پيامبر و ائمه اطهار

نگاهي به سيره و ويژگيهاي مکتب امام علي (ع)
دوشنبه 8 شهريور 1389 - 9:58:42 AM
  بزرگنمایی:

نويسنده: عليرضا تاجريان
اشاره: شب نوزدهم ماه رمضان هنگامي كه شمشير ابن ملجم ملعون بر سر امام علي (ع) فرود آمد، آن حضرت با دلي مطمئن فرمود: « به نام خدا و براي خدا و بر دين رسول خدا، به خداي كعبه سوگند كه رستگار شدم.»
و سحرگاه بيست و يكم ماه رمضان سال چهل هجري قمري، امام علي (ع) به ديدار معبود شتافت.
علي بن ابيطالب (ع)، شخصيت کم نظير در علم، ايمان، شجاعت و عدالت دارد؛ بزرگمردي که هنوز صداي عدالتخواهي او در گوش زمان مي پيچد و نسلها را به خروش و حرکت در مي آورد. از امام علي (ع) سخن مي گوييم. او که جز به حق نيانديشيد و جز راه حق را نپيمود و عدالت خواهي با سرشتش آميخته شده بود و با نگاه آرام و چهره مهربانش تسكين خاطر دردمندان بود.
در ميان خاندان پيامبر اسلام (ص)، علي (ع) بزرگ مردي است كه در آيات متعدد قرآن بطور غيرمستقيم، از فضايل و خصلتهاي عاليش سخن به ميان آمده است و عصمت و پاكيش از جانب خداوند و پيامبر اسلام (ص) مورد تاكيد قرار گرفته است اين شخصيت بزرگوار كه در تاريخ اسلام به حد اعلاي عرفان، رشادت، مردم داري و عدالت و تقوي مشهور است، مجموعه اي از ويژگيهاي ممتاز است كه هر صاحب خردي را به وصف و تكريم او وادار مي كند.
در اين نوشتار، نگاهي به سيره و ويژگيهاي مکتب حضرت علي (ع) خواهيم داشت.
عرفان و عبادت امام علي (ع)
هنگامي كه از عرفان و عبادت امام علي (ع) سخن مي گوييم،  هرگز به اين معنانيست كه او،  رهبانيت را پيشه خود ساخته و از اجتماع به گوشه انزوا پناه برده است؛ بلكه حضرت علي (ع) ضمن تماس دايم با مردم و امور حكومتي و سياسي،  منش عارفانه خود را نيز همواره حفظ كرده است.
 امام علي (ع) زمامدار امور مسلمين بود و خزانه عظيم بيت المال مسلمين را در اختيار داشت اما با اين حال در گرماي سوزان شبه جزيره عربستان، شخصا به آباد كردن نخلستان هاي بسيار اهتمام مي ورزيد و درآمد آنها را صرف امور نيازمندان و مستمندان جامعه مي نمود. عشق به مردم و توجه به تقوا و پاكي علي (ع)، ريشه در نگرش عميق او نسبت به زندگي و فلسفه هستي داشت. همچنان كه خود مي فرمود: «دنيا سراي گذشتن است نه سراي ماندن.» 
قدرت و شجاعت امام علي (ع)
قدرت و شجاعت، از ويژگيهاي بارز شخصيت حضرت علي (ع) است. در يكي از آيات قرآن كريم در وصف مومنين آمده است كه آنها در برابر كفار،  شديد و خشمگين هستند و در ميان خود، مهربانترين مردمند.  حضرت علي (ع) مصداق عيني اين صفت الهي است؛ زيردستان علي (ع) به ويژه كودكان بي سرپرست و مستمندان، همواره به او به عنوان پدري مهربان مي نگريستند، اما در صحنه جنگ با كفار و مشركين و دفاع از عدالت و حقوق مظلومين، كسي شجاع تر و قدرتمندتر از علي (ع) نبود.
