حکايت

شما که عضو گروه 99 نيستيد؟!
جمعه 8 مرداد 1389 - 11:18:40 PM
  بزرگنمایی:

پادشاهي که يک کشور بزرگ را حکومت مي کرد ، باز هم از زندگي خود راضي نبود . اما خود نيز علت را نمي دانست .
روزي پادشاه در کاخ امپراتوري قدم مي زد . هنگامي که از آشپزخانه عبور مي کرد ، صداي ترانه اي را شنيد . به دنبال صدا ، پادشاه متوجه يک آشپز شد که روي صورتش برق سعادت و شادي ديده مي شد .
پادشاه بسيار تعجب کرد و از آشپز پرسيد : چرا اينقدر شاد هستي ؟ آشپز جواب داد : قربان ، من فقط يک آشپز هستم . تلاش مي کنم تا همسر و بچه ام را شاد کنم . ما خانه حصيري تهيه کرده ايم و به اندازه کافي خوراک و پوشاک داريم . بدين سبب من راضي و خوشحال هستم .
پس از شنيدن سخن آشپز ، پادشاه با نخست وزير در اين مورد صحبت کرد . نخست وزير به پادشاه گفت : قربان ، اين آشپز هنوز عضو گروه 99 نيست . اگر او به اين گروه نپيوندد ، نشانگر آن است که مرد خوشبيني است .
پادشاه با تعجب پرسيد : گروه 99 چيست ؟
نخست وزير جواب داد : اگر مي خواهيد بدانيد که گروه 99 چيست ، بايد چند کار انجام دهيد : يک کيسه با 99 سکه طلا در مقابل در خانه آشپز بگذاريد . به زودي خواهيد فهميد که گروه 99 چيست .
پادشاه بر اساس حرفهاي نخست وزير فرمان داد يک کيسه با 99 سکه طلا را در مقابل در خانه آشپز قرار دهند .
آشپز پس از انجام کارها به خانه باز گشت و در مقابل در کيسه را ديد . با تعجب کيسه را به اتاق برد و باز کرد . با ديدن سکه هاي طلايي ابتدا متعجب شد و سپس از شادي آشفته و شوريده گشت . آشپز سکه هاي طلايي را روي ميز گذاشت و آنها را شمرد . 99 سکه ؟ آشپز فکر کرد اشتباهي رخ داده است . بارها طلاها را شمرد . ولي واقعا 99 سکه بود . او تعجب کرد که چرا تنها 99 سکه است و 100 سکه نيست . فکر کرد که يک سکه ديگر کجاست ؟ شروع به جستجوي سکه صدم کرد . اتاق ها و حتي حياط را زير و رو کرد . اما خسته و کوفته و نااميد به اين کار خاتمه داد .
آشپز بسيار دل شکسته شد و تصميم گرفت از فردا بسيار تلاش کند تا يک سکه طلايي ديگر بدست آورد و ثروت خود را هر چه زودتر به يکصد سکه طلا برساند .تا ديروقت کار کرد . به همين دليل صبح روز بعد ديرتر از خواب بيدار شد و از همسر و فرزندش انتقاد کرد که چرا وي را بيدار نکرده اند . آشپز ديگر مانند گذشته خوشحال نبود و آواز هم نمي خواند . او فقط تا حد توان کار مي کرد .
پادشاه نمي دانست که چرا اين کيسه چنين بلايي برسر آشپز آورده است و علت را از نخست وزير پرسيد .
نخست وزير جواب داد : قربان ، حالا اين آشپز رسما به عضويت گروه 99 درامد . اعضاي گروه 99 چنين افرادي هستند : آنان زياد دارند اما راضي نيستند . تا آخرين حد توان کار مي کنند تا بيشتر بدست آورند . آنان مي خواهند هر چه زودتر ” يکصد ” سکه را از آن خود کنند . اين علت اصلي نگراني ها و آلام آنان مي باشد . آنها به همين دليل شادي و رضايت را از دست مي دهند و البته همين افراد اعضاي گروه 99 ناميده مي شوند.

پندها:
يكي از ويژگيهاي رواني انسان علاقه او به زياده طلبي و حركت به سوي ترقي بيشتر است. او در جايي آرام نمي گيرد و همين كه به نقطه اي رسيد دوباره حركت مي كند و به چيزي قانع نمي شود. به تعبيري مي توان گفت كه انسان به زندگي حرص مي ورزد، گويي انسان حريص آفريده شده است.
آري خداوند خود انسان را حريص و آزمند آفريده است آن جا كه مي فرمايد: « همانا انسان حريص آفريده شده است.» (1)
حرص از نوع ميل و علاقه شديد است كه خداوند حكيم و مهربان در وجود آدمي قرار داده است. اصل اين صفت‏ يك موهبت و بخشايش الهي است و نمي تواند ناپسند و بد باشد. حرص و آز مانند موتور روشني در نهاد انسان است كه او را از توقف باز مي دارد و نمي گذارد انسان آرام بگيرد. اين موهبت الهي سبب مي شود يك عطش سوزان و هميشگي در نهاد انسان روشن بماند.
حرص و آز  دو نوع دارد؛ حرص و آز پسنديده و حرص و آز ناپسند.
اگر حرص و آز به چيزهاي خوب و پسنديده باشد خوب است. يعني داشتن علاقه شديد به خوبي ها خوب است؛ مانند: نشان دادن تمايل شديد براي دست يابي به مراتب عالي انساني‏، متوقف نشدن در يك نقطه‏، راضي نشدن به هيچ مرحله اي از مراحل تكامل، علاقه شديد به دانش اندوزي و حرص ورزيدن در انجام كارهاي واجب.
حرص ورزيدن در امور دنيوي، كسب مال از هر راه ممكن، حرص ورزيدن در شهوت و گناهان همه از مصاديق حرص و آز ناپسند و نكوهيده است. بنابراين حضرت امير المومنين علي (ع) در پاسخ به اين پرسش كه :« كدام خواري بدتر است؟» مي فرمايد: آزمندي دنيا.

پاورقي ها:
1- معارج: 19

استفاده از این مطلب با درج نام نویسنده و ذکر منبع بلامانع است.
  سایر مطالب