تاريخ و انقلاب

بازخواني فاجعه خونين جمعه سياه
به مناسبت: قيام 17 شهريور و کشتار مردم بي دفاع ايران به دست ماموران ستمشاهي پهلوي
چهارشنبه 17 شهريور 1389 - 9:27:22 AM
  بزرگنمایی:

نويسنده: عليرضا تاجريان
اشاره: « 17 شهريور مكرر عاشورا و ميدان شهدا مكرر كربلا و شهداي 17شهريور مكرر شهداي كربلا و مخالفان ملت‌ها مكرر يزيد و وابستگان او هستند.» (1)
17 شهريور، سالروز کشتار بيرحمانه  ملت بي دفاع ايران، توسط نظاميان رژيم شاه در ميدان ژاله (شهدا)،  است. فاجعه خونين 17 شهريور، به عنوان جمعه سياه و جمعه خونين در تاريخ ننگين ستمشاهي ثبت شده است و بازخواني اين فاجعه خونين، به افشاي چهره واقعي رژيم شاه کمک مي کند.
در اين نوشتار سعي داريم نگاهي گذرا به فاجعه خونين 17 شهريور داشته باشيم و به پيامدهاي اين واقعه مهم تاريخي اشاره کنيم.
نگاهي به وقايع مهم شهريورماه 1357
با آغاز ماه مبارک رمضان، دامنه انقلاب در سرتاسر کشور، گسترش پيدا کرد و تظاهرات مردمي در شهرهاي مختلف ايران، شاه و رژيم طاغوت را هراسان ساخت. حادثه آتش سوزي سينما «رکس» آبادان و موج اعتراضات مردم نسبت به اين وقايع، دولت جمشيد آموزگار را محبور به استعفا کرد. موج اعتراضات مردمي، رژيم شاه را بر آن داشت تا در سياست هاي خود بازنگري کنند تا با سازوکاري جديد و فريب کاري، آرامش را به کشور بازگردانند.
براي آنکه بهتر با فضاي آن روزها آشنا شويم، گزارش خبرگزاري فرانسه و راديوهاي کلن و فرانسه را در اين خصوص مي خوانيم:
«نشانه هاي تازه اي از تغيير قريب الوقوع دولت در تهران به چشم مي خورد. منابع سياسي معتقدند که جمشيد آموزگار مايل است استعفا کند. زيرا توان او براي رويارويي با اوضاع ناآرام و آشفته ايران و اتخاذ تصميم هاي سياسي کافي نيست.
به اظهار اين منابع، جمشيد آموزگار استعفاي خود را به پيشگاه شاهنشاه تقديم داشته است. ولي از وي خواسته شده است که تا پايان سفر هواکوفنگ، صدر هيئت رئيسه حزب کمونيست چين، به ايران در مقام خود باقي بماند.»
بعد از استعفاي جمشيد آموزگار، شريف امامي، قدرت را در دست گرفت. هر چند که شريف امامي با بسياري از روحانيون ميانه رو، روابط دوستانه داشت، اما مردم ايران، با شخصيت او آشنا بودند؛ شريف امامي شخصي بود که 13 سال در راس مجلس سنا، بنياد پهلوي و دهها موسسه بازرگاني به شاه خدمت کرده بود و از کساني چون هويدا، اقبال و علم چيزي کم نداشت و همه جا در فساد و ديکتاتوري رژيم شاهنشاهي، نقشي انکارناپذير داشت. با همه اين اوصاف، شريف امامي به اصرار محمدرضا پهلوي و با اين شرط اينكه شاه در امور كشور دخالت مؤثري نكند، كابينه خويش را تشكيل داد و بلافاصله سياستها و برنامه‏هايي ضربتي براي آرام نمودن مخالفان در پيش گرفت. قمارخانه‏ها و بسياري از اماكن فساد را كه همواره مورد تعرض انقلابيون قرار مي‏گرفت، تعطيل كرد. حقوق كارمندان را بدون توجه به بحران اقتصادي كشور افزايش داد. تاريخ و تقويم برساخته شاهنشاهي را - برغم آنكه خود اندكي قبل نطقي در تمجيد آن ايراد كرده بود - منسوخ نمود. برخي از مقامهاي بالاي سياسي، از جمله منسوبين به فرقه بهاييت را بركنار ساخت، صدها زنداني سياسي را آزاد و وزارت مشاور در امور زنان را از كابينه حذف كرد و اعلام كرد كه انتخابات آزاد بزودي برگزار خواهد شد و قول داد آزاديهاي بيان و قلم و اجتماعات و تاسيس احزاب سياسي مستقل اعمال خواهد گرديد، با مخالفان مذاكره خواهد شد، امور مذهبي و اوقاف مورد توجه ويژه دولت قرار مي‏گيرد و مقرراتي براي برخورد با فساد مالي خانواده سلطنتي وضع خواهد گشت و ... .
