دين و انديشه

سفارش هاي امام علي (ع) درباره مرگ
پنجشنبه 29 بهمن 1388 - 8:56:41 PM
  بزرگنمایی:


نويسنده : عليرضا تاجريان

حضرت علي (ع) در نهج البلاغه سفارش هايي درباره مرگ دارند که در اين نوشتار به مواردي از آن اشاره خواهيم کرد:

عبرت از مرگ
حضرت علي (ع) در خطبه اي، با يادآوري لحظات پس از مرگ، عبرت از  مرگ را متذکر مي شوند؛
« او را در سرزمين مردگان مي گذارند و در تنگناي قبر تنها خواهد ماند. حشرات درون زمين، پوستش را مي شکافند و خشت و خاک گور، بدن او را مي پوساند. تند بادهاي سخت، آثار او را نابود مي کند و گذشت شب و روز، نشانه هاي او را از ميان بر مي دارد. بدن ها، پس از آن همه طراوت، متلاش مي گردند و استخوان ها بعد از آن همه سختي و مقاومت، پوسيده مي شوند و ارواح در گرو سنگيني بار گناهانند و در آنجاست که به اسرار پنهان يقين مي کنند؛ اما نه بر اعمال درستشان چيزي اضافه مي شود و نه از اعمال زشت مي توانند توبه کنند.
آيا شما فرزندان و پدران و خويشاوندان همان مردم نيستيد که بر جاي پاي آنها قدم گذاشته ايد و از راهي که رفتند مي رويد؟ و روش آنها را دنبال مي کنيد؟ اما افسوس که دل ها سخت شده، پند نمي پذيرد، و از رشد و کمال بازمانده و راهي که نبايد برود مي رويد. گويا آنها هدف پندها و اندرزها نيستند و نجات رستگاري را در به دست آوردن دنيا مي دانند. بدانيد که بايد از صراط عبور کنيد، گذرگاهي که عبور کردن از آن خطرناک است، با لغزش هاي پرت کننده و پرتگاه هاي وحشت زا و ترس هاي پياپي!.»
در اينجا حضرت، به عبور از صراط مستقيم اشاره کرده و توصيه مي کنند که با عبرت گرفتن از مرگ گذشتگان، خود را براي عبور از اين گذرگاه آماده سازيم.
امير المومنين علي (ع) در جايي ديگر، با اشاره به لحظاتي که پس از مرگ در انتظار مردگان است، عبرت از مرگ را گوشزد مي کنند؛
« هر روز به سختي درد مي کشد و هر شب رنج و بيماري به سراغش مي رود. در ميان برادري غمخوار و پدري مهربان و ناله کننده اي بي طاقت و بر سينه کوبنده اي گريان افتاده است. اما او در حالت بيهوشي و سکرات مرگ، و غم و اندوه بسيار، و ناله دردناک، و درد جان کندن، با انتظار رنج آور، دست به گريبان است. پس از مرگ، او را مايوس وار در کفن پيچانده، در حالي که تسليم و آرام است، بر مي دارند و بر تابوت مي گذارند. خسته و لاغر به سفر آخرت مي رود، که فرزندان و برادران او را به دوش کشيده تا سر منزل غربت. آنجا که ديگر او را نمي بينند، و آنجا که جايگاه وحشت است، پيش مي برند. اما هنگامي که تشييع کنندگان بروند و مصيبت زدگان باز گردند، در گودال قبر نشانده، براي پرسش حيرت آور، و امتحان لغزش زا، زمزمه غم آلود دارد. و بزرگ ترين بلاي آنجا، فرود آمدن در آتش سوزان دوزخ و برافروختگي شعله ها و نعره هاي آتش است، که نه يک لحظه آرام گيرد تا استراحت کند، و نه آرامشي وجود دارد که از درد او بکاهد و نه قدرتي که مانع کيفر او شود، نه مرگي که او را از اين همه ناراحتي برهاند و نه خوابي که اندوهش را برطرف سازد، در ميان انواع مرگ ها و ساعت مجازات گوناگون، گرفتار است. به خدا پناه مي بريم.»
سختي ها و مجازاتي که در انتظار مردگان است، به اندازه اي است که مولا علي (ع) توصيه مي کند که براي رهايي از اين سختي ها و مجازات تنها بايد به خدا پناه برد.
حضرت علي (ع) در خطبه اي ديگر، با يادآوري لحظات قبل از مرگ، که انسان ها از مرگ غافل بودند، عبرت از مرگ و عبرت از گذشتگان را متذکر مي شوند؛
« آه! زمين چه اجساد عزيز و خوش سيمايي را با غذاهاي لذيذ و رنگين زندگي کردند، و در آغوش نعمت ها پرورانده شدند به کام خويش فرو برد.
آنان که مي خواستند با شادي غم ها را از دل برون کنند، و به هنگام مصيبت با سرگرمي ها، صفاي عيش خود را بر هم نزنند، دنيا به آنها و آنها به دنيا مي خنديدند، و در سايه خوشگذراني غفلت زا، بي خبر بودند که روزگار با خارهاي مصيبت زا آنها را در هم کوبيد و گذشت روزگار توانايي شان را گرفت. مرگ، از نزديک به آنها نظر دوخت، و غم و اندوهي که انتظارش را نداشتند، آنان را فرا گرفت و غضه هاي پنهاني که خيال آن را نمي کردند در جانشان راه يافت. در حالي که با سلامتي انس داشتند، انواع بيماري ها در پيکرشان پديد آمد، و هراسناک به اطبا، که دستور دادند گرمي را با سردي، و سردي را با گرمي درمان کنند، روي آوردند، که بي نتيجه بود، زيرا داروي سردي، گرمي را علاج نکرد، و آنچه براي گرمي به کار بردند، سردي را بيشتر ساخت، و ترکيبات و اختلاط، مزاج را به اعتدال نياورد، جز آن که آن بيماري را فزوني داد، تا آنجا که درمان کننده خسته و پرستار سرگردان، و خانواده از ادامه بيماري ها سست و ناتوان شدند و از پاسخ پرسش کنندگان درماندند، و درباره همان خبر حزن آوري که از او پنهان مي داشتند در حضورش به گفتگو پرداختند.»

