانم مراتب ذيل را به اطلاع ملت ايران و مردم جهان برسانم:
1- به موجب حق شرعي و بر اساس اعتماد اكثريت قاطع مردم ايران كه نسبت به اينجانب ابراز شده است در جهت تحقق اهداف اسلامي ملت شورايي به نام شوراي انقلاب اسلامي مركب از افراد با صلاحيت و مسلمان و متعهد و مورد وثوق موقتاً تعيين شده و شروع به كار خواهند كرد.اعضاي اين شورا در اولين فرصت مناسب معرفي خواهند شد. اين شورا موظف به امور معين و مشخصي شده است كه از آن جمله مأموريت دارد تا شرايط تأسيس دولت انتقالي را مورد بررسي و مطالعه قرار دهد و مقدمات اوليه آن را فراهم سازد…»(1)
اين نخستين بار بود كه رسماً از سوي رهبر انقلاب تشكيلات و برنامه هاي آينده حكومت اسلامي اعلام مي شد. اين خبر در داخل و خارج از كشور انعكاس وسيعي يافت.
بختيار در واكنش به اعلاميه امام درباره تشكيل شوراي انقلاب‏‎، شروع به رجزخواني نمود: «دولت [من] را شوراي انقلاب اسلامي جارو نخواهد كرد… من خيلي سنگين تر از آنم كه بتوانند مرا جارو كنند. منظورم اين است كه يك دولت را نمي روبند.»(2)
اما تشكيل شوراي انقلاب به مردم كه پيروزي را نزديك مي ديدند، دلگرمي بيشتري بخشيد و در كنار مبارزات ويرانگر، نشانه هاي حركتي سازنده را براي آينده انقلاب آشكار كرد و درست بعد از هفت روز از تشكيل شوراي انقلاب‏، يعني در تاريخ 29 دي‌ماه 1357 ‏، ملت مسلمان و مبارز ايران در راهپيمايي ميليوني خود در اربعين شهادت امام حسين (ع) در همان سال، حمايت و پشتيباني خود را از تشكيل شوراي انقلاب اعلام كردند و بدين وسيله بر حركت پوياي امام خميني (ره)، صحه گذاشتند و اين راهپيمايي نشان داد كه دولت بختيار از پشتيباني ملت و وجهه مردمي برخوردار نيست.
تشكيل شوراي انقلاب به فرمان حضرت امام خميني (ره) علاوه بر متزلزل كردن دولت بختيار، به ظاهر نگراني جناح ها و گروه‌هاي ديگر را هم سبب گرديد. روزنامه‌ گاردين‏، مورخ 26 ژانويه 1979 (5 بهمن 1357) در اين باره چنين نوشت:
«اعلام تاسيس شوراي انقلاب‏، دولت را متزلزل كرده است. رهبران مخالف را نگران كرده است. گفته اند مورد مشورت نبوده ايم. ارتش را بيش از پيش تحريك كرده است...»(3)

لزوم تشکيل شوراي انقلاب اسلامي
حضرت امام خميني (ره) به لزوم برقرار شدن امنيت و آرامش در جامعه كاملاَ واقف بودند و اين امر را مي توانيم در پاسخ ايشان به نماينده‌ي وزارت امور خارجه‌ي آمريكا (در تاريخ 28/10/1357) ببينيم كه فرمودند:«ما براي ساختن مجدد كشور و آباداني مملكت به آرامش نياز داريم…» (4)
همچنين ايشان خطر ناشي از تداوم هرج و مرج و اعاده نگرديدن نظم و امنيت و آرامش و حاكميت قانون را احساس مي‌نمودند‎؛ بنابراين پيش از پيروزي انقلاب دستور تشكيل شوراي انقلاب را صادر كردند و در اعلاميه‌ي مورخ 22 دي ماه 1357 ه.ش به طور رسمي تشكيل آن را اعلام نمودند. تا هم نظم و ترتيب در كشور برقرار شود و هم اين شورا عدم مشروعيت نظام سلطنتي و شوراي نيابت سلطنت و دولت بختيار را اعلام كند و در امور اجرايي انقلاب و انتقال قدرت نيز ايجاد هماهنگي كند.
بنابراين مي‌توان گفت در آن شرايط حساس انقلابي، نبود اين نهاد انقلابي ، قطعاَ ضربه بزرگي به انقلاب وارد مي‌كرد و تشكيل شوراي انقلاب يك گام موثر‏  و راه‌حلي مناسب و  به موقع بود كه مخالفان انقلاب اسلامي، را متحير ساخت و تشكيل اين شورا اولين گام در نهادينه كردن نظام جمهوري اسلامي بود.
در اهميت شوراي انقلاب اسلامي همين بس كه اين نهاد منبعث از رهبري و بازوي مشورتي و اجرايي ايشان بود كه توانست تاثير و نفوذ گروه‌ها و عناصر سياسي غيراسلامي را در حاكميت جمهوري اسلامي به حداقل برساند و اجازه ندهد انقلاب و جمهوري اسلامي از اهداف و آرمان‌هاي خود منحرف  شود و بدين ترتيب بود كه شوراي انقلاب بعد از رهبري انقلاب، بيش‌ترين و مهم‌ترين نقش را در هدايت و هماهنگي امور انقلاب و ايجاد نظم و قانون ايفا نمود و موجب استحكام جمهوري اسلامي و هماهنگي بين مراكز قدرت و تصميم گيري شد.
نهاد «شوراي انقلاب اسلامي» پيش از پيروزي كامل انقلاب اسلامي به منظور هدايت‏، هماهنگي و سازمان‌دهي جريان‌ها، فعاليت ها و نيروهاي انقلابي و انتقال قدرت از نظام شاهنشاهي به نظام جمهوري اسلامي به دستور رهبري انقلاب تاسيس گرديد و پس از انقلاب اسلامي و قبل از تشكيل نهادهاي سياسي و حقوقي جمهوري اسلامي ايران، مديريت جامعه را به عهده گرفت.

