سياسي

جنگ رواني در عرصه ارتباطات
پنجشنبه 11 خرداد 1385 - 8:21:33 AM
  بزرگنمایی:

نويسنده: عليرضا تاجريان

وسايل ارتباطي نقش بسزايي در جنگ رواني ايفا مي کنند. راديو، تلويزيون، روزنامه، اينترنت، شبکه هاي ماهواره اي و… از جمله وسايل ارتباطي هستند که دشمن براي جنگ رواني به کار مي گيرد و انتخاب هر کدام از اين وسايل ارتباطي به 1- ذوق ها، عادات و رسوم جوامع مخاطب و 2- فرصت تحليلگر جنگ رواني براي به انجام رساندن يک وظيفه خاص بستگي دارد. بنابراين در اين نوشتار چند مورد از اين وسايل ارتباطي را مورد بررسي قرار مي دهيم:

1- راديو و تلويزيون: راديو و تلويزيون  از رسانه هايي است که به طور روزانه به پخش چندين ساعت برنامه اقدام مي کنند و براي تاثيرگذاري بر اذهان افراد، به مبارزه اي بي امان دست مي زنند و از امتيازات مهم اين رسانه ها اين است که مي توانند ميليون ها تن از افراد را حتي آنهايي که خواندن و نوشتن را نمي دانند، وادارند تا به تبليغات اين رسانه ها گوش کنند. از سوي ديگر اين رسانه ها، ارزانترين وسايل ارتباطي براي اهداف عمليات رواني محسوب مي شوند و از قابليت دريافت بالايي نيز در بين مخاطبان برخوردارند.
از جمله راديوهايي که به جنگ رواني عليه ايران اسلامي دست مي زنند، مي توان به راديو فردا، راديو صداي آمريکا و … اشاره کرد که اين راديوها مستقيماً به هزينه کنگره آمريکا و تحت نظر «سيا» اداره مي شوند.
شبکه‌هاي خبري تلويزيوني «بي.بي.سي» و «سي.ان.ان» نيز از جمله شبکه هاي خبري هستند که از سوي آمريکا و رژيم صهيونيستي حمايت مالي مي شوند بنابراين سياست اول اين شبکه هاي خبري ايجاد يک موج تبليغاتي و جنگ رواني عليه جمهوري اسلامي است که براي اين منظور از هيچ دروغ و سانسور خبري اجتناب نمي ورزند. براي مثال  شبکه‌هاي «سي.ان.ان» و «بي.بي.سي» در روز 22 بهمن سال گذشته تصاوير راهپيمايي مردم ايران و سخنان رئيس جمهوري اسلامي ايران را به طور زنده و مستقيم پخش مي کردند اما همزمان با آغاز اظهارات دکتر محمود احمدي‌نژاد در خصوص هولوکاست و رژيم صهيونيستي، پخش مستقيم را قطع کردند و در اقدام بعدي نيز با سانسور خبري و با پخش اخبار کذب موفق به ايجاد موجي از تبليغات رواني عليه رئيس جمهوري کشورمان شدند.