 در جنگ خيبر، پيامبر اسلام (ص) پس از آنكه فرماندهان سپاه پيامبر در گشودن قلعه خيبر كاري از پيش نبردند، فرمود: فردا پرچم را به كسي مي دهم كه خدا را دوست دارد و خدا و رسول خدا او را دوست دارند.»
 فرداي آن روز پيامبر،  پرچم را به دست امام علي (ع) داد و قلعه مستحكم خيبر بدست تواناي آن حضرت فتح شد.
لطافت روح امام علي (ع)
امام علي (ع) روحيه اي بسيار لطيف و والا داشت جلوه گاه اين وسعت و لطافت روح، خصلتهاي متضادي است كه يكجا در وجود علي (ع) گرد آمده بود و دررفتار و گفتار او تبلور مي يافت.
رهبر معظم انقلاب اسلامي درباره شخصيت درخشان حضرت علي (ع) مي فرمايند: « توازن عجيبي در شخصيت اميرالمومنين است صفات ظاهراً متضاد و ناسازگار در وجود علي (ع)، چنان زيبا در كنار هم جمع شده كه خود يك  زيبايي خاص بوجود آورده است اين صفات در كسي اين گونه با هم جمع نمي شود مثلا رحم و رقت قلب در كنار قاطعيت و صلابت با هم نمي سازد، اما در حضرت علي (ع)، عطوفت و رقت قلب درحد اعلاست. او تنها به كمك كردن اكتفا نمي كند به خانه بيوه زني مي رود كه فرزنداني كوچك دارد، تنورش را روشن مي كند ، نان مي پزد و با دست مبارك خود، غذا در دهان بچه هاي او مي گذارد همين  اميرالمومنين در جنگ نهروان، وقتي كه يك عده انسانهاي كج انديش و متعصب مي خواهند اساس حكومت را براندازند و هيچگونه نصيحتي را نمي پذيرند، قاطعانه به نبرد مي پردازد و از هيچ چيز باك ندارد.»(1)
در يكي از جنگهاي مشركين با مسلمانان در صدراسلام، زورمندترين جنگجوي مشركين بنام عمروبن عبدود با امام علي (ع) روبرو شد و با قدرت تمام با علي (ع) درگير شد حضرت علي (ع) پهلوان مشركين را به زمين زد و چون خواست وي را به هلاكت برساند، مغلوب ميدان، آب دهان خود را به روي آن حضرت انداخت.
امام علي (ع) پس از اين حركت دشمن از جا برخاست. چند قدم از او دور شد و پس از چند لحظه بازگشت و وي را به هلاكت رسانيد در واقع علي (ع) در انجام وظيفه الهي جز به خدا نمي انديشيد و به همين خاطر پس از حركت توهين آميز دشمن، لحظاتي درنگ كرد تا تنها براي خشنودي خدا،  نه از روي انتقام شخصي، انجام وظيفه كند.
عدالت امام علي (ع)
در ساختار حکومتي علي (ع) عدالت يک آرمان دور و دست نيافتني نبود، بلکه برنامه اي تحقق يافتني و كاملا مشهود بود. وقتي از عدالت سخن مي گفت، توده هاي مردم را به آينده اي مبهم دعوت نمي کرد. عدل، روح و جوهره برنامه هاي علي (ع) بود. ايشان به محض آنكه به قدرت دست يافت، تمامي اموال و املاک به غارت رفته از بيت المال را به جايگاه اصلي خويش باز گرداند و فرمود: به خدا سوگند، (اين اموال) اگر جزو مهريه زنان هم باشد، همه را به بيت المال بر مي گردانم.