هسته اوليه شوراي انقلاب
هسته ي اوليه ي شوراي انقلاب، گروهي پنج نفره از روحانيون به سرپرستي آيت الله مرتضي مطهري بود که از طرف حضرت امام خميني (ره) مسئوليت داشتند که براي شناسايي افراد لازم براي اداره ي مملکت، تلاش کنند. اين گروه پنج نفره عبارت بودند از:  آيت الله مرتضي مطهري ، آيت الله  دکتر سيد محمد حسيني بهشتي، آيت الله سيد عبدالکريم  موسوي اردبيلي ، دکترمحمد جواد باهنر و حجت الاسلام والمسلمين اکبر هاشمي رفسنجاني. 
بعد از تشکيل هسته اوليه شوراي انقلاب، اعضاي پنج نفره اين شوراي با آيت الله محمدرضا مهدوي کني، درباره عضويت ايشان در شوراي انقلاب صحبت کردند، ايشان هم پذيرفت و حضرت امام (ره) نيز با عضويت ايشان موافقت کردند و تعداد اعضاي شوراي انقلاب را به شش عضو رسيد.
بعد از تشکيل هسته اوليه شوراي انقلاب، در جلسات ابتدايي که تشکيل مي شد تصميم بر اين امر گرفته شد که افراد ديگر باتفاق نظر هسته اوليه شوراي انقلاب، اضافه شوند و حتي الامکان ترکيب شورا از اعضاي روحاني و غيرروحاني به نسبت مساوي و نزديک به هم باشد.
از ديگر اعضاي شوراي انقلاب که بعدها به اين شوراها پيوستند، عبارت بودند از : «آيت الله سيد علي خامنه اي ، آيت الله سيد محمود طالقاني ، آيت الله  مهدوي کني ، احمد صدر حاج سيد جوادي ، مهندس مهدي بازرگان ، دکتر يدالله سحابي ، مهندس مصطفي کتيرايي ، سرلشکر ولي الله قرني و سرتيپ علي اصغر مسعودي .»(5) 