2- روزنامه ها و مجلات: روزنامه ها و مجلات از جملات رسانه هاي نوشتاري هستند که دشمن مي تواند مطالب تبليغاتي خود را در آن دنبال کند و به اهداف مورد نظر در جنگ رواني دست يابد. به عنوان مثال دشمن با پي گيري نشريات منطقه اي و محلي در يک و يا دو منطقه که به خوبي انتخاب شده باشند مي تواند روي اين نشريات سرمايه گذاري کرده و تحليلگر تبليغاتي در اين نشريات تعدادي از شخصيتهاي حکومتي را انتخاب کرده و هر کلمه اي که از زبان اين شخصيتها خارج مي شود را دنبال نمايد و با درج اخبار کذب در اين نشريات به اهداف مورد نظر دست يابد.
براي آنکه بهتر با نقش روزنامه ها و مجلات در ايجاد جنگ رواني آشنا شويم به يک مورد از جنگ رواني که مجله «نيويورکر» به آن دست زده بود، اشاره مي کنيم:
سيمور هرش، نويسنده و خبرنگار معروف آمريکايي در مجله نيويورکر، گزارشي تهيه کرده بود که در آن ادعا شده بود که ارتش آمريکا، عمليات محرمانه اي را در خاک ايران انجام داده است تا براي حمله به تاسيسات هسته اي، شيميايي و موشکي ايران آماده شود. 
رخنه کماندوهاي ويژه آمريکا به داخل ايران، در مقطعي توانست جنگ رواني را به راه اندازد، چرا که سيمور هرش نويسنده اي است که با مقامات عاليرتبه آمريکا در تماس بوده و بيشتر تحليل ها و پيش بيني هاي اين نويسنده آمريکايي در جنگ اين کشور با عراق درست بوده است.
بنابراين گزارش سيمورهرش توانست جنگ رواني را در خاک ايران اسلامي دامن زده و تا مدتي توجه تمام رسانه هاي خبري را به اين موضوع معطوف کرده و افکار عمومي را از مسئله استفاده صلح آميز ايران از انرژي هسته اي دور سازد.
با اندک توجهي مي بينيم که شخصي که به اين جنگ رواني دست زده است، خود با «سيا» و «پنتاگون» همکاري داشته و اين گزارش را از طريق مقامات آمريکايي تهيه کرده است پس هدف نويسنده اين گزارش چيزي جز دست زدن به جنگ رواني در خاک ايران نبوده است.

3- عکسهاي جعلي: پيشرفت علمي و فني اين امکان را به دشمن داده است تا بتواند از طريق نيرنگهاي تصويري، تصويري را جعل کرده و به اهداف مورد نظر در جنگ رواني دست يابد.
براي مثال عناصر نفوذي دشمن با سوء استفاده از احساسات پاک هم ميهنان آذري زبان که به کاريکاتور روزنامه ايران، اعتراض کرده بودند و با برگزاري تجمعات خود از اين حرکت تفرقه افکنانه ابراز انزجار مي کردند، توانستند براي مدتي اهداف مورد نظر خود را با ايجاد موجي از جنگ رواني دنبال کنند. يکي از اقدامات دشمن در اين برهه زماني انتشار عکس ها و کاريکاتورهاي ضد آذري بود که عناصر دشمن و منافقين کوردل در بين هم ميهنان آذري زبان پخش مي کردند و با جريحه دار کردن احساسات پاک اين مردم انقلابي قصد داشتند که اين موج جنگ رواني به وجود آمده را گسترش داده و اين حوادث را به يک بحران ملي تبديل کنند. اما هوشياري مردم اين ديار هميشه با انقلاب، نشان داد که هم ميهنان آذري زبان از درايت و هوش سياسي بالايي برخودار بوده اند که پي به نيات دشمن که همان ايجاد جنگ رواني در داخل خاک ايران اسلامي بود، بردند و به خوبي اين اقدام دشمن را خنثي ساختند.