خبرگزاري آسوشيتدپرس، انتصاب شريف امامي را به نخست وزيري ايران، اين چنين گزارش مي کند:
«امروز (5 شهريور 1357) ، جعفر شريف امامي، شصت و هشت ساله، به عنوان نخست وزير ايران منصوب شد. شريف امامي در نخستين اعلاميه خود گفت که دولت وي اصول مذهبي را رعايت خواهد کرد و اجتماعات مذهبي و قوانين اسلامي را مورد احترام قرار خواهد داد.
شريف امامي در اولين اعلاميه خود به تضادهاي سياسي پايان داد و اعلام کرد که مخالفين مي توانند از يک انتخابات آزاد برخوردار باشند و در احزاب سياسي قانوني شرکت کنند. زماني که شاه ايران حزب رستاخيز را به عنوان تنها حزب اين کشور اعلام داشت، تمامي فعاليت هاي احزاب ديگر را ممنوع کرد. بر اساس تعهداتي که نخست وزير جديد کرده، به غير از حزب کمونيست، احزاب سياسي ديگر مي توانند وجود داشته باشند و در ايران به فعاليت بپردازند.»
خبرگزاري فرانسه نيز، در گزارشي ، به برنامه ها و سياست هاي شريف امامي مي پردازد:
 «در حالي که نخست وزير جديد مردم را به يک اتحاد ملي در لواي قرآن، اسلام و قانون اساسي دعوت مي کند، به نظر مي رسد که ايران چرخش چشمگيري به سوي اسلام و سلطنت مشروطه مي کند. کارت برنده شريف امامي دعوت به حفظ احترام اسلام و اصول آن است که خود الهام بخش قانون اساسي است. اولين تصميم وي مبني بر کنار گذاشتن تقويم شاهنشاهي و برگزيدن تقويم اسلامي در ايران با اهميتي ويژه تلقي شده است.»
اين خبرگزاري همچنين در گزارشي، با اشاره به مصاحبه شاه، از اشتباهات شاه  پرده برمي دارد:
« شاهنشاه ايران، طي مصاحبه اي که ديشب از شبکه اول تلويزيون فرانسه پخش شد، فرمودند که در گذشته اشتباهات و سهل انگاري هايي در ايران شده است، ايشان توضيح دادند که تغيير دولت در جهت سياست آشتي است.»
خبرگزاري پارس نيز در گزارشي ويژه دلايل شاه را از روي کار آمدن شريف امامي مطرح مي کند:
« به نوشته روزنامه فايننشيال تايمز، شاه ظاهراً چهار دليل اصلي براي ايجاد فضاي سياسي آزادتر دارد. 1- ايجاد شرايط مناسب براي جانشيني وليعهد. 2- نارضايتي آشکار آمريکا از پرونده شاه در زمينه حقوق بشر. 3- دست آوري تجربه سياسي جديد پس از شکست سياست دو حزبي و تک حزبي. 4- نياز به ايجاد روزنه اي جهت حل مسايل سياسي.»