سفارش به ياد مرگ
همواره پيامبران الهي و ائمه اطهار بر ياد مرگ تاکيد داشته اند، چنان که علي (ع) در خطبه اي، مردم را به يادآوري مرگ سفارش مي کند؛
« اي مردم! شما را به يادآوري مرگ، سفارش مي کنم، از مرگ کمتر غفلت کنيد، چگونه مرگ را فراموش مي کنيد در حالي که او شما را فراموش نمي کند؟ و چگونه طمع مي ورزيد در حالي که به شما مهلت نمي دهد؟ مرگ گذشتگان براي عبرت شما کافي است. آنها را به گورستان حمل کردند، بي آن که بر مرکبي سوار باشند، آنان را در قبر فرود آوردند بي آن که خود فرود آيند. چنان از ياد رفتند گويا از آبادکنندگان دنيا نبودند و آخرت همواره خانه شان بود! آنچه را وطن خود مي دانستند از آن رميدند و در آنجا که از آن مي رميدند، آرام گرفتند، و از چيزهايي که با آنها مشغول بودند جدا شدند، و آنجا که سرانجامشان بود ضايع کردند، اکنون نه قدرت دارند از اعمال زشت خود دوري کنند، و نه مي توانند عمل نيکي بر نيکي هاي خود بيفزايند. به دنيايي انس گرفتند که مغرورشان کرد، چون به آن اطمينان داشتند، سرانجام مغلوبشان کرد.»
در اينجا حضرت با اشاره به يادآوري مرگ، به اين نکته اشاره دارند که بعد ازمرگ، ديگر نمي توان بر اعمال صالح خود نه ذره اي افزود و نه ذره اي از بار گناهان کاست.
امام علي (ع) در خطبه اي ديگر، با سفارش به ياد مرگ، هدف نهايي از مرگ را قيامت مي داند؛
« قبل از فرا رسيدن مرگ، خود را براي پيش آمدهاي آن آماده سازد، پيش از آن که مرگ شما را دريابد، آنچه لازمه ملاقات است فراهم آوريد، زيرا مرگ پايان زندگي است و هدف نهايي، قيامت است.
مرگ براي خردمندان پند و ارز، و براي جاهلان وسيله عبرت آموزي است پيش از فرا رسيدن مرگ، از تنگي قبرها، و شدت غم و اندوه، و ترس از قيامت، و در هم ريختن استخوان ها، و کر شدن گوش ها، و تاريکي لحد، وحشت از آينده، و غم و اندوه فراوان در تنگاي گور، و پوشانده شدن آن با سنگ و خاک چه مي دانيد؟!
پس اي بندگان! خدا را! پروا کنيد، که دنيا با قانونمندي خاصي مي گذرد، شما با قيامت به رشته اي اتصال داريد، گويا نشانه هاي قيامت آشکار مي شود، و شما را در راه خود متوقف کرده، با زلزله هايش سر رسيده است، سنگيني بار آن بر دوش شما نهاده و رشته پيوند مردم با دنيا را قطع کرده، همه را از آغوش گرم دنيا خارج ساخته است!
گويي دنيا يک روز بود و گذشت، يا ماهي بود و سپري شد. تازه هاي دنيا کهنه شد، و فربه هايش لاغر گرديدند، سپس به سوي جايگاهي تنگ، در ميان مشکلاتي بزرگ، و آتشي پر شراره مي روند که صداي زبانه هايش وحشت زا، شعله هايش بلند، غرشش پرهيجان، پرنور و گدازنده، خاموشي شعله هايش غيرممکن، شعله هايش در فوران، تهديدهايش هراس انگيز، ژرفايش ناپيدا، پيرامونش تاريک و سياه، ديگ هايش در جوشش، و اوضاعش سخت وحشتناک است.»