4- فيلم: دشمن به راحتي قادر است تا با کمک تکنولوژي پيشرفته کامپيوتري اقدام به ساخت فيلمي نمايد که در آن صحنه هايي براي فريب افکار عمومي و مخاطب مورد نظر اضافه گرديده و گاه آنچنان اين صحنه ها دلهره آور و ترسناک است که رعب و وحشت را در ميان مخاطبان بر مي انگيزد در حالي که در عالم واقعيت، از وقايعي که در فيلم به نمايش درمي آيد، خبري نيست.
از جمله تبليغات رواني که از طريق فيلم در خاک ايران صورت گرفت مي توان به توزيع دو عدد CD در استان هاي سيستان و بلوچستان و هرمزگان اشاره کرد که در آن يک باند قاچاق کننده مواد مخدر چنان وانمود مي کرد که قاچاق ناشي از بيکاري و بيکاري ناشي از تفاوت گذاري مذهبي در بلوچستان است و در ادامه صحنه هايي از شکنجه چند شيعه نشان داده مي شد و گفته مي شد که اين سزاي کساني است که حق اهل سنت را پايمال مي کنند و در پي آن صحنه اي ديگر نشان داده مي شد که اين قاچاقچيان به دامن امن کشور همسايه پناه مي بردند و در آنجا بي بيم و هراس سعادتمندانه زندگي مي کردند و در نهايت در آن يک مدل از زندگي بي دغدغه که در آن هم عبادت خدا وجود داشت و هم زندگي توام با رفاه به تصوير کشيده شده بود. دشمن به خوبي توانسته بود در اين فيلم اهداف مورد نظر خود را پياده کرده و بر ذهن مخاطب تبليغات رواني خود را انجام دهد.
نمونه بارزي ديگر عمليات رواني دشمن را مي توانيم در حوادث تروريستي تاسوکي و دارزين مشاهده کنيم؛
 در اسفندماه سال گذشته گروهي موسوم به «جندالله» به سرکردگي عبدالمالک ريگي، دست به عملياتي در منطقه تاسوکي در جاده زابل- زاهدان زدند و دست کم 21 نفر از سرنشينان يک دستگاه اتوبوس مسافربري را با رگبار گلوله به شهادت رساندند. در ارديبهشت ماه امسال نيز شاهد حادثه تلخ مشابهي در جاده بم- کرمان بوديم که در آن يک گروه 30 نفره از اشرار مسلح با مسدود كردن كيلومتر 35 جاده بم - كرمان در محور دوراهى جيرفت چهار دستگاه خودرو شامل دو خودروى 206 يك خودروى پژو 405 و يك دستگاه وانت را متوقف كرده و با پياده كردن سرنشينان آن پس از آنكه دستها و دهان آنها را با نوار چسب بستند... تمام سرنشينان اين خودروها را از ناحيه سر و سينه مورد اصابت گلوله قرار دادند و آنان را به شهادت رساندند.
اما آنچه بعد از اين حوادث تلخ و ناگوار پيش آمد، جاي بحث و بررسي دارد. نکته اول اينکه اين حوادث تروريستي به دست گروهي اتفاق افتاده بود که بسيار حقير بوده، چرا که کشتن انسانهاي بي سلاح نه هوش چنداني مي خواهد؛ نه شجاعت نياز دارد و نه نيروي زيادي مي طلبد. وقوع چنين حوادثي فقط نيازمند وقاحت بود که گروه «جندالله» اين وقاحت را در حد اعلا دارا است. نکته دوم اين است که در کنار اين ابلهان حقير، دشمناني نيز وجود داشتند که با برنامه خاصي به استخدام اين مزدوران روي آوردند و برنامه هاي مهمي را نيز در دستور کار خود قرار دادند و به يک سلسله عملياتي رواني در خاک ايران اسلامي دست زنند.
تهيه فيلم از جنايت هاي هولناک اين گروه حقير و پخش آن در بين مردم استان آنچنان بر روي فکر و روان مردم منطقه تاثير گذاشته بود که رعب و وحشت را به ارمغان آورده بود.