با روي کار آمدن شريف امامي که شعار «دولت آشتي ملي» را مطرح کرده بود، رژيم طاغوت سعي داشت اوضاع را کنترل کرده و از خشم و نفرت عمومي بکاهد، اما، هوشياري حضرت امام خميني (ره)‌ باعث شد كه ايشان، طي پيامي خطاب به ملت ايران نقشه رژيم را رسوا و مردم انقلابي را بيش از پيش آگاه و خروشان نمايند. در ادامه به قسمتي از پيام حضرت امام خميني (ره) اشاره مي کنيم:
قسمتي از پيام امام خميني (ره) به ملت مسلمان ايران بعد از انتصاب شريف امامي به نخست وزيري
« در اين موقع حساس تاريخ ايران، شاه به وسيله کارشناسان خود دست به توطئه خطرناکي زده است که با اندکي سستي و تغافل، ملت ايران بايد از به دست آوردن آزادي و استقلال و حقوق بشر مايوس شود و خود را براي همه نوع اختناق و شکنجه و قتل و غارت مهيا کند و اسلام بايد از احکام نوراني خود چشم بپوشد. تبديل مهره اي که از اول با اسلحه فريب و رياکاري وارد ميدان شده است به امر شاه، توطئه عليه ملت و شکستن نهضت اسلامي است… در محيطي قمارخانه ها را به خاطر احترام به اسلام مي بندند که تمام مراکز فحشا به قوت خود باقي و بر خلاف مقررات اسلامي و آيات قرآني، ستمکاري و قتل و غارت امري عادي براي دژخيمان شاه شده است. در محيطي گفته مي شود که آزادي داديم که بهترين فرزندان عزيز اسلام و ايران در حبس و زير شکنجه شاهانه و در تبعيد به سر مي برند. در محيطي دم از احترام علماي اسلام مي زنند که علماي اسلام در حبس غيرقانوني و در تبعيدگاهها، بدون مجوز، به سر مي برند و اشخاصي دم از تعظيم شعائر مذهبي و احترام به روحانيت و احکام اسلام مي زنند که در طول اين قرن شريک جرم دستگاه بوده و قوانيني که بر خلاف احکام اسلام بوده تصويب کرده اند.
ملت ايران از اين رژيم و تمام مهره هاي آن که خدمت صادقانه به جنايتکار اصلي نموده و مفتخر به آن هستند متنفر و آنها را لايق هيچ مقامي نمي دانند. آنان در محيطي احترام به روحانيون و اسلام را اعلام نموده اند که اکثر مساجد سرتاسر ايران را بسته و خطبا را از گفتار ممنوع کرده اند. در محيطي حکومت آشتي ملي را اعلام مي کنند که توپها و تانکها و مسلسلها توسط ارتش و ساير ماموران در شهرستانها مشغول سرکوبي ملتي است که حقوق اوليه بشر و اجراي احکام اسلام را خواستار است.
… خواست ملت را بايد از تظاهراتي که در اين چند ماهه مي شود، به دست آورد. عموم ملت در تظاهرات خود مي گويند ما شاه و سلسله پهلوي را نمي خواهيم. خواست ملت اين است، نه وعده پوچ احترام به علما و نه بستن موقت قمارخانه ها و نه امر بي ارزش به کار بردن تاريخ اسلام به طور فريبکارانه و موقت… ملت ايران بايد بداند که هيچ روحاني با دولت ظلم و يا اشخاص ستمگر که قرآن و احکام را به بازي گرفته اند، آشتي نمي کند و نمي تواند بکند. آشتي کردن مسلط کردن دژخيمان شاه بر مال و جان و ناموس ملت است که آن را از بالاترين معصيت هاي کبيره است که روحاني هر که باشد نمي تواند مرتکب شود و نخواهد مرتکب شد. جناح هاي سياسي و جبهه ها و نهضت ما نخواهند آشتي کرد و نمي توانند آشتي کنند که آشتي به اسارت کشيدن ملت و از دست دادن مصالح کشور است و سياسيون چنين ننگي را نخواهند مرتکب شد …»(2)
زماني که مردم ايران، از نقشه شوم رژيم پهلوي، آگاه شدند، به نداي حضرت امام خميني (ره) لبيک گفتند و همچنان بر اعتراضات خود افزودند. نه تنها ملت ايران در داخل کشور به پا خاستند و اعتراض کردند بلکه دانشجويان خارج از کشور نيز فرياد اعتراض خود را به گوش آمريکا و دست نشانده آن؛ محمدرضا شاه رسانند.