اهداف كلي از تاسيس شوراي انقلاب
مطابق ماده ي يك اساس نامه شوراي انقلاب، هدف كلي از تاسيس شوراي انقلاب پاس داري از ثمرات مبارزات آزادي خواهانه و استقلال طلبانه و حق پرستي و جنبش هاي مجاهدانه ملت ايران، اجراي اهداف انقلاب و ايجاد حكومت جمهوري دمكراتيك اسلامي در ايران بود.(6)
هدف كلي ديگري كه مي توان از ماده هفت اساس نامه شوراي انقلاب به دست آورد، رهبري نهضت مردمي  است. اين ماده اشعار دارد:
«در صورت عدم امكان دسترسي به امام خميني به علتي از قبيل مسافرت، بيماري و فوت …، شوراي انقلاب داراي همان اختياراتي خواهد بود كه امام خميني دارا مي باشد.»
حضرت امام خميني نيز در پاسخ به پيام جيمي كارتر- رئيس جمهور وقت آمريكا- در تاريخ 18 دي‌ماه 1357 (8 ژانويه 1979) هدف كلي از تشكيل شوراي انقلاب را اين چنين مي فرمايند:
«تاكيد مي كنم كه اگر بخواهيد آرامش در ايران حاصل شود، راهي جز اين نيست كه نظام شاهنشاهي كه قانوني نيست، كنار برود و ملت را به حال خود باقي نگذارند تا من يك شوراي انقلاب تاسيس كنم از اشخاص پاك دامن براي نقل قدرت، تا امكانات مناسب جهت حكومت مبعوث ملت انجام گيرد.»(7) 
همچنين حضرت امام در جاي ديگري، يعني به هنگام پذيرش استعفاي دولت موقت، در نامه اي به شوراي انقلاب، مسئوليت اجرايي اداره‌ي كشور، تكميل انتقال قدرت و تاسيس نهادهاي سياسي جديد را به عهده‌ي شوراي انقلاب واگذار مي كند. بخشي از متن نامه مذكور، بدين شرح مي باشد:
«… شوراي انقلاب را مامور نمودم براي رسيدگي و اداره امور كشور در حال انتقال و نيز شورا، ماموريت در اجراي امور زير را بدون مجال دارد:
1- تهيه‌ي مقدمات قانون همه پرسي قانون اساسي.
2- تهيه‌ي مقدمات انتخابات مجلس شوراي ملي.
3- تهيه‌ي مقدمات تعيين رئيس جمهور.
لازم به تذكر است كه با اتكال به خداوند متعال و اعتماد به قدرت عظيم الشان، بايد امور محوله را خصوصاَ آن چه مربوط به پاك سازي دستگاه‌هاي اداري و رفاه حال طبقات مستضعف بي خانمان به طور انقلابي و قاطع عمل نمايند.»(8)
نتيجه گيري:
يك نتيجه گيري كلي كه اين نوشتار ما را به آن رهنمون مي سازد اين است كه تشكيل شوراي انقلاب، ناشي از متقضيات و ضروريات جامعه انقلابي و حاكي از درايت و تدبير رهبران نهضت بوده است چرا که وقتي انقلاب به پيروزي رسيد، ساختارها و روندهاي گذشته، كارآيي و مشروعيت خود را از دست داده بودند  و در اين شرايط بود كه تا هنگامي كه ساختارها و روندهاي جديد شكل مي گرفت و جامعه در حال انتقال و گذار بود، بايد نهادي وجود مي‌داشت كه به ساماندهي امور مي‌پرداخت و اين ضرورت به خوبي  در انديشه سياسي بنيانگذار اين نهضت ديده شد و رهبري نهضت با فرمان تشكيل شوراي انقلاب به خوبي توانست كشتي انقلاب را از تلاطم و موج هاي درياي حوادث به ساحل امني هدايت كند.

پاورقي:
1- روزنامه اطلاعات، شنبه 23 دي ماه 57 ؛ به نقل از صحيفه‌ي نور، جلد 4، ص 207
2- مصاحبه شاپور بختيار با فرستاده مخصوص راديوي فرانسه‏، روزنامه اطلاعات، يكشنبه 24/10/57، ص 2
3- نقل از: ابراهيم يزدي، آخرين تلاش ها در آخرين روزها، صص 117-118
4- غلامرضا نجاتي‏، تاريخ سياسي بيست و پنج ساله‌ي ايران، جلد دوم، موسسه خدمات فرهنگي رسا، تهران، چاپ اول، ص 286
5- گفت و گو با مهندس عزت الله سحابي‏، در شوراي انقلاب چه گذشت؟، مجله‌ي ايران فردا، سال هفتم، شماره‌ي 51 بهمن و اسفند 1377، ص 11
6- ر.ك به: ماده ي يك اساس نامه شوراي انقلاب‏، صورت مذاكرات شوراي انقلاب، دفتر اول
7- ابراهيم يزدي، آخرين تلاش ها در آخرين روزها، ص 94
8- نامه امام خميني به شوراي انقلاب درباره‌ي پذيرش استعفاي مهندس بازرگان و وزرا از دولت موقت، مورخ 15/8/1357، روزنامه كيهان 15/8/1358، ص1؛ صحيفه‌ي نور، جلد 10 ( دوره‌ي 22 جلدي)، سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، 1361، ص 147

منبع:
مجيد سائلي كرده ده، شوراي انقلاب اسلامي ايران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، تهران، 1384

 

استفاده از این مطلب با درج نام نویسنده و ذکر منبع بلامانع است.
  سایر مطالب