اجتماعي

رسيدن به موفقيت، رضايت و آرامش در زندگي در 10 گام
شنبه 29 آبان 1389 - 8:43:27 AM
  بزرگنمایی:

زندگي با ساعت ها و دقيقه ها اندازه گيري نمي شود. بايد آنرا با خاطرات و لحظات سنجيد. وقتي اين جمله را خوانديد چه حسي پيدا کرديد؟
زندگي يا براي ما اتفاق مي افتد يا ما آنرا به چنگ مي آوريم. در اينجا 10 راه عالي براي به چنگ آوردن زندگي و شروع به زيستن در آن به شما معرفي مي کنيم.
1- براي طلب کردن زندگي به خودتان اجازه دهيد. درست است، اجازه بدهيد. شما تنها کسي هستيد که مي تواند تصميم بگيرد که مسئول زندگيش باشد. بااينکه شايد به نظر برسد نبايد اينکار را  بکنيد، اما اين ويرايشگرهاي درونيتان، آن  ضبط صوتي که مدام  بايدها و نبايدها و قوانيني که به شما تعلق ندارد را به شما گوشزد مي کند را خاموش کنيد.
2- زندگي کردن را براي خودتان تعريف کنيد. به آن اندازه اي که به نظر مي رسد سخت نيست. فقط کافي است خودتان را در پايان زندگيتان تصوير کنيد که به عقب نگاه مي کند. دوست داريد در آن زمان خودتان را چطور توصيف کنيد؟
3- دست از زندگي کردن در آينده برداريد. هر زمان که گفتيد “يک روز” يا “هر زمان وقت کردم اينکار را مي کنم”، از خودتان بپرسيد، “چرا الان نه؟” به اين جمله فکر کنيد: “هميشه مي خواستم اما هيچوقت اينکار را نکردم.” کارهايي که هميشه دوست داشتيد را انجام دهيد، همين امروز، همين الان. هر روز صبح زندگيتان را انتخاب کنيد. هر روز براي انجام کاري در آن روز برنامه ريزي کنيد که احساس زنده بودن به شما دست دهد.
4- دور و اطرافتان را با آدم هايي پر کنيد که از زندگي کردن لذت مي برند. آنها مطمئناً فهميده اند چطور بايد زندگي کنند و از زندگي کردن لذت ببرند. چرا نبايد با اين آدم ها بگرديد؟
5- ناراحتي، درد و عصبانيتتان را زمين بگذاريد. حمل کردن آنها با خودتان فقط زندکيتان را سخت تر مي کند  و نمي گذارد از زندگي لذت ببريد. هيچ فايده اي برايتان ندارد و همه خوشبختيتان را هم مي دزدد.
6- بگذاريد بازنده ها برنده شوند. درمورد چيزهايي که برايتان اهميت ندارند بحث نکنيد، مگراينکه واقعاً تهديدي برايتان تلقي شوند. بگذاريد کسانيکه چيزي براي ثابت کردن دارند آنچه که لازم دارند را اثبات کنند. چرا بايد زندگيتان را  در تلاش براي درست کردن اشتباهات آنها هدر دهيد؟
7- انرژي توليد کنيد. ببخشيد و دوست داشته باشيد بعد نتيجه گيري کنيد. اکثر نتيجه هايي که به آن مي رسيم نه تنها اشتباه هستند بلکه منفي اند. نتيجه گيري هاي منفي ما را به حالت دفاعي مي کشاند. قرار گرفتن در حالت دفاعي زندگي کردن نيست. پنهان شدن از آن است.
8- نشانه هاي فيزيکي زماني که رابطه مغز و قلبتان قطع مي شود را بشناسيد. وقتي براي خودمان افسوس مي خوريم يا نسبت به احساسات ديگران کور مي شويم خودمان مي فهميم. مي توانيم به ياد بياوريم که وقتي بدرفتاري کرديم چه حس فيزيکي داشتيم. بايد اين نشانه ها را بشناسيد تا بتوانيد آن رفتارها را متوقف کنيد.
9- ريسک هاي کوچک کنيد که به طرق مختلف مرزهايتان را گسترده تر مي کند. لذت زندگي در ياد گرفتن چيزهايي است که با مهارت هاي ما در ارتباط است. وقتي کمي از نظر عقلي، فيزيکي يا احساسي خودمان را گسترش مي دهيم، رشد مي کنيم. زندگي کردن يعني رشد کردن. حتي تک تک سلول هاي شما اين را مي دانند.
10- براي افراد يا مکان هايي که برايتان مهم  است ارزش قائل باشيد و از آنها حمايت کنيد. کار ما زندگي ما نيست. فقط بخشي از آن است. اجازه بدهيد کسانيکه برايتان اهميت دارند در اولويت زندگيتان باشند و به همه اين را نشان دهيد. شماره 1 و 2 را دوباره بخوانيد.
ما با هرآنچه که داريم وارد زندگي مي شويم. زندگي ما متعلق به ماست. زندگي شما فقط آنچه که برايتان اتفاق مي افتد نيست، اين شماييد که مي توانيد آنرا خلق کنيد.
 
گردآوري: گروه اينترنتي تاجريان

استفاده از این مطلب با درج نام نویسنده و ذکر منبع بلامانع است.
  سایر مطالب