يونايتدپرس در روز 10 شهريور ماه، از تجمعات دانشجويان ايراني در خارج از کشور خبر داد:« روز جمعه، نزديک به دويست دانشجوي ايراني که فرياد برکناري شاه سر داده بودند در يک جنگ تن به تن با پليس لوس آنجلس درگير شدند. بيش از يکصد و بيست تن از ايران دانشجويان دستگير شدند.
سپس حدود پانصد تن از دانشجويان ايراني محلي مشرف به ساختمان روزنامه لوس آنجلس تايمز را اشغال کردند و رسانه هاي آمريکايي را متهم کردند که در مورد رويدادهاي ايران اخبار نادرست انتشار مي دهند. با دخالت افسران پليس، اين تظاهرات به مبارزه اي خونين مبدل شد. به گزارش راديو لندن، شمار زخمي شدگان در اين درگيري به چهل نفر مي رسد.»
در روزهاي بعد نيز موج اعتراضات مردم در داخل کشور و دانشجويان ايراني در خارج از کشور، همچنان ادامه داشت. آسوشيتدپرس در روز 12 شهريور، از اعتراضات دانشجوياني ايران در هند خبر مي دهد:  روز شنبه، نزديک به يکصد و پنجاه دانشجوي ايراني در حالي که نقاب هاي سرخ بر چهره داشتند در خيابانهاي پايتخت هند به حرکت درآمدند و ضمن دادن شعار، خواستار برکناري محمدرضا شاه پهلوي شدند. اين دانشجويان فرياد مي زدند: «مرگ بر شاه فاشيست».
در روز 13 شهريور که مصادف با روز عيد فطر بود، تظاهرات تاريخي و عظيمي برپا شد. خبرگزاري هاي يونايتدپرس و فرانسه، اين تظاهرات تاريخي را اين چنين گزارش مي دهند: « امروز (دوشنبه 13 شهريور )، هزاران تن از مردم مسلمان ايران در خيابان هاي پايتخت به راهپيمايي پرداختند و شعارهاي ضد دولتي دادند. آنها پشتيباني خود را از حکومت اسلامي ابراز داشتند. سربازان مسلح به مسلسل و پليس ضد شورش در نقاط حساس خيابانها مستقر شده بودند تا از دردسر جلوگيري کنند. دهها کاميون پر از سرباز در کنار خيابانها پارک شده بود.
تظاهرکنندگان در منطقه قيطريه به سربازاني که سر راه آنان بودند گل تقديم کردند. شامگاه يکشنبه و صبح دوشنبه اجتماع توده مردم در اطراف مسجد در نظم کامل صورت گرفت. اين اجتماع به مناسبت نماز عيد فطر بود [که به امام حجت الاسلام دکتر مفتح برگزار شد.]»
سوليوان سفير وقت آمريكا در ايران، در مورد اين تظاهرات تاريخي مي‏نويسد:
« نظم و سازمان اين راهپيمايي در عين حال كه موجب تحير و شگفتي ما شد، اين واقعيت را هم آشكار ساخت كه ما تشكيلات و فعاليت مخالفان را دست كم گرفته‏ايم و از منابع اطلاعاتي لازم در ميان گروههاي مخالف بويژه روحانيون و بازاريان برخوردار نيستيم.» (3)
قسمتي از پيام حضرت امام خميني به مناسبت عيد فطر سال 57
حضرت امام خميني (ره)، روز چهارشنبه (15 شهريور)، در پيامي به ملت مسلمان ايران، آنان را به ادامه مبارزه با رژيم طاغوت فرا خواندند؛
« …فطر امسال عيد حماسه و جنبش هر چه بيشتر تمام جناح هاي ملت ايران بود. روزي که رشد فکري و عملي ملت را به دنيا ثابت کرد و پوچ بودن تبليغات بر دامنه مخالفين نهضت را ثابت نمود؛  پيوستگي تمام جناح ها را ثابت کرد؛ خواست تمام ملت را که رفتن شاه و برچيده شدن بساط ظلم و چپاول مرم مسلمان است، با کمال صراحت اعلام نمود.