5- اينترنت و سايت هاي خبري: شايد به جرات مي توان گفت که دشمن بيشترين سرمايه گذاري را روي اين بخش از وسايل ارتباطي به منظور جنگ رواني انجام داده است. چرا که با گسترش اينترنت، اين ابزار ارتباطي عمليات رواني را در قرن بيست و يکم متحول ساخته است. بنابراين امروزه ما شاهد هستيم که تعدادي بيشماري از سايت هاي خبري فارسي زبان که از سوي دشمن حمايت مالي مي شوند، اهداف مورد نظر دشمن را دنبال کرده و با درج اخبار کذب و شايعات به جنگ رواني دامن مي زنند.
براي آنکه بهتر به اين موضوع پي ببريم، کافي است که به بودجه دولت آمريکا که براي اين منظور اختصاص يافته است، توجهي داشته باشيم؛ در بودجه سال 2006 آمريکا افزون بر 85 ميليون دلار براي راه اندازي شبکه هاي خبري جديد و تقويت بمباران خبري ايران اختصاص يافته است و جرج بوش، رئيس جمهوري آمريکا نيز رسما اجراي چنين سياستي را اعلام کرده است.  خبرگزاري‌هاي آسوشيتدپرس، رويتر، يونايتدپرس، فرانس‌پرس و شبكه خبري سي‌ان‌ان آمريكا و بي‌بي‌سي انگليس پيشاهنگ هجوم خبري در اين زمينه بشمار مي‌روند و نمونه بارز اين عمليات رواني را مي توانيم در سانسور خبري، اظهارات دکتر محمود احمدي نژاد، رئيس جمهوري اسلامي ايران ببينيم. اين رسانه ها به خوبي توانستند با سانسور خبري اظهارات رئيس جمهوري کشورمان يک جوي ناآرام و هياهوي جهاني را بر عليه ايران برپا کنند. اين رسانه ها با بي شرمي تمام اظهارات دکتر محمود احمدي نژاد، را که «مقابله با تفکر رژيم صهيونيستي» بود و ثابت مي کرد که «دوران جريانهاي افراطي نژادپرستانه، اشغالگري و آپارتايد به سرآمده است» را به نابودي جامعه يهودي که قرنها با ايرانيان در مسالمت زندگي کرده اند، ربط داده و با فريب افکار عمومي موجي عظيمي از جنگ رواني را بر عليه ايران اسلامي به راه انداختند.
نمونه اخير جنگ رواني دشمن در اينترنت و سايت هاي خبري را مي توان در حوادث اخير تاسوکي و دارزين مشاهده کرد. متاسفانه در اي حوادث نه تنها رسانه هاي بيگانه و شبکه هاي ماهواره اي نيروهاي اپوزيسيون دشمن را در انجام اين سلسله عمليات رواني کمک کردند بلکه برخي از رسانه ها و سايت هاي خبري داخلي نيز براي آنکه تعداد مراجعين خود را بيشتر کنند، به دشمن در انجام جنگ رواني در خاک ايران اسلامي، ياري رسانند. به عنوان مثال يک سايت خبري بدون توجه به عمق فاجعه اخبار ويژه خود را به اين حوادث ناگوار اختصاص داده و عملاً به عنوان سخنگوي اين تروريست ها عمل مي کرد. اين سايت خبري با پخش فيلم جنايت هاي گروه حقير «جندالله»، نقش خود را در ايجاد جنگ رواني به خوبي ايفا نمود. در اين حوادث شاهد آن بوديم که نيروهاي اپوزيسيون نيز اقدام به پخش برنامه هاي خاصي براي حمايت از اين گروه حقير در شبکه هاي ماهواره اي کردند و باز همان سايت خبري متن مصاحبه مجري اين برنامه ماهواره اي را با عبدالمالک ريگي سرکرده گروه «جندالله» در خروجي سايت قرار داد.
نکته اي که ذکر آن مهم مي نمايد اين است که وقتي تروري صورت مي گيرد، بيش از آنکه خود ترور اهميت داشته باشد، موجي که در جامعه ايجاد مي شود، داراي اهميت است که مي تواند به جنگ رواني گسترده در سطح جامعه دامن زند. متاسفانه در اين حوادث تلخ و ناگوار برخي از رسانه ها و سايت هاي خبري به خوبي نقش خود را در ايجاد اين موج رواني ايفا کردند. هر چند که اين رسانه ها و سايت هاي خبري از اين موضوع غافل بودند و هدفي جز اطلاع رساني نداشتند. اما بهتر آن بود که اين رسانه ها و سايت هاي خبري قبل از انجام هر کاري، به اهداف مورد نظر دشمن در اين حوادث مي پرداختند و با رسالت رسانه اي خود، دشمن را در اين امر ناکام مي گذاشتند.