آن حضرت در تقسيم بيت المال نيز بسيار دقيق بود، تا مبادا حقي از كسي ضايع شود. روزي طلحه و زبير براي درخواست امتيازي بيشتر نزد آن حضرت رفتند. امام آنها را پذيرفت. اما وقتي متوجه شد كه آن دو نفر درخواستي شخصي دارند، چراغ بيت المال را خاموش کرد و بدين وسيله به آنها فهماند كه چقدر در استفاده از اموال عمومي، حساس و دقيق است. همچنين زمانيکه عقيل، برادر آن حضرت، سهمي بيشتر از بيت المال را طلب کرد، امام برآشفته شد و آتش جهنم را به ياد او آورد.
امام در توزيع درآمدهاي عمومي بين مردم، چنان تعجيل مي کرد که اجازه نمي داد جمعه اي بگذرد و اين اموال در خزانه بيت المال بماند. توزيع عادلانه درآمدها و صرفه جويي در هزينه هاي حکومتي، جايگاه مهمي در زمامداري علي (ع) داشت.
حکومتداري امام علي (ع)
كسي نيست كه علي (ع) را بشناسد و از حكومتداري آن بزرگوار متعجب نشود وجود او چنان با عدالت درآميخته بود كه هيچ چيز، حتي خويشاوندي نيز نمي توانست كمترين تاثير بازدارنده اي بر انديشه عدالتخواهانه او بگذارد. رهنمودها و فرامين امام علي (ع) به كارگزارانش نيز معرف خصلتهاي انساني اوست. آن حضرت در توصيه اي به يكي از كارگزاران خود فرمود: «حتي در نگريستن به گوشه چشم و خيره نگاه كردن و اشاره نمودن و درود گفتن به مردمان، يكسان رفتار كن تا مبادا بزرگترها بر ستمكاري طمع ورزند و ضعيفان در دادخواهي از آنان مايوس شوند.»
حضرت علي (ع) حکومت را مقامي دنيوي که حس جاه طلبي انسان را ارضاء کند، نمي دانست. حکومت نزد وي ابزاري براي احياي حقوق مردم و وسيله اي براي رسيدن به هدفهايي ارزشمند بود. ايشان در بياني روشن در خطبه 131 نهج البلاغه مي فرمايد:
« خدايا ! تو مي داني که جنگ و درگيري ما، براي بدست آوردن قدرت و حکومت در دنيا و ثروت نبود، بلکه مي خواستيم نشانه هاي حق و دين تو را به جايگاهش برگردانيم و در سرزمينهاي تو، اصلاح را ظاهر کنيم (اصلاحات كنيم) تا بندگان ستمديده ات در امنيت زندگي کنند.»
يکي ديگر از مهمترين نکات در حکومت علي (ع)، حرکت آن حضرت براساس قرآن و روش پيامبر (ص) بود. چراكه در جامعه اسلامي، قرآن و سنت جايگاهي كليدي در تصميم گيريهاي اجتماعي، سياسي و اقتصادي دارند. تلاش بر محور حق و پنجه افكندن و مقابله با ستمگران زورگو ، اساس برنامه هاي حکومتي آن حضرت بود. در آن زمان، تبعيض و ظلم در ابعاد مختلف خود رسميت يافته و قانوني شده بود. گروهي به افزون خواهي عادت کرده و آن را حق خويش مي دانستند. مردم مظلوم نيز قدرت دفاع از خود را نداشتند. امام علي (ع) در اين شرايط نابسامان، احقاق حقوق مظلومان را در اولويت برنامه هاي خود قرار داد.
حضرت علي (ع) در کنار قاطعيت و اقتدار، از اعمال زور و استبداد پرهيز مي کرد. ايشان در سرتاسر دوران زمامداري، هيچگاه از قدرت خود سوء استفاده نکرد و به زور و ارعاب براي حفظ موقعيت خويش متوسل نشد. ايشان در نامه اي به يکي از کارگزارانش به نام اشعث بن قيس مي فرمايد:
« اين امانتي است که بر گردنت گذاشته شده و ما فوق تو، از تو رعايت حقوق مردم را مي خواهد. مبادا به استبداد و دلخواه خود در ميان مردم رفتار کني.»