ضرورت ياد مرگ
امام علي (ع) در ضرورت ياد مرگ، مي فرمايند؛
« به خدا سوگند! اين که مي گويم بازي نيست، جدي و حقيقت است. دروغ نيست، و آن چيزي جز مرگ نيست، که بانگ دعوت کننده اش رسا، و به سرعت همه را ميراند! پس انبوه زندگان، و طرفداران، تو را فريب ندهند. همانا گذشتگان را ديدي که ثروت اندوختند و از فقر و بيچارگي وحشت داشتد و با آرزوهاي طولاني فکر مي کردند در امانند، و مرگ را دور مي پنداشتند، ديدي چگونه مرگ بر سرشان فرود آمد؟ و آنان را از وطنشان بيرون راند؟ و از خانه امن کوچشان داد؟ که بر چوبه تابوت نشستند، و مردم آن را دست به دست مي کردند و بر دوش گرفته و با سرانگشت خويش نگاه مي داشتند؟ آيا نديديد آنان را که آرزوهاي دور و دراز داشتند، و کاخ هاي استوار مي ساختند، و مال هاي فراوان مي اندوختند، چگونه خانه هايشان گورستان شد؟ و اموال جمع آوري شده شان تباه و پراکنده و از آن وارثان گرديد؟ و زنان آنها با ديگران ازدواج کردند؟ نه مي توانند چيزي به حسنات بيفزايند و نه از گناه توبه کنند!.»
ياد مرگ در نظر مولا علي (ع) به انداره اي پر اهميت است که حضرت در نامه اي به فرزندش امام حسن (ع) در سال 38 هجري وقتي که از جنگ صفين باز مي گشت و به سرزمين «حاضرين» رسيده بود، مي نويسد:
« پسرم، بدان تو براي آخرت آفريده شدي نه دنيا، براي رفتن از دنيا، نه پايدار ماندن در آن؛ براي مرگ، نه زندگي جاودانه در دنيا؛ که هر لحظه ممکن است از دنيا کوچ کني، و به آخرت در آيي و تو شکار مرگي هستي که فرار کننده آن نجاتي ندارد، و هر که را بجويد به آن مي رسد، و سرانجام او را مي گيرد، پس از مرگ بترس! نکند زماني سراغ تو را گيرد که در حال گناه يا در انتظار توبه کردن باشي و مرگ مهلت ندهد و بين تو و توبه فاصله اندازد، که در اين حال خود را تباه کرده اي. پسرم! فراوان بياد مرگ باش، و به ياد آنچه که به سوي آن مي روي، و پس از مرگ در آن قرار مي گيري. تا هنگام ملاقات با مرگ از هر نظر آماده باش، نيروي خود را افزون، و کمر همت را بسته نگهدار که ناگهان بيايد و تو را مغلوب سازد. مبادا دلبستگي فراوان دنياپرستان و تهاجم حريصانه آنان به دنيا، تو را مغرور کند، چرا که خداوند تو را از حالات دنيا آگاه کرده، و دنيا نيز از وضع خود تو را خبر داده، و از زشتي هاي روزگار پرده برداشته است.»

 

استفاده از این مطلب با درج نام نویسنده و ذکر منبع بلامانع است.
  سایر مطالب