6- شبکه هاي ماهواره اي: شبکه هاي ماهواره اي نيز از جمله وسايل ارتباطي هستند که دشمن روي آنها حساب ويژه باز کرده و با کمک افراد اپوزيسيون به يک سلسله عمليات رواني دست مي زنند و با پخش صحنه هاي غيرواقعي و با سانسور خبري، به اهداف مورد نظر در جنگ رواني دست پيدا کرده و تمام تاکتيک هاي جنگ رواني را در اين برنامه هاي خود پياده مي کنند تا بيشترين تاثير را روي فکر و روان مخاطب بگذارند و مخاطب را براي انجام کارهاي مورد نظر خود آماده سازند.
براي آنکه به نقش شبکه هاي ماهواره اي در ايجاد جنگ رواني بهتر واقف شويم، مثالي مي آوريم:
چند هفته پيش شاهد آن بوديم که هموطنان آذري زبان در اعتراض به کاريکاتور روزنامه ايران به برگزاري تجمعات مختلف و ابراز انزجار از اين حرکت تفرقه افکنانه پرداختند در اين ميان عده اي با سوء استفاده از احساسات پاک مرم، با هدايت اين اعتراضات به آشوب و اغتشاش سعي در ايجاد جنگ رواني داشتند.  شبکۀ ماهواره اي گونز (gunaz) از جمله محرکين نا آرامي هاي شهرهاي ترک نشين بود که برنامه هاي خود را از آمريکا ارسال مي کرد و با هدايت آشوبگران، محل هاي آشوب را تعيين کرده و دائما وضعيت اين مناطق را بحراني نشان مي داد. اين شبکه ماهواره اي با دروغ پردازي، سعي در بزرگ نمايي اعتراضات داشت و مردم را به تلاش براي تجزيه طلبي دعوت مي کرد. شبكه ماهواره‌اي گونز كه از طريق ماهواره آمريكايي «تل استار دوازده» پخش مي شد در برنامه هاي خود، هم ميهنان آذري زبان را به راهپيمايي عليه فارس زبان ها دعوت مي کرد. اين شبكه ماهواره اي كه از زمان تاسيس به بحث قوميت ها دامن مي زند فرصت را غنيمت شمرده و اعلام مي کرد که اين دعوت شامل همه شهرهاي مناطق آذربايجان ايران مي شود و خواستار آن بود که همزمان كردها و عرب ها نيز عليه فارس ها دست به راهپيمايي و اعتراض بزنند.
نه تنها اين شبکه ماهواره اي دست به اين اقدام و تبليغات رواني زده بود، بلکه شبکه هاي ماهواره اي ديگر نيز همين سياست را دنبال مي کردند.
اما اين شبکه هاي ماهواره اي و دشمن از يک چيز غافل مانده اند و آن هوشياري مردم ايران اسلامي بود که همواره از انقلاب و آرمان اسلامي آن دفاع کرده و مي کنند. مردم شهرهاي آذري زبان به خوبي توانستند با راهپيمايي عليه عناصر فرصت طلب و اهانت کنندگان، به جنگ رواني دشمن خاتمه بخشند. اقشار مختلف مردم آذري زبان با شركت در راهپيمايي، در اولين اقدام چاپ كاريكاتور موهن عليه ترك زبانان را محكوم کرده و با سردادن شعارهايي از جمله "مرگ برآمريكا"، "مرگ برانگليس" ،"مرگ بر منافق" و "مرگ بر اسراييل"، "آذربايجان بيدار پشتيبان انقلاب است" ، "توهين به آذري‌ها خدشه به وحدت ماست" ، "قلم به دست مزدور عامل استكبار است" و "هامي گرك بير اولسون، اخلالگر نابود اولسون" ( همه بايد با هم شوند تا اخلالگران نابود شوند)  حرکت مشکوک گروه هاي فرصت طلب را براي بهره برداري هاي سياسي از اين موضوع  بي نتيجه گذاشته و از عوامل ايجاد اخلال و آشوب ابراز انزجار کردند.
در اين حادثه ما شاهد بوديم که هم ميهنان آذري زبان به خوبي توانستند پي به جنگ رواني دشمن ببرند و موج عظيم تبليغات رواني آنها را خنثي سازند.

استفاده از این مطلب با درج نام نویسنده و ذکر منبع بلامانع است.
  سایر مطالب