از مسائل ديگري که در رأس توجهات حضرت علي (ع) قرار داشت، تقسيم پستها و مسئوليتها براساس لياقت، صداقت و امانت داري افراد بود. آن حضرت معيارهايي چون کارداني، دانايي، خيرخواهي و تواضع و مردم داري را براي منتخبين خود درنظر مي گرفت. چراکه براي ساختن جامعه اي مطلوب، ضابطه و قانون، اصل اساسي است و بر همه روابط و شئون غلبه دارد.
امام علي (ع) فقر و محروميت را عامل مهمي در آسيب رساندن به ارزشها و بروز مفاسد اخلاقي مي داند. به همين دليل ايشان در برنامه هاي حکومتي به عمران و آباداني و بهبود معيشت مردم نيز توجه خاص داشت و اصلاح امور اقتصادي را در اولويت برنامه هاي کارگزارانش قرار داده بود.
اصلاح دين و توجه به امور معنوي از ديگر ويژگيهاي حکومت علي (ع) است. ايشان حتي رسيدن به رفاه اقتصادي را مقدمه اي براي گسترش امور معنوي و اصلاح دين درميان مردم مي دانست. بر اين اساس در خطبه 173 نهج البلاغه در توصيه اي مي فرمايد: « اگر پايه هاي دين را استوار نگه داريد، هيچ خسارت دنيوي به شما آسيب نمي رساند.  درصورتي که دينتان را از دست بدهيد، هرچه از دنيا بدست آوريد، برايتان سودي ندارد.»
مردمداري امام علي (ع)
امام علي (ع) رهبري خويش را با احترام به حيات بشر آغاز کرد، درحالي كه در برابر خداي يکتا و توده هاي مردم متواضع و فروتن بود. علي (ع) با انديشه هاي بلند خود، اوضاع جامعه را سامان بخشيد تا مردم به آساني و در مسيري هموار گام بردارند.
امام علي (ع)، «حق حيات» را پايه اي براي ساير حقوق مي شمارد و بگونه اي از حقوق انسانها سخن مي گويد که برخي گمان مي كنند نخستين ماده حقوق بشر از انديشه هاي علي اقتباس شده است.
 آن حضرت مي فرمايد:« حق، يک امر همگاني است. اگر به سود کسي باشد، بر عليه ديگري نيز خواهد بود. کسي را بر ديگري حقي نيست، مگر آنکه آن ديگري را هم بر او حقي است... »
به عبارتي در تدوين حقوق مردم، بايد به مصالح و منافع عموم توجه كرد و اگر منافع گروه خاصي در نظر گرفته شود، به زيان ساير مردم خواهد بود.
از نگاه امام علي (ع )، «آزادي» انگيزه اي براي تحول و پيشرفت است، لذا هرگز نبايد پايمال شود. علي (ع) بر اين نکته تاکيد دارد که نيروي عظيم هستي، مردم را آزاد آفريده و آنان مختارند که شئون مختلف زندگي خود را انتخاب کنند و از آنچه بدست آورده اند، استفاده ببرند. از نگاه علي (ع) فقط بيان آزادي کافي نيست. بلکه ساختن فرهنگ و جامعه اي که در آن بتوان با آزادي زندگي کرد، بسيار مهمتر است. آن حضرت درباره انتخاب خود به عنوان فرمانرواي جامعه مي فرمايد: « مردم به بيعت من دعوت شدند. هرکس که با من بيعت کرد، پذيرفتم و آنکس که امتناع کرد، به حال خود (آزاد) گذاشتم.»