مردم مسلمان ايران، به دنبال برگزاري نماز عيد، دست به عبادت ارزنده ديگري زدند که آن فريادي کوبنده عليه دستگاه جبار و چپاولگر براي به پا داشتن حکومت عدل اسلام است.
… هرگز ملت مسلمان ايران تن به ذلت نخواهد داد. ملت عظيم الشان ايران! نهضت خود را ادامه داده و هرگز سستي به خود راه ندهيد که نمي دهيد. پس از ماه رمضان، گمان نشود که تکليف الهي فرقي کرده است. تظاهرات کوبنده براي رسيدن به هدف اسلامي عبادتي است که روزها و يا ماهها را در آن اثري نيست. چرا که هدف نجات ملت است… بايد در هر فرصت و براي هر حادثه، اجتماعات خود را هر چه بيشتر در مساجد و محافل و فضاهاي باز عمومي برپا نماييد و از قرآن کريم و عدالت اسلامي دفاع کنيد و هر نغمه اي که مخالف آن است، از هر حلقومي بيرون آيد، شيطاني و به نفع ستمکاران حاکم و به ضرر اسلام و ميهن است و به حرف هاي فريبنده شاه و دولت و طرفداران اندک آنان گوش ندهيد که جز براي به دست آوردن فرصت شيطاني چيزي نيست… اين چه آزادي است که سانسور مطبوعات هنوز به حال خود باقي است و از نشر مسايل اساسي و حياتي ملت شديداً جلوگيري به عمل مي آيد و حکومت شبه نظامي در سراسر ايران بر پاست. مردم ايران هرگز زير بار شهرباني شاه نمي روند و به اعتراضات قانوني خود ادامه خواهند داد… شاه و دولت او که قيام مسلحانه بر ضد ملت حق طلب و بر ضد قانون اساسي و بالاتر بر ضد احکام آزادي بخش اسلام نموده اند قهراً خائنند و اطاعت از آنان اطاعت از طاغوت است. به آنان مجال ندهيد و با اعتصاب و اعتراض دنيا را از اعمال وحشيانه آنان آگاه کنيد…»(4)
جمعه سياه
در 16 شهريور نيز بزرگترين تظاهرات مردمي بر عليه رژيم شاه، شکل گرفت و در تهران نزديک به يک ميليون تن فعالانه در آن شرکت کردند و در همين روز بار ديگر اعلام شد که صبح روز بعد، (يعني 17 شهريورماه ) در ميدان و خيابان ژاله (شهدا)، تجمع صورت خواهد گرفت.
 در اولين ساعات جمعه 17 شهريور ماه، رژيم شاه توسط ارتشبد غلامعلي اويسي فرماندار نظامي تهران اعلام حكومت نظامي كرد. متن اعلاميه شماره يک فرمانداري نظامي تهران و حومه به اين شرح بود:
« دولت شاهنشاهي ايران به منظور ايجاد رفاه و برقراري نظام از ساعت شش صبح روز جمعه هفدهم شهريورماه 1357 مقررات حکومت نظامي را به مدت شش ماه در بعضي از شهرهاي کشور اعلام نموده و اين جانب به سمت فرمانداري نظامي تهران و حومه منصوب گرديده ام. علي هذا، از کليه اهالي محترم تهران و حومه انتظار دارم از انجام هر گونه عملي که مغاير با مقررات و قوانين حکومت نظامي باشد خودداري نمايند. بديهي است متخلفين از مقررات، برابر قانون، تحت تعقيب قرار خواهند گرفت. ساعت منع عبور و مرور از ساعت بيست و يک تا پنج صبح تعيين مي گردد.»
