پيامبر و ائمه اطهار

ولادت برترين موجود عالم امکان
به مناسبت نيمه شعبان؛ سالروز ولادت حضرت قائم (عج)
دوشنبه 4 مرداد 1389 - 8:48:40 AM
  بزرگنمایی:

نويسنده: عليرضا تاجريان
اشاره: نيمه شعبان سالروز ميلاد يگانه منجي عالم بشريت، حضرت مهدي صاحب الزمان (عج) است، همان امامي که صاحب و دارنده علم و حکمت و ذخاير پيامبران است، امامي که ولي مطلق و خاتم اولياء و وصي اوصياء و قائد جهاني و انقلابي اکبر است، همان امامي که چون ظهور کند پرچم پيامبر (ص) را در دست گيرد و دين خدا را زنده و احکام خدا را در سراسر گيتي جاري سازد و جهان را پر از عدل و داد و مهرباني کند، حق هر حقداري را بگيرد و به او دهد، دستگاه حکومت جباران و مستکبران را نابود سازد و خانه خدا را مرکز حکومت انقلابي مهدي (عج) قرار دهد.
آري نيمه شعبان، سالروز ولادت برترين موجود عالم امکان، حضرت مهدي موعود (عج) است، همان فريادرسي که خداوند او را فرستاده است تا به فرياد مظلومان برسد و مستضعفان را ، حاکم بر روي زمين کند. 
در اين نوشتار سعي داريم به بهانه فرا رسيدن نيمه شعبان، از امام منتظر (عج) سخن بگويم، که براي ظهور پرفيض اش لحظه شماري مي کنيم و در عطش ظهور پرفروغش همچون شمع مي سوزيم.

کيفيت ولادت حضرت مهدي (عج) از زبان مبارک حضرت حکيمه خاتون
حکيمه خاتون دختر امام محمد تقي(ع) و عمه امام حسن عسگري(ع) کيفيت ولادت حضرت مهدي (عج) را بدين شرح روايت مي کند:
«روز پنجشنبه، شب نيمه ي شعبان، به منزل برادرم رفتم. هنگام مراجعت، امام عسکري عليه السلام فرمود: «عمّه جان! امشب را نزد ما باش، امشب فرزندي متولّد مي شود که خداوند زمين را به علم و ايمان و هدايت او زنده گرداند». بالاخره ماندم. صبح صادق حالت اضطراب در نرجس خاتون پديد آمد، او را در بر گرفتم، امام عليه السلام فرمود: سوره قدر را بخوان، مشغول خواندن سوره ي قدر شدم، شنيدم که آن کودک در شکم مادر، در خواندن سوره با من همراهي مي کند. در اين موقع پرده اي بين من و آنها افکنده شد، ديگر نرجس را نمي ديدم، از آنجا سراسيمه دور شدم و نزد امام عليه السلام آمدم.
امام حسن عسکري عليه السلام فرمود: برگرد، برگشتم. در نرجس نوري را مشاهده کردم که ديده ام را خيره کرد و امام زمان (عج) را ديدم، رو به قبله به سجده افتاده، سپس دستش را بلند کرده و مي گفت:
«أشْهَدُ أنَّ لا الهَ إلاّ الله، وَحْدَهُ لا شَريکَ لَه وَ انْ جَدّي رَسولُ الله وَ اَنْ ابي اميرَ الْمؤمِنينَ وَصيَّ رَسولُ الله»
بعد يکايک امامان را شمرد تا به خودش رسيد و فرمود:
«اللّهُمَّ اَنْجِزْلي وَ عَدْتَني وَ اتْمَمْ لي اَمْري وَ ثَبِّتْ وَ طَأتي وَ امْلاَء الاْرْضِ بي عَدلاً و قِسْطاً»؛خداوندا وعده نصرت که به من فرموده اي وفا کن و امر خلافت و امامت مرا تمام کن و استيلاء و انتقام را از دشمنان ثابت گردان و زمين را به سبب من از عدل و داد پر کن.
او را نزد پدر بردم، همين که نظرش بر پدر افتاد سلام کرد. حضرت او را به دست گرفت، و زبان مبارک بر دو ديده اش ماليد و در دهان و هر دو گوشش زبان گردانيد و او را بر کف دست چپ نشانيد و دست بر سرش کشيد و فرمود: اي فرزند! به قدرت الهي سخن بگو.
صاحب الامر (عج) استعاذه کرد و فرمود:
«بسم الله الرحمن الرحيم، و نُريدُ اَن نَمُنَّ عَلَي الَّذينَ اسْتُضْعِفوا فِي الارْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِي الارْضِ و نُريَ فِرعَونَ وَ هامانِ وَ جُنودَ هُما مِنْهُمْ ماکانوا يَحْذَرونَ» ؛ اراده ي ما بر اين قرار گرفته است که به مستضعفين، نعمت بخشيم و آنها را پيشوايان و وارثين روي زمين قرار دهيم، حکومتشان را پابرجا سازيم و به فرعون و هامان و لشکريان آنها آنچه را بيم داشتند از اين گروه نشان دهيم.
 پس از آن حضرت عسگري(ع) به من فرمودند: عمه جان او را نزد مادرش ببر تا به او هم سلام کند و بعد او را نزد من بياور. من او را نزد مادرش بردم، چشم باز کرد و به مادرش هم سلام کرد و مادرش جواب سلام را داد و او را به من باز گرداند و من او را نزد پدرش بردم و تحويل دادم.
حضرت عسگري(ع) فرمود: عمه روز هفتم ولادتش نيز بچه را به نزد من بياور. صبح روز 22 شعبان که به خدمت امام رسيدم، روپوش از روي او برداشتم، ولي بچه را نديدم. عرض کردم: فدايت گردم، بچه چه شد؟
فرمود: عمه جان او را به کسي سپردم که مادر موسي فرزند خود را به او سپرد.

نشانه هاي پيامبران خدا در حضرت قائم (عج)
  در روايات آمده است که حضرت مهدي (عج) جميع اوصاف و ويژگي هاي پيامبران گذشته خود را خواهد داشت. امام سجّاد عليه السّلام در ضمن حديثي چند نشانه را بيان مي کند:
«قائم ما داراي نشانه هايي از شش پيامبر است:
1. نشانه اي از حضرت نوح عليه السّلام (طول عمر)
2. نشانه اي از حضرت ابراهيم عليه السّلام (مخفي بودن محلّ ولادتش)
3. نشانه اي از حضرت عيسي عليه السّلام (اختلاف رأي مردم درباره اش و اعتزال او از مردم)
4. نشانه اي از حضرت موسي عليه السّلام (ترس از دشمن و غيبت، که حضرت موسي عليه السّلام از ترس فرعونيان از مصر به مَدْين رفت و مدّتي مخفي بود)
5. نشانه اي از حضرت ايّوب عليه السّلام (گشايش و پيروزي پس از بليّات و گرفتاري)
6. نشانه اي از رسول خدا صلّي الله عليه و آله (قيام به شمشير)
و در بعضي از روايات نشانه اي از حضرت يوسف عليه السّلام نيز ذکر شده و آن زندان است. (شايد منظور دوري او از دوستانش است که به منزله زنداني بودن اوست )

استفاده از این مطلب با درج نام نویسنده و ذکر منبع بلامانع است.
  سایر مطالب