امام علي (ع) همواره بر رضايت توده مردم تاکيد داشت و مهرباني بر رعيت را در اولويت برنامه هاي حکومتي خود قرار داده بود. از ديدگاه ايشان، مهرباني با مردم در جذب دلها نقش ارزنده اي دارد و باعث مي شود که زمامدار بر قلب مردم حکومت کند. البته جلب رضايت مردم حد و مرزي داشت. آن حضرت خشنودي مردم را تنها درصورتي قابل قبول مي دانست كه حدود و مقررات الهي رعايت شود  بر اين اساس بود که اعتراض کساني که تحمل عدالت را نداشتند، در روش امام تغييري پديد نمي آورد و مي فرمود که اصول حق و عدل را قرباني منافع و خواسته هاي اين و آن نخواهم کرد.
حضرت علي (ع) بر مشارکت فعال مردم در سامان دادن به امور جامعه تاکيد داشت. در نظر ايشان مردم، سرمايه اصلي حکومت و حرکت جامعه به سوي رشد و تعالي هستند.
درحاليكه تامين زندگي محرومان و بينوايان از دغدغه هاي علي (ع) بود. او با آنكه بر پهنه وسيعي از جهان آن عصر حكومت مي كرد، دربرابر فقرا و مستمندان فروتن بود و دلي بسيار رئوف درمقابل آنان داشت. آن حضرت از درد و رنج يتيمان بي پناه متاثر مي شد و گاه از اندوه آنها بشدت مي گريست و آرام نمي گرفت، تا آنكه آنان را در سايه حمايت خويش قرار دهد.
امام علي (ع) معتقد بود که زمامداران نبايد مردم را تحقير کنند و مردم نيز نبايد دربرابر قدرت و شوكت زمامداران، احساس ترس و حقارت كنند. به همين جهت، در حكومت علي (ع)، راه نصيحت و انتقاد از سوي مردم باز بود . امام انتقادهاي سازنده و خيرخواهانه را مي پذيرفت و مي فرمود:
« هرگز گمان مبريد درباره سخن حقي که به من پيشنهاد داده ايد، کوتاهي کنم »
سخن پاياني:
درباره ويژگيهاي امام علي (ع) بسيار مي توان نوشت هر چند در اين مجال اندک و نوشتار کوتاه ، تنها به گوشه هايي از سيره و  ابعاد حکومتي آن حضرت اشاره کرديم  اما ويژگي برجسته علي (ع) آن است که او نه يك فرد، بلكه به عنوان يک مکتب شناخته شده است. صفات او، آينه تمام نماي اسلام است. به همين جهت، علي (ع)، سطح وسيعي از ملتها را مجذوب شخصيت خود ساخته است. اين امر به زمان محدودي اختصاص ندارد و درطول زمان گسترش يافته است.
مسلما عوامل متعددي در بزرگي شخصيت امام علي (ع) نقش دارند. اما ملاک برتري علي (ع) از نوع قهرماني هايي نيست که گذشت زمان، آن را كمرنگ سازد. علي (ع)، از آن رو هدايتگر است و در تاريخ نور افشاني مي كند که همه لحظات زندگيش رنگ الهي داشت. به خاطر خدا مهر مي ورزيد و براي خشنودي او با ظالمان ستيز مي كرد. از آنجا كه دلهاي مردم در اعماق وجود، به حق گرايش دار، مردم علي (ع) را آيت بزرگ حق و مظهر صفات الهي مي يابند و به او عشق مي ورزند. از همين روست كه مهر علي (ع) جاودانه است و آرمانهاي متعالي آن حضرت، در امواج زمان درحركت است تا پيوسته مرزهاي جديدي را فتح کند و نسلها را يکي پس از ديگري با سرچشمه هاي زندگي راستين آشنا سازد.
پاورقي:
1- فرازهايي ازسخنان حضرت آيت الله خامنه‌اي درباره شيوه و سيره حكومت علوي در خطبه‌هاي نماز جمعه تهران در تاريخ دوازدهم اسفند ماه سال ‪1375
 

 

استفاده از این مطلب با درج نام نویسنده و ذکر منبع بلامانع است.
  سایر مطالب