مردم انقلابي ايران، صبح روز جمعه (17 شهريور) در ميدان ژاله (شهداي كنوني)‌ تجمع كردند و ناگهان با ديدن تانك‌ها و زره‌پوش‌هاي نظامي و مأموران مسلسل به دست حكومت نظامي غافلگير شدند. مأموران مسلح پس از چند بار اخطار از زمين و هوا جمعيت را ناجوانمردانه هدف رگبار قرار دادند و مردم بي‌گناه را به خاك و خون كشيدند. نکته قابل توجه که ذکر آن مهم به نظر مي رسد، اين است که رژيم ستمگر پهلوي در روز 17 شهريور، به هيچ عنوان قصد پراکنده ساختن تظاهرکنندگان را نداشت بلکه مي خواست مردم بي دفاع را از بين ببرد. شايد به همين دليل بود که رسانه‏هاي رژيم بويژه راديو، تنها ساعت‏6 صبح خبر اعلام حکومت نظامي را پخش کرد و مردم تا اين ساعت از اعلام حکومت نظامي خبر نداشتند.
گوزيچكين، سفير وقت‏شوروي، در خاطراتش در اين خصوص  مي‏نويسد:
«هدف دولت ‏به هيچ‏وجه متفرق ساختن تظاهركنندگان نبود، بلكه مي‏كوشيد همه كساني را كه در تظاهرات شركت داشتند يكجا از ميان بردارد.»(5)
آسوشيتدپرس اين گونه از جمعه خونين 17 شهريورماه، گزارش مي دهد: «پس از دو ساعت زد و خورد در شرق تهران، کاميون هاي پر از کشته شدگان و مجروحين از صحنه زد و خورد خارج شدند. مقارن ظهر امروز، آرامش در شرق تهران برقرار شد. بسياري از تظاهر کنندگان در نتيجه اصابت گلوله به زمين افتادند و در خون غوطه ور شدند. به موجب آخرين برآوردهاي غيررسمي، تعداد کشته شدگان دست کم به يکصد نفر بالغ مي شود.»
خبرگزاري فرانسه نيز عصر جمعه سياه 17 شهريور را اين گونه گزارش مي کند: « در ساعت چهار بعد از ظهر به نظر مي آمد که هيچ کانون مقاومتي در تهران باقي نمانده است. ظاهراً، ارتش پايتخت را زير نظر داشت. ولي، هنوز صداي تيراندازيهاي پراکنده به گوش مي رسيد. تا ظهر جمعه، شمار کشته شدگان مشخص نشده بود. گفته مي شد فقط در ميدان ژاله حدود شصت نفر کشته شده اند.
نيروهاي ارتش در چهارراهها مستقر هستند و سربازان همه جا را زير نظر دارند. در مرکز شهر –خيابان ويلا- جوانان از عابرين تقاضا مي کردند که خون خود را براي مجروحين متعددي اهدا کنند که تحت عمل جراحي بودند.»
هر چند که فاجعه خونين 17 شهريور، به عنوان جمعه خونين و جمعه سياه در تاريخ ننگين ستمشاهي باقي ماند، اما همين حادثه نقطه عطفي جهت افزايش خشم و اعتراض ملت ايران و رسوايي بيش از پيش رژيم ستمشاهي گرديد و انقلاب اسلامي را به پيروزي رساند.
قسمتي از پيام حضرت امام خميني (ره) به مناسبت کشتار مردم در هفدهم شهريور
« ملت شريف و شجاع ايران! بار ديگر شاه با دستور حکومت نظامي در تهران و ساير شهرستان هاي بزرگ ايران ثابت کرد که پايگاهي در ميان ملت ندارد اعلام حکومت نظامي محيطي آرام، به اقرار راديو و مطبوعات ايران، که راهپيمايي با کمال آرامش در آن انجام مي گرفت، نه تنها قانوني نيست بلکه جرم است و دستور دهنده آن مجرم. شاه براي به رگبار بستن مردم بي دفاع و مظلوم هيچ بهانه اي را بهتر از حکومت نظامي نديد. روزهاي اخير، تهران و ساير شهرستانهاي مهم ايران براي اظهار مظلوميت و مخالفت با مجرمي که سي و پنج سال بر مقدرات آنان سلطه دارد و جنايات و خيانتهاي او در کشور و مخالفت هاي او با قانون اساسي واضح است، شاهد راهپيماييهاي آرام بود. اظهار مخالفت با مجرمي که تمام هستي ملت را به باد داده است، از طرف کساني بود که در حد عالي شعور سياسي و ديني بودند. به طوري که حاضر شدند ارتش را گلباران کنند. ولي دولت آشتي ملي آنان را به عنوان شعار بر خلاف قانون اساسي محکوم نمود و حال آنکه شعار آنان بر ضد قانون اساسي شکن يعني شاه بود…
چهره ايران امروز گلگون است و دلاوري و نشاط در تمام اماکن به چشم مي خورد. آري، اين چنين است راه اميرالمومنان علي (ع) و سرور شهيدان امام حسين (ع)، اي کاش خميني در ميان شما بود و در کنار شما در جبهه دفاع براي خداي تعالي کشته مي شد.
ملت ايران! مطمئن باشيد که دير يا زود پيروزي از آن شماست…
اکنون، به بهانه هاي پوچ دست به حبس و تبعيد تازه زده اند و مي زنند، بايد علما و روشنفکران ملت در زير چکمه دژخيمان خرد شوند تا کسي خيال آزادي به خود راه ندهد. شما اي ملت محترم ايران که تصميم گرفته ايد خود را از شر رژيم شاه خلاص گردانيد و در رفراندمي که در سوم و چهارم شوال در برابر ناظران سراسر جهان انجام داديد، به دنيا نشان داديد که رژيم شاه جايي براي خود در ايران ندارد؛… مطمئن باشيد که هيچ قدرتي نمي تواند با شما که بيداريد و به پا خاسته ايد روبه رو شود.
ارتش وطن خواه ايران! شما ديديد که ملت با شما دوست و شما را گلباران مي کند و مي دانيد که اين چپاولگران براي ادامه ستمگري شما را آلت قتل برادران خود قرار داده اند. به ديگر برادران ارتشي خود که شاه را رها کرده اند و در پشتييباني مردم به دشمن حمله نموده اند بپيونديد و به پا خيزيد و نگذاريد ملت شما نابود و برادران و خواهران شما به خاک و خون کشيده شوند. نام خود را در تاريخ که به سود ملت ايران به راه خود ادامه مي دهد هر چه زودتر ثبت کيند و ريشه خيانت و ظلم را بکنيد. شما اي علماي بزرگ اسلام و سياسيون بزرگ که از فشار شاه هراسي به دل راه نمي دهيد، نشانه اعتماد و قوت روحيه ملت هستيد و در اين موقع فشار حساس نه تنها بايد استقامت کنيد، بلکه روحيه عالي مقاومت جامعه را هر چه بيشتر بايد تقويت کنيد و هر چه بيشتر صفوف خود را براي مقابله با دشمن مردم ايران متشکل تر کنيد…»(6)

پاورقي:
1- حضرت امام خميني (ره)
2- صحيفه نور، جلد دوم
3- سوليوان، ويليام و سرآنتوني پارسونز: خاطرات دو سفير، ص 148.
4- صحيفه نور، جلد دوم
5- ولاديمير، گوزيچكين، كا گ ب در ايران، ترجمه اسمعيل زند و حسين ابوترابيان، تهران: نشر حكايت، چاپ چهارم، 1376، ص‏319.
6- صحيفه نور، جلد دوم

استفاده از این مطلب با درج نام نویسنده و ذکر منبع بلامانع است.
  سایر مطالب